نظریه ها و سبک های یادگیری

نظريه ها و سبك هاي يادگيري

بنياد فلسفي نظريه‌ها

از ديدگاه فلسفي مي‌توان يادگيري را به عنوان شناخت‌شناسي مطرح نمود كه به بررسي خاستگاه، ماهيت، حدود و روشهاي اطلاعاتي مي‌پردازد، مانند اينكه بپرسند: يادگيري بر چه مبنايي استوار است؟ مطالب جديد چگونه آموخته مي‌شوند؟ معلومات از كجا و چگونه به وجود مي‌آيند؟
روان‌شناسان به طور كلي كسب معلومات را با دو جنبه خردگرايي و تجربه‌گرايي در ارتباط با محيط دانسته‌اند.

( برای مشاهده نمونه ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

سری عکس گل(2)

مجموعه زیبایی از تصاویر طبیعت و گل تقدیم به شما عزیزان گل - امیدوارم همیشه گل باشید

(برای مشاهده نمونه ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

سری عکس گل

این هم سری بعدی عکس های طبیعت تقدیم به شما یاران عزیز

( برای مشاهده نمونه ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)


ادامه نوشته

طوطی رنگارنگ

سروده های دل

وایسا دنیا 


من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم

وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت نبین

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بليط شانس دائم بگو قسمت كى شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست

نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

( برای مشاهده بقیه به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

نمون برگ گزارش پیشرفت تحصیلی ( کارنامه ) توصیفی

با سلام

با توجه به تغییرات صورت گرفته در شیوه های سنجش و ارزشیابی در دوره ابتدایی و تغییر ارزشیابی کمی به کیفی - توصیفی ، گزارش پیشرفت تحصیلی ( کارنامه تحصیلی ) نیز تغییر یافته که در اینجا آخرین نمونه کارنامه های اعلام شده توسط وزارت آموزش و پرورش جهت اطلاع و استفاده همکاران ارائه می گردد .

( برای مشاهده نمونه ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)





http://farajidasht.blogfa.com
ادامه نوشته

سوالات عملکردی

سلام همکار گرامی

با توجه به لزوم آشنایی همکاران عزیز با انواع شیوه های سنجش و ارزشیابی ، به خصوص فعالیت های عملکردی و پروژه ای ، تعدادی نمونه کار در اختیار شما قرار خواهد گرفت تا به عنوان نمونه کار و الگو گیری مورد استفاده قرار گیرد . امید است شما شیفتگان دانایی و معرفت ما را از تجارب و طرح های موثر خویش بهره مند ساخته تا در اختیار سایرین قرار گیرد .

( برای مشاهده نمونه ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

http://farajidasht.blogfa.com
ادامه نوشته

نمون برگ های ثبت مشاهدات ارزشیابی

همکاران گرامی سلام
قضاوت و داوری درباره وضعیت تحصیلی و میزان پیشرفت تحصیلی و همچنین جهت ارزیابی از برنامه درسی و ... نیاز به مستندات می باشد و در روش های نوین آموزشی و ارزشیابی لزوم درج مشاهدات و روند پیشرفت آموزشی و تربیتی در نمون برگ های مناسب احساس می گردد . نمونه هایی از نمون برگ های ثبت مشاهدات فعالیت های دانش آموزان جهت استفاده همکاران عزیز به عنوان نمونه تقدیم می گردد .


( برای مشاهده نمونه ها به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

http://farajidasht.blogfa.com
ادامه نوشته

تغییر نقش ارکان نظام آموزشی

نقش ارکان نظام آموزشی:

 

·        توجه به مفهوم واقعی فرایند یاددهی – یادگیری

·        ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه

·        افزایش بهداشت روانی

·         افزایش اعتماد به نفس

·        افزایش روحیه نقد پذیری

·        افزایش مشارکت در یادگیری

·        رشد مهارت خود اصلاحی و خودتنظیمی

 

 نقش آموزش :

 

  • همرا با پژوهش باشد
  • سعی در تلفیق دانش داشته باشد
  • زندگی گروهی فرد را اصل قرار دهد
  • فرد را به یک یادگیرنده مادام العمر تبدیل نماید
  • فرد را نسبت به رعایت ارزشهای اجتماعی ، اخلاقی ، فرهنگی ، دینی و ... معتقد سازد

 

دانش آموز حاصل از آموزش معتبر :

 

  • توانایی لازم برای یادگیری مادام العمر
  • توانایی و دانش لازم در انتخاب شیوه ی برخورد با مسائل گوناگون
  • تمایل و مهارت کار در گروههای اجتماعی
  • توانایی برقراری ارتباط مناسب در شرایط مناسب
  • ارج گزاری به ارزشهای والای اجتماعی و انسانی
  • خلاق و دارای ذکاوت در حل مسایل

 

نقش مدرسه :

 

  • روشنگر
  •  فناورانه
  •  یادگیرنده
  •  محرک
  •  معنا بخش زندگی و کیفیت مطلوب آن

 

نقش معلم :

 

·        تسهیل گر

·         ناظر

·         مرشد و راهنما

·         یاور و مشاور

·          راهبر و بازخورد دهنده

 

نقش دانش آموز :

 

  • یادگیرنده فعال
  • پزوهنده
  • مراجعه کننده
  • پرسشگر
  • ...

 

نقش ارزشیابی تحصیلی :

 

  • آموخته های قابل انتقال را می سنجد
  • تعامل مثبت بین معلم و دانش آموز برقرار می کند
  • برخود ارزیابی تاکید دارد
  • معیارهای استاندارد ، معتبر و شفاف برای موفقیت دارد
  • با تولید یک محصول و عملکرد کیفی همراه می باشد
  • حافظه مدار نیست
  • مکمل و ملازم با آموزش است

http://farajidasht.blogfa.com

 

پند  و اندرز بزرگان

جملات زیبا وجالب کوتاه

 

خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد
انجامید . اُرد بزرگ
جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز
خود دور  شود . فریدریش نیچه
و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت
، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل
جبران
********************


( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

 

ادامه نوشته

طراحی فعالیت های آموزشی توسط معلم

چگونه فرآیند آموزش را طراحی کنیم؟

تدریس چیست؟

از تدریس، همانند یادگیری، تعریفهای مختلفی ارائه شده است. بعضی، تدریس را «بیان صریح معلم درباره آنچه باید یاد گرفته شود» می دانند و گروهی دیگر تدریس را «همورزی متقابلی می دانند که بین معلم، دانش آموز و محتوا در کلاس درس جریان دارد.» عدّه ی زیادی از مربیان و متخصصان آموزش و پرورش، تدریس را «فراهم آوردن موقعیت و فرصتهایی که یادگیری دانش آموزان را تسهیل کند»، نامیده اند. از بررسی مجموعه ی تعاریف ارائه شده می توان نتیجه گرفت که «تدریس، فعالیتی تعاملی و منظم و هدفمند بین معلم و دانش آموز به منظور تسهیل یادگیری است.» (شعبانی،1382).

 عوامل اصلی چنین فعالیتی عبارتند از: طراحی، اجرا و ارزشیابی. طراحی پایه و اساس اصلی این فرآیند است که دو عامل دیگر یعنی اجرا و ارزشیابی بر آن استوار هستند و تحقق مطلوب آنها وابسته به کیفیت طراحی آموزشی است.

http://farajidasht.blogfa.com

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

نجات تحصیل و آموزش

اشکالات و معایب روش تدریس سنتی

روشهاي جديد تدريس براي نجات تحصيل و آموزش

روشهاي تدريس سنتي كه مشخصه اصلي آن اقتدار معلم و معلم محور بودن و نيز باور بر اين اصل است كه معلم عامل اصلي انتقال دانش به دانش آموزاني است كه آماده پذيرش آن هستند، امروزه ديگر براي آموزشهاي همگاني كارآمد مفيد نيستند.

امروز نوجوانهايي كه وارد مقطع متوسطه مي‌شوند، محصول خانواده‌هايي هستند كه آنها را براي نقش دانش آموز بودن آماده ننموده‌اند و اين دانش آموزان بيشتر در معرض شكست آموزشي و درسي مي‌باشند. كارشناسان و متخصصان آموزش فرانسه براي رويارويي با اين چالش حاصل از آزادي تحصيل ،روشها و رويكردهاي ابتكاري را پيشنهاد و مطرح نموده‌اند كه به آنها مي‌پردازيم.

