لف) گرايش مفرط فرايند آموزشي به سمت نتيجه گرايي :

- هنوز انديشيدن ، تفكر و افزايش قدرت تشخيص و تميزو روحيه نقادي در نظام آموزشي ما جايگاه مطلوبي ندارد. آنچه مهم است نتيجه كار به صورت كمي ( نمره امتحاني ) بوده و هيچ اهميتي به كيفيت و چگونگي فرايند آموزشي داده نمي شود .

-پژوهش ، تحقيق، مشاهده و عمل خلاقانه جاي خود را در برنامه درسي و روش هاي تدريس،  باز نكرده است و آنچه مورد تاكيد است تقويت و تاكيد بر مهارتهاي حفظ كردن و به خاطر سپردن معلوماتي است كه معلم به او منتقل مي كند.

ب) نحوه شكل گيري الگوهاي تعاملات مدرسه است :

- الگوي فعلي در مدرسه به فرمانبرداري و اطاعت بي چون و چرا تاكيد دارد و امكان مشاركت و اظهار نظر وجود ندارد. و دانش آموزان به سمت و سوي انفعال ، تسليم و انقياد سوق داده مي شوند

http://farajidasht.blogfa.com