روشهاي آموزشي تحت عنوان نظيريه كاربردي و عملي - نه هنر و نه علم بلكه برنامه عملي آنگونه كه جامعه‌شناس فرانسوي اميل دوركيم آنرا توصيف مي‌كند- مي‌تواند پاسخگوي مشكلات حاصل از آزادي تحصيل باشد، كه درست پس از جنگ اتخاذ گرديد و در دهه‌هاي 80 و 90 با اين هدف دولت كه سالانه 80 درصد از نوجوانان به سطح ديپلم متوسطه مي‌رسند شتاب بيشتري گرفت.

به دليل رويارويي با مشكلات حاصل از آموزش همگاني و وسيع، نظريات آموزشي فعلي براي دانش آموزان نقش محوري را در نظام آموزشي قائل هستند. اصلي كه در قانون اموزش و پرورش 1989 نيز حفظ گرديد و گنجانده شد. طبق اين اصل توصيه مي‌شود كه آموزش بايد از علايق دانش آموزان آغاز شود و از اين طريق آنها را در موقعيت يادگيري و آموزش قرار داد. در سالهاي اخير، اين رويكرد در فرانسه از طريق ارائه ادبيات كودكان در مقطع ابتدايي و كارهاي انفرادي تحت نظارت در مقطع متوسطه در قالب تكميل يك پروژه بروي موضوع مورد علاقه دانش آموز و يا از طريق فنآوريهاي جديد نمود پيدا كرده است. همه اين روشها براي آشتي نوجوانان با يادگيري طراحي شده‌اند.
 

http://farajidasht.blogfa.com

 

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

مهارت معلمی

چگونه معلمی حرفه ای باشیم

اشاره :
همه می دانیم ، هرگاه افرادی بخواهند در کار خود همچون عنصری حرفه ای مطرح شوند ، باید شرایط و ملزومات آن را هم داشته باشند . اصولاً حرفه ای شدن در هر کاری قواعد خاص خود را دارد .حرفه ی معلمی نیز از این قاعده مستثنی نیست . اغلب به غلط تصور می کنیم که معلمان با تجربه و برخوردار از دانش و اطلاعات سطح بالا معلمان حرفه ای نیز هستند. هر چند موارد ذکر شده برای هر معلم حرفه ای شرط لازم است ، اما کافی نیست . چه بسا معلمانی را سراغ داریم که دررشته ای که تدریس می کنند سوابقی بس طولانی دارند ، اما نتوانسته اند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند ؛ به عبارتی در جلب توجه علاقه ی دانش آموزان چه به لحاظ روش تدریس و چه به لحاظ مدیریت کلاس موفق نبوده اند و همچنین با معلمانی مواجه بوده ایم که از لحاظ روش تدریس و مدیریت در وضعیت مطلوبی قرار داشته اند ، اما به هیچ وجه نتوانستند کلاس جذابی را برای فرا گیرندگان فراهم آورند . سوالی که در اینجا مطرح می شود ، این است که چه عواملی سبب شده تا اینگونه افراد نتوانند همچون معلمی حرفه ای عمل کنند . و اصولا به غیر از دانش و سابقه تدریس ، آیا متغییر های دیگری نیز در حرفه ای شدن یک معلم دخالت دارد ؟ این مقاله بر آن است تا روش هایی را به معلمان معرفی کنند تا در امر تدریس به منزله ی فردی حرفه ای عمل کنند .

http://farajidasht.blogfa.com

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

سنجش مستمر

مراحل سنجش مستمر در کلاس درس و ارتباط آن با فعالیت های آموزشی

درباره ي استفاده از سنجش ( فرايند جمع آوري اطلاعات به منظور تصميم گيري هاي آموزشي ) براي حمايت از آموزشي که در کلاس درس به دانش آموزان ارائه مي کنيم ، شواهد پژوهشي نشان مي دهند که « سنجش براي ياد گيري ، بهتر از سنجش ياد گيري هاي دانش آموزان است .» به کلامي ديگر ، معلماني که از سنجش براي کسب آگاهي از مشکلات ياد گيري دانش آموزان استفا ده مي کنند ، بهتر مي توانند از طريق تفسير اطلاعات و تجزيه و تحليل آن ها ، درباره ي فرايند آموزش ، تقويت نکات مثبت و رفع مشکلات موردي ياد گيري ، مانند بدفهمي هاي دانش آموزان از موضوع درس ، انتظارات آموزشي معلم ، ايجاد تعامل بيشتر بين دانش آموزان ، و ... تصميم بگيرند .

سنجش هنگامي به بهبود يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش آموزان منجر مي شود که آن را به عنوان جزء تفکيک ناپذير فرايند يادگيري – ياددهي در نظر بگيريم و به طور مستمر و معني دار از آن استفاده کنيم .

در اين مقاله تلاش شده است ، به پرسش هاي زير پاسخ داده شود :

*سنجش مستمر به چه معناست ؟

*    ارتباط سنجش مستمر با فعاليت هاي آموزشي چيست ؟

*    سنجش مستمر داراي چه ويژگي هاي کليدي است ؟

*    چگونه مي توان سنجش مستمر را طراحي کرد؟

* چگونه مي توان فرايند آموزش را بر اسا س سنجش مستمر ، پيش برد ؟

*   براي اعتبار بخشي به سنجش مستمر ، چه بايد کرد؟

http://farajidasht.blogfa.com

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

شیوه های جدید آموزش در اروپا

نقش تك مهارتها در فعاليتهاي ياددهي و  شیوه های جدید آموزشی در اروپا

همه ما برای آن كه دیگری سخنمان را بشنود، باور كند، بپذیرد و یا رد كرده و به بحث و گفت وگو با ما بنشیند نیازمند كلامی شیوا و روشی مناسب برای بیان احساسات، عقاید و تفكرات مان هستیم؛ شیوه و كلامی كه نه تنها ویژه ما است بلكه با احساسات، عواطف و عقاید طرف مقابل نیز همخوانی دارد، كه اگر جز این باشد، برقراری ارتباط ناممكن است..
آموزش نیز نوعی برقراری ارتباط میان آموزگار و دانش آموز است و تا زمانی كه ارتباطی منطقی چه از جهت كلامی و چه از جهت منطقی بین آموزگار و دانش آموز برقرار نشود، فرایند آموزش و آموختن محال و غیرممكن بوده و بی تردید به شكست می انجامد..آن چه در پی می آید
شیوه های جدید آموزشی به منظور برقراری ارتباط بیشتر و بهتر میان آموزگار و دانش آموز است؛ این شیوه ها اكنون یكی از رایج ترین شیوه های آموزشی در كشورهای اروپایی و آمریكا است.
روانشناسان معتقدند آن چه كودك را به فراگیری بیشتر و بهتر تشویق می كند، اشتیاق او برای حضور در كلاس درس و اطمینان از آزادی عمل در حین فراگیری است، به این معنی كه دانش آموز حضور فعال در كلاس را نوعی آزادی تلقی كرده و این آزادی او را برای حضور در كلاس مشتاق می كند.
پژوهشگران مركز مطالعات آموزشی یونیسف (
Unicef)   با مطالعه برروی شیوه های مختلف آموزشی دریافتند بهترین شیوه های آموزشی كه می تواند به نحو مؤثری ارتباط بین آموزگار، دانش آموز و مباحث درسی را تداوم بخشد عبارت است از:

آموزش گروهی  ،    آموزش مستقیم      ،  آموزش مستقل یا غیروابسته   ،    آموزش تركیبی یا مختلط

http://farajidasht.blogfa.com

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته

راه های پرورش خلاقیت

دستاوردهای  مادى خلاقيت

به يارى خلاقيت بود كه انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشينى، جريان تحولى را به راه اندازد كه تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها كند يا كم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ي پيش با اختراع روش علمي‌ و همگرايى دو موج بنيان‏‌كن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت و تا بدان‏‌جا پيش رفت كه امروز شتاب مهارناپذير آن، دغدغه‌‏ها و نگراني‌هايى جدى پديد آورده است. به‌ويژه در دهه‌هاي اخير، دورنماى گسست‌هايى نوظهور در روندهاى تكاملى پديده‏‌ها، به طرزى نگران‏‌كننده در افق آينده ظاهر شده است. متأسفانه، انسان نه تنها هنوز فهم درستى از اين گسست‌ها ندارد، بلكه براى مواجهه با آن‏‌ها نيز چندان آماده نيست. از جمله، خلاقيت باعث شده است كه انسان با فن‏‌آورى جريانى را به راه اندازد كه نتيجه‌ي طبيعى آن پيدايش زيستگاهى درون طبيعت و مصنوع دست انسان است، زيستگاهى كه به سرعت پيش‌‏رونده و به‌‏ظاهر مهارناپذير است و در موارد بسيارى نه تنها از قوانين طبيعت پيروى نمي‌‏كند، بلكه اغلب بر ضد آن نيز عمل كرده است. علايم هشداردهنده‌ي توفان‏‌هاى نامنتظره و ويرانگر چند سال اخير به ما مي‌‏گويند، اين تنها سكونت‌گاهمان ـ كره‌ي زمين ـ را نابخردانه اداره كرده‌‏ايم و آسيب‌‏هايى جدى به آن وارد ساخته‌‏ايم كه جبران‏‌ناپذير است. ما تعادل زيست‏‌بومى زمين را چنان برهم زده‏‌ايم كه اكنون براى مقابله با اين تهديدها آماده نيستيم. افزون بر آن، هر چند به اين حقيقت پي ‏برده‌‏ايم كه انسان جزيى جدايي‌‏ناپذير از طبيعت است و نبايستى در تقابل با آن يا به دور از آن سوداى زيستى متعادل داشته باشد، ولى خود را بيش از پيش اسير زندگى در سپهرى كرده‌‏ايم كه مصنوعى، غيرطبيعى و با عدم تعادل‏‌هاى بسيار همراه است.

خلاقيت انسان را در عرصه‌هاي علم و فن‌‏آورى براى بازگشايى رمز حيات و خواندن قوانين طبيعت در مقامى قرار داده است كه تصور مي‌‏كند مي‌‏تواند افزون بر بازآفرينى (شبيه‌‏سازى) پاره‌‏اى از موجودات زنده، خودِ طبيعت را به صورت زيست‌‏بومى تحت سيطره‌ي خويش به‏‌طور مصنوعى بيافريند و از آن مهم‏تر، به طراحى خودِ زندگى و به بيانى ديگر به بازانديشى در مهندسى حيات دست زند و كار را تا بدان‌‏جا پيش برد كه خويشتن را در مقام «طراح هستى» بداند. پروژه‌ي «ژنوم»1 انسان، با خواندن رمز حيات و كشف كامل نقشه‌ي ژنتيكى انسان، وعده مي‌‏دهد كه هر نوع دستكارى در ساختار بيولوژيك ـ ژنتيك انسان ميسر شده است. يافته‌هاي ساير دانشمندان نيز انديشمندان را واداشته از عصر مابعد انسان (Post human era) سخن گويند. به راستى آيا ساختارهاى اجتماعى، فرهنگى، اخلاقى، حقوقى ما براى ورود به اين عصر آماده‌‏اند؟

شكى نيست كه خلاقيت انسان، محيط مادى زندگى او را دگرگون ساخته است. دستكاري‌‏هاى بشر در عرصه‌ي مادى، به‌ويژه در ژن و اطلاعات، امكانات حيرت‌‏انگيزى را براى دست‏يابى به رفاه مادى ـ آسايش ـ فراهم آورده است. اما امروزه، فقط بخش محدودى از جمعيت كره‌ي زمين در رفاه مادى به سر مي‌برند. هنوز درصد قابل توجهى از مردم جهان دچار فقر مطلق‌‏اند و نيازهاى اساسى آنان به غذاى مناسب، آب سالم، سرپناه و خدمات درمانى و آموزش كافى تأمين نشده است.2 با وجود اين، در مقايسه با قرن گذشته، ترديدى نيست كه شرايط مادى زندگى بشر به‌‏طور كلى بهتر شده است.

همين دستكاري‌‏ها ـ دستكارى در ژن، ماده و اطلاعات ـ نويد مي‌دهند كه تا رسيدن به آرزوهاى دست‌نايافتنى زيبايى و سلامت تا حد كمال و عمر طولانى تا حد جاودانگى چيزى نمانده است. تحقيقات گسترده‌‏اى كه در زمينه‌ي علوم زيستى از مهندسى ژنتيك تا ژنوم انسان و سلول‏‌هاى بنيادى، علوم و صنايع دارويى و زيبايى از يك سو و نانوتكنولوژى از سوى ديگر انجام شده يا در دست انجام است، هر روز يافته‌هاي تازه‌‏اى را ارائه مي‌دهند كه تكان‏‌دهنده و نويدبخش‌‏اند.

اما مشكل آن‏‌جاست كه به‌‏رغم همه‌ي اين دستاوردها و فراهم آمدن نسبى آسايش، انسان به دلايل گوناگون به آرزوى مهم ديگرش ـ آرامش ـ دست‌نيافته است. شايد اين مهم‏ترين موضوعى باشد كه در آينده، به دليل اهميتى كه دارد، نيروى خلاق بشر را صرف خود كند. پاسخ‏‌گويى به اين پرسش كه چگونه مي‌‏توان همگام با تأمين وسايل آسايش بشر، آرامش او را در محيط زيست به شدت تكنولوژيك‌‏شونده فراهم آورد سهل و ممتنع است. روند روبه‌‏رشد و بي‌‏وقفه‌ي تنوع و تكثر خواسته‌‏ها و نيازهاى انسان از يك سو و در آميخته شدن سرنوشت همه‌ي ساكنان كره زمين از سوى ديگر، همراه با تجربه‌ي تلخ ناتوانى بشر در توزيع عادلانه و صحيح دستاوردها كه درنتيجه‌ي رشد روزافزون نابرابري‌‏ها در دنياى كوچك‌‏شده و شبكه‌ا‌ي‌شده و به‏‌شدت به‏‌هم وابسته‌ي امروز رخ داده، موجب شده است كه اين امر به مسئله‌ي غامض انسان عصر حاضر و انسان آينده تبديل گردد.

خواسته‌هاي انسان امروزين حد و مرز ندارد. «بازار»، شاهرگ اقتصاد جهانى و پديده‌‏اى است كه حيات جوامع كنونى بدان وابسته است. با رشد مهارناپذير و جنون‌‏آميز خواسته‌هاي انسان، اهميت و نقش بازار روزبه‏‌روز بيشتر رشد مي‌‏كند كه در نتيجه، زيركانه و به اتكاى دانش و فن‏‌آورى پيشرفته‌ي روز، مدام سرگرم داغ نگاه داشتن تنور حرص و آز بشر است. بازار هردم نياز تازه‏‌اى خلق مي‌‏كند تا مصرف را دامن زند و خود را توسعه دهد.

از سوى ديگر، فن‏‌آوري‌‏هاى ارتباطى پيشرفته كه چيزى نمانده است تا در دسترس نادارترين افراد و دورافتاده‌‏ترين جوامع نيز قرار گيرند، بدون شك در جوامع عقب‏‌مانده و توسعه‏‌نيافته باعث رشدآگاهى مردم و ايجاد شرايط مساعد براى توسعه و پيشرفتِ مادى و معنوى خواهند شد و هزاران كاركرد سازنده‌ي ديگر را نويد مي‌‏دهند. اما در همان حال، رنج و درد و مصيبت و بحران و... را نيز هر كجا كه وجود داشته باشد با سرعتى حيرت‏‌انگيز به مسئله‌ي مشترك همه‌ي انسان‏‌ها تبديل مي‌‏كند. همه‌ي اين‏‌ها و بسيارى عوامل ديگر اين نگرانى را پديد آورده‌‏اند كه آيا دستاوردهاى علمى ـ تكنولوژيك معاصر به‌ويژه در عرصه‌ي ارتباطات و اطلاعات حيرت‏‌انگيز خلاقيت انسان، بر دوران سرخوشى و آسودگى خيال انسان كه از زندگى ساده در فضاى امن «كنج خلوت» و بي‌‏خبرى از عالم برمي‌‏خاست، مُهر پايان‌زده است؟ البته، پرسش‏‌هاى فلسفى مهم عصر حاضر آن است كه آيا انسان معاصر و انسان آينده در اصل خواهان چنين آرامشى هست يا نه و با چه قيمتى حاضر است آن را به‌دست آورد؟ و آيا در محيط ديجيتالي ‌‏شده‌ي زندگى امروز، مي‌‏توان چنين فضاى امن، آسوده و كنج خلوتى را فراهم آورد؟


دستاوردهاى غيرمادى خلاقيت‏

دامنه‌ي خلاقيت انسان به عرصه‌ي «حيات مادى» محدود نمي‌‏شود، بلكه در عرصه غيرمادى نيز دستاوردهايى شگفت‌‏انگيز داشته است. انسان با آگاهى از خصلت اجتماعى خويش، انديشه‌ي «سازمان» را آفريد و جريان بازآفرينى شكل و فلسفه‌ي وجودى و روح حاكم بر اين پديده مهم ـ سازمان ـ را به گونه‏‌اى هدايت كرد كه بتواند پاسخ‏گوى پيچيدگى روزافزون امور و مسائل باشد. بدين‏‌ترتيب، همگام با ساير تحولات محيط مادى زندگى، انسان روند سلطه‌ي روزافزون سازمان را بر حيات فردى و اجتماعي‌‏اش تا آن‌جا پيش برده است كه خود به «انسان سازمانى» تبديل شده است؛ انسانى كه بخش مهم زندگي‌‏اش در سازمان‏‌ها جريان دارد: از خانواده و مسجد و كليسا و معبد تا سازمان‏‌هايى كه در آن‏‌ها كار مي‌‏كند و سازمان‏‌هايى كه در آن‏‌ها اوقات فراغتش را سپرى مي‌‏كند و... مي‌‏توان ادعا كرد كه تقريباً همه‌ي مسائل زندگى انسان امروز ـ از تولد تا مرگ ـ توسط سازمان‏‌ها و در آن‏‌ها حل‌وفصل مي‌‏شوند. انسان امروزين بدون سازمان‏‌ها قادر به ادامه‌ي حيات نيست؛ به‌ويژه سازمان‌‏هايى كه نيازهاى اختراع مهم ديگرش يعنى اقتصاد را تأمين مي‌‏كنند. سازمان‏دهي زندگى انسان در عرصه‌ي مادى بدون انديشه‌‏ها و سازوكارهاى اقتصادى امكان‌‏پذير نبوده و نيست. امروزه، سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ كه نماد آن بنگاه اقتصادى است ـ سرنوشت انسان را رقم مي‌‏زنند. طنز قضيه در اين است كه همين واقعيت ـ اسارت در چنبره‌ي سازمان‏‌ها به‌ويژه سازمان‏‌هاى اقتصادى ـ به مهم‏ترين معضل انسان امروز تبديل شده است. www.zibaweb.com

انسان به كمك توانايى خلاقيت خويش هر بار براى حل مسئله‌اي يا بهبود نقيصه‌ي، چيزى را خلق كرده كه در آغاز راهگشا بوده ولى چندى بعد خود به معضل تبديل شده است. البته، شكى نيست كه جريان پرتوان و بي‌‏وقفه‌ي خلاقيت انسان همواره در كار است و اجازه نمي‌دهد كه به‏‌رغم حضور معضلات جدى، يأس بر انسان حاكم شود. به يارى همين خلاقيت است كه انسان خواهد توانست براى مسائلى كه امروزه چون گره كور مي‌نمايند، راه‌‏حل بيابد.

آفرينش انديشه‌ي حكومت و حاكميت و پديدآوردن انواع و اَشكال سازمانى آن ـ از استبدادي‌ترين تا دموكراتيك‌‏ترين ـ و بازانديشى مستمر در اصول و مفاهيم بنيادين آن، محصول خلاقيت انسان است، اما روند تحول آن از سرعت مناسب برخوردار نيست و در مقايسه با ساير عرصه‌‏ها تأخير قابل ملاحظه‌ي دارد. از زمان خلق انديشه‌ي دموكراسى تاكنون، به‏‌رغم بن‏ بست‌هاى مفهومى و بحران‏‌هاى وجودى آن، هنوز جايگزين بهترى براى دموكراسى خلق نشده است. شكل حكومت و كيفيت اداره‌ي سياسى جامعه از آن نظر داراى اهميت است كه درواقع تعيين مي‌‏كند جامعه چگونه سرمايه‌ها، منابع و به‌ويژه قدرت معنوى خود را كه به صورت توانايى خلاقيت و نوآورى در مغز افراد جامعه نهفته است، كشف كند و شرايط لازم را براى پرورش آن‏‌ها فراهم آورد و در جهت بهبود كيفيت زندگى يكايك افراد جامعه و توسعه و پيشرفت همگان به كار اندازد. افزون بر آن، جامعه‌اي كه از شكل مناسب حكومت برخوردار بوده و به خِرد حاكميت نيز دست يافته باشد، مي‌‏تواند سرمايه‌هاي معنوى، فكرى و دستاوردهاى جوامع ديگر را نيز در راه بهبود مستمر كيفيت زندگى مردم خود به كار اندازد. تنها در متن ساختارهاى دموكراتيك است كه مي‌‏توان از حكومت، انجام وظيفه‌‏اى را انتظار داشت كه بسيار اخلاقى و خِردمندانه است و آن چيزى جز بهبود مستمر كيفيت زندگى مردم نيست؛ وگرنه در ساختارهاى غيردموكراتيك، نظام حكومت دغدغه‌‏اى غير از حفظ و گسترش قدرت خويش ندارد.

اما زيباترين و درعين‌‏حال غامض‌‏ترين دستاوردِ غيرمادى خلاقيت بشر، فرهنگ است كه براى سامان‏ده‌ى رابطه‌ي دوگانه انسان با هستى پديد آمده است. از يك‌‏سو، فرهنگ در خدمت برقرارى تعادل ميان انسان با محيط بيرونى، يعنى ايجاد موازنه با فن‌‏آورى و طبيعت است و از سوى ديگر، مي‌خواهد رابطه‌ي انسان را با دنياى درون او ـ يعنى با خودش ـ تنظيم كند. اين‌گونه است كه فرهنگ، پيچيده‌‏ترين اختراع انسان، در كانون مثلثى قرار مي‌گيرد كه در رأس آن انسان و در انتهاى دو ضلع ديگرش، طبيعت و فن‏‌آورى قرار دارند. بدون فرهنگ، زندگى انسان در ميانه‌ي اختراعاتِ نوظهور و مدام نو شونده‏اش و در رابطه با طبيعت و فن‏‌آورى، بي‌معنى و تهى مي‌گردد؛ و از آن مهم‏تر، بدون آن قادر نخواهد بود به تعادلى پويا با كل هستى دست يابد، تعادلى برخاسته از تعريف روشن جايگاه انسان در هستى.

ساختار فرهنگ از عناصر مهمى چون تاريخ، زبان و دين تركيب‌يافته است كه هر يك به تنهايى يا در تركيب با ديگرى، هويتِ انسان خارج شده از محيط طبيعى و اسكان‏‌يافته در محيط فن‏‌آورانه ـ سازمانى را كه مصنوع خودِ اوست، شكل مي‌‏دهند. حافظه‌ي تاريخى به انسان كمك مي‌‏كند تا با آگاهى از مسيرى كه از آغاز تا به امروز طى كرده است و با درك و تبيين عميق رويدادها و واقعيت‌هاى گذشته، هويت خود را تعريف كند.

بدون زبان، تفكر، تخيل، تجسم و ادراك، توانايى انتزاع براى انسان ميسر نمي‌‏شد. با توانايى انتزاع است كه انديشه خلق مي‌‏شود و احساس ابراز مي‌‏گردد. بدون انديشه، دستكارى در طبيعت ممكن نبود و بدون ابراز احساس، هنر خلق نمي‌‏شد. بدين‏‌ترتيب، شايد بتوان خلاقيت مستمر به وجود آوردن زبان را منشأ مهم‏ترين تحول زندگى انسان دانست. افزون بر آن، بدون زبان، خودآگاهى شكل نمي‌‏گرفت. از طريق خودآگاهى است كه انسان به زمانْ آگاهى دست‌يافته است: آگاهى از حضور خود در زمان تاريخى، محصول خودآگاهى انسان در متن گذشته است. با فهم تاريخى است كه انسان نه تنها به اشتباه و خطاى گذشته خود پى مي‌‏برد، بلكه براى دستاوردهاى آتى خود ـ خواه به صورت كشف باشد يا اختراع يا شناخت و معرفت علمى و غيرعلمى ـ بنيان نظرى و توجيه فلسفى فراهم مي‌‏آورد. درواقع، نگاه تاريخى و فهم تاريخ قطب‏‌نمايى است كه در حركت به سوى آينده‌‏اى كه جهت‌‏گيري‌‏هاى آن عالمانه و خردمندانه تعريف شده باشند، انحراف از مسير را به حداقل مي‌‏رساند.

بسيارى از تحولات پرشتاب كنونى محصول آگاهى انسان به حضور خويش در متن آينده است. آينده‌آگاهى از هنگامى در انسان ظاهر شد كه براى نخستين ‌‏بار از آن‏چه در اختيار داشت ذخيره‏‌اى براى مصرف بعدى اندوخت و تا بدان‏‌جا پيش رفت كه با اتكا به روش‌‏شناسي‌‏هاى كمّى و كيفى پيشرفته‌ي كنونى، زمينه‏‌ساز رقم زدن و شكل دادن به آينده شد. علم، آينده‏‌نگري‌‏اى است كه با نگاه خوش‏بينانه و اميدبخش ادعا دارد كه به اتكاى آن، مي‌‏توان فرايند شكل‌‏گيرى امور را به گونه‌‏اى هدايت كرد كه به سود جامعه‌ي بشرى باشند.

اما خودآگاهى در متن زمانِ حال است كه زمينه را براى تأمل و بازانديشى درباره‌ي كيفيت حضور در هستى و درست و نادرست بودن مسيرى كه طى شده و جهت‏‌گيرى به سوى آينده و به بيان كلي‌‏تر، نقد وجودى انسان در متن گستره‌ي هستى چندكيهانى3 (multiverse) آماده مي‌‏سازد. اين همان خِرد انتقادى است كه از تركيب سه وجه زمان‌‏آگاهى: آگاهى به حال، گذشته و آينده حاصل مي‌‏شود. بدون خِرد انتقادى، انسان چگونه مي‌‏تواند در اين هستى پرتلاطم و بحران‏‌خيز و توفانى، زندگىِ خود را سامان دهد؟

 

خلاقيت علمى، فن‏‌آورانه و هنرى‏

عنصر ديگرى كه در فرهنگ وجود دارد و به گونه‌‏اى ژرف و پررمز و راز رابطه‌ي انسان را با هستى تعريف مي‌‏كند، «هنر» است. هنر، پردامنه‏‌ترين و زيباترين تجلى خلاقيت انسان است. چيزى است كه در سطحى عميق و پرمعنا، رابطه‌ي انسان را با دنياى درون و جهان بيرونى به گونه‏‌اى بيان مي‌‏كند كه به زندگى و درواقع، به هستى معنا مي‌‏بخشد و رابطه‌ي انسان را با هستى در سطحى ديگر برقرار مي‌‏كند.

هنر، همگام با فن‏‌آورى خلق شد، گاه با فن‌‏آورى و گاه عليه آن و انسان را در سفر پرفراز و نشيب و پررمز و راز «بودن» و «شدن» ـ در طبيعت يا بيرون از طبيعت ـ به عنوان مهم‏ترين ابزار خلق و بيان احساس و انديشه و تجربه‌ي وجودى همراهى كرده است. بدون هنر، هستى انسان در محيط تكنولوژيك و طبيعى ـ هر دو ـ سرد و خالى از روح و حتى ناممكن مي‌‏نمايد.

امروزه، رابطه‌ي هنر، علم و تكنولوژى ـ سه برآيند تحول‌‏آفرين و تمدن‌سازِ خلاقيت انسان ـ رابطه‌‏اى هميارانه (symbiotic) است. هيچ كدام بدون ديگرى قادر به ادامه حيات نيستند. اگر خلاقيت را فرايندى بدانيم كه در آن ايده‌ي جديد خلق مي‌‏شود، پس مي‌‏توان گفت كه علم، تجلى عقلانى خلاقيت است و سازوكار آن بر اساس عقل و ابزار و روش هم علمى است. به كمك سازوكار تعقل و ابزار و روش علمى است كه كشف، اختراع و به طور كلى شناخت علمى حاصل مي‌‏شود. فن‌‏آورى، محصول فرايند نوآورى است و طى آن دستاوردهاى علمى به ابزار و روش‌‏ها و سامانه‌هاي كاربردى و عملى و انديشه‌هاي كارساز تبديل مي‌‏شوند. www.zibaweb.com

اما هنر، خلاقيت وجودى انسان و فراتر از عقلانيتِ علم و عمل‏‌گرايى تكنولوژى، به كار خلق مشغول است. اگر علم و تكنولوژى با عقل و شعور عقلانى و خِرد ابزارى انسان سروكار دارند، مي‌‏توان گفت هنر از دل و روح و جان انسان برمي‌‏خيزد. بدين‌‏ترتيب، سرمنشأ خلاقيت علمى و تكنولوژيك، فعاليت‌هاى خودآگاه و ناخودآگاه عقلانى مغز انسان است، ولى خلاقيت هنرى بيشتر نه در عقل، بلكه در ژرفاى جان فعال مي‌‏شود.

نكته‌ي مهم‏تر آن است كه به‌‏رغم تفاوت‌هاى ساختارى، علم بدون فن‌‏آورى نمي‌‏تواند به رشد خود ادامه دهد و فن‌‏آورى نيز بدون بنيان علمى قابل تصور نيست ولى هر دوى آن‏‌ها، به‌ويژه فن‌‏آورى، براى حفظ و اشاعه‌ي دستاوردهاى خود به هنر نياز دارند. از اين مهم‏تر، هنر بسترى ذهنى فراهم مي‌‏آورد كه در آن ايده‌‏ها و انديشه‌هاي لازم براى خلاقيت علمى و فن‏‌آورانه پديد مي‌‏آيند. ادامه‌ي حيات هنر، خواه كلاسيك يا مدرن، به پديده‌هاي علمى و تكنولوژيك و اساساً به دستاوردهاى علم و تكنولوژى بيش از پيش وابسته شده است. هر قدر پيشتر مي‌‏رويم، رابطه‌ي ميان آن‏ها تنگاتنگ‌‏تر و درآميخته‏‌تر مي‌‏شود تا آن‏جا كه مرزبندي‌‏هاى متعارف ميان علم، تكنولوژى و هنر روز به روز كم‏رنگ‌‏تر مي‌‏گردد و از آن مهم‏تر، جداسازى قلمروى الزامات اين سه دشوارتر مي‌‏گردد؛ درست همان‏‌گونه كه ديگر مرزبندى ميان اقتصاد، فرهنگ و سياست چندان آسان نيست. به معنايى ديگر، شناخت، تحليل و راه‌‏حل‌‏يابى براى اين پديده‏‌ها با نگاه كاهش‌‏گرا (reductionist) و تك‏‌بُعدى راه به جايى نمي‌‏برد. تفكر يك‏پارچه‏‌نگر (integrative) و تركيب‌‏گر و سامانه‌‏گرا، پارادايمى است كه مي‌‏تواند كنه پيچيده و تركيبى اين پديده‌‏ها را بشكافد و به شناخت واقع‏‌بينانه دست يابد.

بدين‏‌ترتيب، شايد در يك جمع‏‌بندى كوتاه بتوان گفت كه خلاقيت، انسان را در مسيرى قرار مي‌‏دهد كه بازگشت از آن نه ممكن و نه مطلوب است. رمز و راز قضيه در اين است كه خلاقيت نه تنها منشأ تحول زندگى بشر شده است، بلكه تحولاتى را پديد آورده است كه به طرزى ژرف و شگفت‌‏انگيز قدرت، توانايى و دامنه‌ي خود خلاقيت انسان را نيز توسعه داده است. ماشين عظيمى به راه افتاده است كه متوقف ساختن آن نه جايز و نه ممكن است، تنها مي‌‏توان دو كار انجام داد: اول، ضمن جبران غفلت گذشته به منظور فراهم آوردن زمينه براى شكوفايى خلاقيت افراد در جوامع توسعه‏‌نيافته‌‏اى كه ذخاير فكرى آنان دست‏‌نخورده مانده است، به خلاقيت‌ها جهت و معنا بخشيد و دوم، استفاده از دستاوردهاى خلاقيت بشرى را در حوزه‌هاي راهبردى و سرنوشت‏‌ساز خردمندانه مديريت كرد.

با نگاهى به وضعيت كنونى جوامع و كشورها، به‌ويژه بررسى نتايج رتبه‌‏بندي‌‏هايى كه در زمينه‌هاي مختلف توسط سازمان‏‌هاى گوناگون انجام شده است، متوجه واقعيتى تكان‌‏دهنده مي‌‏شويم و آن اين‌كه كشورهايى كه در صدر رتبه‌بندي‌هاي علمى و تكنولوژيك قرار دارند، همان‏‌هايى هستند كه در عرصه‌ي هنر نيز دستاوردهاى زيادى دارند.4 همه‌ي اين كشورها از ساختارهاى حكومت دموكراتيك برخوردارند. به بيانى ديگر، در فهرست كشورهاى داراى بالاترين دستاورد علمى، تكنولوژيك و هنرى، اثرى از كشورهاى داراى نظام‌هاى حكومتى خودكامه و غيردموكراتيك ديده نمي‌‏شود. ازاين‏‌رو، به نظر مي‌‏رسد كه خلاقيت در اين سه عرصه از قاعده‌ي مشابهى پيروى مي‌‏كند. در نتيجه، پاسخ‏‌گويى به اين پرسش‏‌ها بسيار مهم است: آيا ميان رشد خلاقيت در معناى عام و دموكراسى رابطه‌‏اى وجود دارد، آيا نوعى همبستگى مثبت بالاى آمارى به چشم مي‌‏خورد؟ اگر پاسخ مثبت است، علت چيست؟ در زيرساخت دموكراتيك حكومت چه چيزى نهفته است كه خلاقيت را در عرصه‌هاي علمى، تكنولوژيك و هنرى شكوفا مي‌‏سازد؟

نتيجه‏

از ديد تحليلى، خلاقيت در جايى شكوفا مي‌‏شود كه براى آن تقاضايى مؤثر وجود داشته باشد. در كشورهاى داراى نظام حكومت دموكراتيك، مردم از طريق نهادهاى منتخب در فرايند تعيين سرنوشت خود نقشى فعال ايفا مي‌‏كنند. نهادهاى منتخب به نهادهايى گويند كه اعضاى آن به نمايندگى از جانب مردم، از طريق انتخابات آزاد انتخاب مي‌‏شوند. مجلس نمايندگان مردم نمونه‌ي بارزى از نهادهاى منتخب است. بدين‌‏ترتيب، انتخابات آزاد ويژگى مهم نظام دموكراتيك است. حكومت منتخب، براى بقاى خود چاره‌‏اى ندارد جز پاسخ‌‏گويى به خواسته‌هاي مردمى كه آن را برگزيده و بدان مشروعيت بخشيده‏‌اند. در دنياى پرتحول امروز، دولت‌ها و حكومت‌ها دايماً با مسائلى مواجه مي‌‏شوند كه براى حل آن‏‌ها بايد راه‌‏حل جديدى خلق كنند. اين اصل در مورد همه‌ي مسائل سياسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، علمى و... صادق است. درواقع، در اين جوامع خلاقيت به اهرم اصلى راه‏‌حل‌‏يابى تبديل شده است و از اين‏‌رو، براى آن تقاضاى مؤثر و رو به رشدى وجود دارد. نظام حكومت نيز اين ضرورت را درك كرده است و خلاقيت را فضيلتى مي‌‏داند كه بايد شرايط بروز و توسعه‌ي آن را فراهم سازد.

ويژگى ممتاز نظام دموكراتيك، آزادى بيان و تحمل انتقاد و مخالفت و ارزش قائل شدن براى تنوع و گوناگونى نيست، بلكه رشد خلاقيت، به‌ويژه خلاقيت هنرى است كه در چنين فضايى به‏‌بار مي‌‏نشيند و شكوفا مي‌‏شود. از سوى ديگر، چون نظام دموكراتيك در برابر مطالبات مردم، به‌ويژه انتظار آنان براى برخوردارى از مواهب توسعه و پيشرفت و عقب نماندن از جهان پاسخ‌‏گوست، مجبور است جامعه را به گونه‌‏اى اداره كند و سازمان دهد كه از كارآمدى و اثربخشى بالايى برخوردار باشد؛ بنابراين ناگزير است به‏‌تدريج از الگوهاى ناكارآمد مديريت بوروكراتيك دست بردارد و به سمت الگوهاى منعطف و پيشرفت‌ه‏اى گام بردارد كه به بهترين وجه در بنگاه‌هاي اقتصادى، اثربخشى خود را به اثبات رسانده ‏اند. مهم‏ترين آسيب‏‌شناسى بوروكراسى، ايجاد فضايى است كه نه تنها مشوق خلاقيت نيست، بلكه به عكس، آن را در نطفه از بين مي‌‏برد. بدين‏‌ترتيب، خلاقيت‌ها، به‌ويژه خلاقيت هنرى، با برداشتن موانع بوروكراتيك شكوفا مي‌‏شوند.

اما نظام‌هاى غيردموكراتيك بقاى خود را در حفظ وضع موجود و نه در همگامى با تحولات مي‌‏دانند. در اين نظام‌ها، حكومت از خلق پاسخ تازه براى مسائل نه تنها استقبال نمي‌‏كند، بلكه آن را تهديدى براى بقاى خود مي‌‏داند. بدين‏‌ترتيب، در جوامع داراى اين‌گونه نظام‌هاى حكومتى، براى خلاقيت تقاضاى مؤثرى وجود ندارد و پاسخ‌هاي خلاق و افراد خلاق آشكارا يا پنهانى سركوب مي‌‏شوند. البته شواهد نشان مي‌‏دهد كه مسئله پيچيده‌‏تر از آن است كه با چنين سركوب‏‌هايى حل شود. تاريخ پُر است از مثال‏‌هايى حاكى از آن كه در شرايط سركوب و اختناق حكومت‌هاى استبدادى، آثار برجسته و ماندگارى توسط افراد خلاق به‌ويژه در عرصه‌ي هنر خلق شده است. ولى به‌نظر مي‌‏رسد كه امروزه وضع تغيير كرده باشد، زيرا هم قاعده‌ي بازى تغيير كرده و هم شرايط محيطى دگرگون شده‌‏اند.

توسعه‌ي جوامع در ابعاد گوناگون بدون دست‏يابى به ظرفيت‌هاى علمى، تكنولوژيك و هنرى پيشرفته ميسر نيست. اين ظرفيت‌ها از طريق ايجاد فضاى مناسب براى شكوفايى خلاقيت‌ها، به‌ويژه در سرمايه‌هاي انسانى آينده يعنى كودكان و جوانان ساخته مي‌‏شوند. در عرصه‌ي اقتصاد، سرمايه‌ي انسان خلاق از طريق كمك به كسب، حفظ و توسعه‌ي مزيت رقابتى، ثروت پايدار مي‌‏آفريند. در عرصه‌ي سياست، حاكمان و سياست‏مداران خلاق براى مسائل پيچيده و پُرابهام و نوظهور راه‏‌حل‌‏هاى مناسب‌‏ترى برمي‌‏گزينند و در عرصه‌ي فرهنگ، مديران و سياست‏گذاران خلاق قدر و ارزش خلاقيت و سرمايه‌هاي خلاق خود را بهتر درك مي‌‏كنند و شرايط بهترى براى رشد و توسعه‌ي آنان فراهم مي‌‏آورند. نقطه‌ي مقابل اين تحولات، پاراديم خودكامگى است كه چنين ظرفيت‌هايى را قبول ندارد.

به‌هرحال، در جهان پيچيده و پرآشوب كنونى، بُرد با جامعه‌اي است كه حاكمانش با تكيه بر سرمايه‌هاي انسانى امور را به‌‏گونه‌‏اى اداره كنند كه افراد جامعه نه‏‌تنها در بحران‌‏ها كمتر آسيب ببينند، بلكه جامعه بتواند از فرصت‌هاى ايجادشده براى توسعه‌ي پايدار به نحوى شايسته استفاده كند. در چنين جامعه‌اي، فضايى پديد مي‌‏آيد كه در آن سرمايه‌ي انسانى از جايگاه مهمى برخوردار مي‌‏شود و شرايط براى رشد استعدادها و قابليت‌ها كاملاً مهيا مي‌‏گردد. بدين‌‏گونه، مسئله‌ي «فرار مغزها» جاى خود را به «جذب مغزها» خواهد داد.

مي‌‏گويند جنگ واقعى كشورها در دهه‌هاي آينده نه بر سر انرژى خواهد بود و نه بر سر بازارها، بلكه جنگ واقعى براى سرمايه‌هاي انسانى است. ازاين‏‌رو، كشورها بيش از پيش به افرادى نياز دارند كه استعدادها و قابليت‌هاى وجودي‌‏شان به گونه‏‌اى پرورش يافته باشد كه از دانش، تخصص، مهارت و از همه مهم‏‌تر، توانايى تفكر خلاق به خوبى برخوردار باشند. آنان، اين‌گونه افراد را هر كجا كه باشند و به هر قيمتى كه باشد، جذب خواهند كرد.

با نگاهى كلى، مي‌توان گفت كه امروزه جامعه‌ي بشرى بيش از هميشه به خلاقيت نياز دارد. تأثيرگذارى بر روندهاى كلان جهانى و اصلاح اشتباهات گذشته‌ي جامعه‌ي بشرى و تصحيح مسير، بدون خلاقيت محال است؛ اما خلاقيتى كه به پاسخ خردمندانه بينجامد. ظرفيت خلاقيت بشرى تاكنون كمتر در راه توليد خِرد صرف شده است ولى اكنون باتوجه به ماهيت مسائل، لازم است به خلق خِرد بپردازيم. بدون خِرد دستاوردهاى علمى، فن‌‏آورانه و هنرى انسان به نيك‏‌بودى و خوش‏‌فرجامى و تأمين زندگي‌‏اى با كيفيت بهتر براى همه‌ي ساكنان زمين و رفع فقر و نابرابرى و بي‌‏عدالتى و پايان جنگ و امن كردن جهان و حل مشكلاتى كه در اثر بي‌‏خِردى حاكمان پديد آمده است و از همه مهم‌‏تر، به بازگرداندن تعادل اكولوژيك ـ آنتولوژيك منجر نخواهد شد. تنها خِرد مي‌‏تواند زنگار تلخ نفرين را از خلاقيت بزدايد و آن را به موهبت واقعى بشر تبديل كند.


يادداشت‌ها

1. (Genom)؛ مجموعه‌ي كامل كروموزم‌هاى هر موجود زنده‌‏اى را گويند.

2. مراجعه كنيد به گزارش‏‌هاى سازمان ملل، از جمله گزارش سال 2005 سازمان UNDP درباره‌ي توسعه انسانى.

3. مراجعه شود به نظريه‌‏هاى جديد فيزيك، از جمله نظريه‌هاي String theory و M-theory. به‌ويژه در آثار Michio Kaku كه معتقد است بايد مفهوم چندكيهانى (Multiverse) جايگزين مفهوم تك‏‌كيهان (Universe) شود زيرا كه مدام كيهان‌‏هاى جديدى در حال تولد هستند.

4. مراجعه شود به جداول رتبه‌‏بندى كشورها بر حسب شاخص توسعه‌ي انسانى كه توسط UNDP هر ساله منتشر مي‌شود. رتبه‌بندي‌هاي مذكور توسط دانشگاه هاروارد و موسسه‌ي OECD در زمينه‌ي علوم و فن‌‏آورى و رتبه‌بندي‌هاي مربوط به دستاوردهاى اقتصادى توسط مجمع جهانى اقتصاد و مؤسسه Heritage و چند سازمان ديگر انجام مي‌شود.

از وبلاگ تفکر نو www.tafakorno.blogfa.com

خلاقیت در زیبا سازی شهریwww.zibaweb.com

بسياري  از ما  در شهرها زندگي مي كنيم  ، ولي هنگامي كه با كمي  دقت به اطراف خود نگاه مي كنيم ، در مي يابيم  شهرها تبديل  به موزه هايي  شده اند كه نازيبايي ها  را به نمايش  گذاشته اند. به هنگام طلوع آفتاب ، كوچه ها و خيابانها با دستان  زحمت كش و پركار نيروهاي خدماتي شهرداري از آلودگي ها پاك مي  شوند  و در انتهاي  روز ، تمامي  سطح كوچه و خيابانها  پر از زباله مي  شود . كمتر كوچه و خياباني را  مي توان  يافت  كه با گل و گياه و با نظمي در خور تحسين  آراسته شده باشد  ، به گونه اي كه با عبور از آن ، روح انسان تلطيف يابد. در نماي  ساختمان ها خبري از بكارگيري فضاي  سبز نيست  و بسياري از مردم  اطلاعاتي  در خصوص زيبا سازي  و طراحي  فضاي  سبز ندارند و خلاصه كلام آنكه  خبري از خلاقيت  انسان ها  براي زيبا سازي  شهر  نيست .

حال اين سوال در ذهن ما شكل مي گيرد كه  چرا كوچه ها و خيابان ها نازيبا هستند؟

شايد چندين علت وجود دارد:

1- روشي براي مشاركت  دادن  مردم در زيباسازي شهري طراحي نشده است .

2-مردم از آموزش هاي  لازم  براي يك زندگي  شهروندي موفق برخوردار نشده اند

3-مردم هنوز به نقش زيبا سازي شهرها و تاثيرات رواني آن بر جسم  و روان خود اطلاع ندارند.

4-مردم گاهي زيباسازي شهرها را با چراغاني كردن و مصرف  بي رويه برق مترادف مي دانند.

5-فرصتي براي  خلاقيت انسان ها براي زيباسازي  شهرها در نظر گرفته نشده است .

هنگامي كه از يك مجتمع مسكوني و يا منزل شخصي خود خارج مي شويم  و به داخل كوچه مي رويم  در مي يابيم  كه به محيطي قدم  گذاشته ايم  كه ديگر كسي در فكر زيبا نمودن آن نيست  و شهرداري نيز از منابع انساني كافي براي حضور در تمامي اجزاي شهر برخوردار نيست  و چه بسا  براي حضور در تمامي قسمت هاي  شهر ، نياز  به لشكري  بيكران از انسانهاست كه امكان تامين آن  نيز امكان پذير  نخواهد بود  و تنها بايد  روشي جديد براي مشاركت مردم  در زيبا سازي  كوچه ها  خلق كرد.

يكي از پيشنهاداتي كه مي توان  براي خلاقيت در زيباسازي  و طراحي فضاي سبز كوچه ها  مطرح نمود ، ايجاد مديريت كوچه ها و خيابان هاست .

امروزه ضروري است اهالي يك كوچه  با انتخاب يك فرد شايسته ،  رقابتي را با ديگر كوچه ها  براي پديد آوردن مكاني زيبا آغاز نمايند و اگر قوانيني براي شكل گيري مديريت كوچه ها با مشاركت مردم  تدوين شود  ، مي تواند نتايج زير را در پي داشته باشد:

1- ايجاد اوقات فراغتي سالم  براي مردم در كوچه ها براي  زيبا سازي

2-پديدار شدن خلاقيت هاي جمعي  براي زيبا سازي

3-شناخت مردم نسبت به يكديگر و شكل گيري  فعاليت هاي جمعي در سطح يك كوچه

4-شناخته شدن افراد توانمند و متخصص در يك كوچه  و بهره گيري از اين قابليت  جهت تحول در زيبا سازي

5-رشد همبستگي در ميان مردم يك كوچه  و گره خوردن  سرنوشت  افراد  به يكديگر

6-ايجاد روح جمعي در محيط يك كوچه  و ارتباط نزديكتر مردم به يكديگر  و ياري  رساندن  به يكديگر در مواقع سخت

7- افزايش امنيت  به علت حساس شدن  مردم نسبت به سرنوشت يكديگر

8- افزايش دانش و مهارت مردم يك كوچه در اثر آموختن از يكديگر و انجام تجربيات جديد در زمينه زيبا سازي

9-تلاش  مردم جهت جلوگيري از آلودگيها در شهر و آموزش كودكان در اثر اين مشاركت  جمعي

10-شناسايي افراد نخبه در عرصه زيباسازي و بكارگيري از وجود آنان در تصميم گيريهاي كلان شهر

12-زيبايي شهر و علاقمندي  جهت پياده روي در كوچه ها ها و لذت بردن  از زيباييها  و ايجاد مناظر بديع  و نو  در شهر به گونه اي كه شهر تبديل به يك  موزه مي شود.

13-آرامش  رواني به علت ايجاد محيط زيبا  WWW.ZIBAWEB.COM

14-فعال شدن كلاس هاي زيبا سازي در شهرها و ارتقاء فرهنگ زيباسازي و طراحي فضاي سبز شهري

15-برگزاري مسابقات شهري  در خصوص  انتخاب زيباترين كوچه هاي شهر  به همراه جوايز ويژه براي ساكنين آنها  و حمايت مالي از كوچه ها توسط شهرداري و تبديل آنها  به مكان هايي براي بازديد توريست هاي خارجي

16-ايجاد تحول در شهرها  و همه گيري  آن در سطح كشور

17- تبديل كشور به يك جاذبه توريستي در سطح دنيا  و تعامل با ديگر فرهنگ هاي جهان  و تكامل  فرهنگي كشور و زمينه سازي براي  ايجاد رشد وتوسعه سريع ترپس بياييم براي زيبا سازي شهرها ، تفكر نماييم  و با خلاقيت ،  شيوه هاي نو يي  را براي رسيدن به اين هدف  بوجود آوريم  .

 نويسنده : حميد ميرزاآقايي

 را ههای پرورش خلاقیت

مقدمه www.zibaweb.com
خلّاقيت در انسان يك پديده چالش پذير، پرتضاد و مجذوب كننده است. ارنست يونگ به پسر خود كه تصويري از يك سبد پر از ميوه كشيده بود گفت: پسرم تو در خور ستايش و تحسيني; چون به چيزي پرداخته اي كه درخور همگان است. روزي تشنه چيزي خواهي بود كه در دسترس نيست و آن گاه ميوه هايي خواهي كشيد كه هيچ كس تا حال آن ها را نچشيده است و آن روز است كه تنها خواهي بود.

در واقع، عامل خلّاقيت يكي از چندين عواملي است كه در بستر مفهوم «زندگي اجتماعي» آدمي قابل طرح و بررسي بوده و به نوبه خود پيامدهاي گوناگوني را نيز در برداشته است.

تعريف خلّاقيت
به طور كلي، ارائه تعريفي جامع، مانع و دقيق از خلّاقيت كه شامل همه ابعاد و كنش هاي آن باشد، اگر غيرممكن نباشد، امري بسيار مشكل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقيت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعريف جامعي كه مورد قبول بيشتر دست اندركاران باشد به دست دهند; زيرا افراد مختلف برداشت هاي متفاوتي از خلّاقيت داشته و بالطبع تعاريف متفاوتي از آن ارائه نموده اند. ريشه اصلي چنين اختلافاتي ناشي از ماهيت پيچيده و مركب مغز و كنش هاي آن است.1

به نظر برخي روان شناسان، خلّاقيت تركيبي است از قدرت ابتكار، انعطاف پذيري و حساسيت در برابر نظرياتي كه يادگيرنده را قادر مي سازد خارج از نتايج تفكر نامعقول به نتايج متفاوت و مولد بينديشد كه حاصل آن رضايت شخص و احتمالا خشنودي ديگران خواهد بود.2

متداول ترين برداشت از خلّاقيت عبارت است از اينكه فرد فكري نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقيت را مي توان با توليد يا خلق اثر نو و متفاوت ارزيابي كرد، اما بايد به خاطر داشت كه هر خلاقيتي لزوماً منجر به توليد اثر قابل مشاهده نمي شود.

به هر حال، بايد در مطالعه خلّاقيت به دو نكته مهم توجه داشت:

اول اينكه خلّاقيت مي تواند خلق اشكال جديد يا صورت هاي جديدي از ايده ها يا توليدات كهنه باشد. در اين صورت، عمدتاً فكرها و ايده هاي گذشته اساس خلّاقيت هاي تازه است.

دوم اينكه خلّاقيت امري است انحصاري و حاصل تلاش فردي و لزوماً يك موقعيت يا مسئله عمومي نيست. از اين رو، ممكن است چيزي را خلق كند كه پيشتر هيچ گونه سابقه ذهني از آن نداشته باشد، اگرچه ممكن است آن چيز به صورت هاي مشابه يا كاملا يكسان قبلا توسط شخص ديگري و در موقعيت خاصي خلق شده باشد.

خلّاقيت مستلزم بهره گيري از نوع خاصي از جريان فكري است; چيزي كه گيلفورد (Guilford) آن را تفكر واگرا3ناميد. تفكر واگرا، تفكري است متفاوت از جريان هاي فكري موجود.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقيت
ابتدا مي توان اين سؤال را طرح كرد: آيا امكان پرورش خلّاقيت وجود دارد؟ تورنس (
Torranc) تحقيقي انجام داد كه سؤال مزبور فرضيه آن را تشكيل مي داد. بر اساس اين تحقيق، تورنس نتيجه گيري مي كند كه مي توان دسته اي از اصول را به كودكان ياد داد كه به آن ها اجازه مي دهد تعداد بسيار زيادي عقيده، آن هم عقايدي خيلي بهتر نسبت به زماني كه هيچ گونه تربيتي دراين مورد نديده باشند، از خود ابراز دارند.4

بنابراين، در اين مورد كه خلّاقيت را مي توان پرورش داد ترديد وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل اين اعتقاد را كه هر استعدادي را مي توان با تمرين تربيت نمود و پرورش داد، پذيرفته اند.5

راجرز وجود شرايطي را براي پرورش خلّاقيت ضروري مي داند. وي آن ها را تحت عنوان «شرايط دروني آفرينندگي» به شرح زير بيان كرده است:

1. ايمني روان شناختي
اين مرحله را مي توان به سه فرايند به هم پيوسته تقسيم كرد:

الف. پذيرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتي با فردي به گونه اي رفتار نماييم كه نشان دهيم او در حقوق خود و در آشكار ساختن خويش ارزش دارد ـ صرف نظر از اينكه شرايط فعلي يا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرينندگي هستيم.

ب. فراهم آوردن فضايي كه در آن ارزشيابي بيروني وجود ندارد. هنگامي كه داوري هاي ما در مورد خودمان بر معيارهاي بيروني نباشد، ما داريم به پرورش آفرينندگي مي پردازيم; جايي كه فرد خويشتن خود را در فضايي مي بيند كه در آن مورد ارزشيابي قرار نمي گيرد و توسط معيارهاي بيروني اندازه گيري نمي شود. چنين فضايي بي اندازه آزادكننده و فراهم كننده خلّاقيت است.

ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذكر شده، غايت ايمني رواني را فراهم مي آورد و اين شالوده اي براي پرورش آفرينندگي است.

2. آزادي روان شناختي
هنگامي كه به فردي اجازه كامل آشكارسازي نمادين را مي دهيم آفرينندگي پرورش مي يابد. آزادي روان شناختي به فرد امكان مي دهد تا درباره ژرف ترين بخش خويشتن خود بينديشد، احساس كند و همان باشد. اين امر ادراك هاي مفاهيم و معاني را كه در بخشي از آفرينندگي به شمار مي روند پرورش مي دهد.6

برخي ديگر از روش هاي پرورش خلّاقيت عبارتند از: بازيابي هاي فكري، حل معما و جدول، سرگرمي ها و هنرهاي زيبا، نويسندگي به عنوان يك تمرين خلّاقيت، تمرين در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان كه بيكن، فيلسوف و نويسنده انگليسي قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را كامل و قدرت تصور را تغذيه مي كند، ليكن براي آنكه از مطالعه حداكثر استفاده را ببريم بايد مطالب مناسبي براي مطالعه انتخاب كنيم.7

الگوهاي پرورش خلّاقيت

1. جستجوي عدم شباهت ها
مثلا پس از ايجاد يك ايده محتمل، به جستجوي جايگزيني هايي بپردازيم كه منطقي هستند، اما با ايده اول فرق دارند و يا حتي متناقض اند.

2. پيش بيني كردن (مطلوب انديشي)
بسياري اوقات ما از فرضيات معين بي اطلاعيم و يا نمي خواهيم بپذيريم كه اين فرضيات ممكن است به طور تدريجي رفتار و افكار ما را بدون آگاهي خود هدايت كنند. يكي از راه هاي روشن كردن اين فرضيه ها تمرينِ وادار كردن افراد به پيشگويي كردن است كه نوعي آزمايش در فكر است.

3. جستجوي نقد ديگران
راه ديگر براي تشخيص فرضيات نادرست، درخواست از ديگران براي انتقاد از ايده هاي ماست. بسياري از مردم از چنين چيزي گريزانند. برخي آن را مي پذيرند و برخي با روبه رو شدن با آن دفاعي برخورد مي كنند.

4. تحليل مسائل در جزئيات
هدف اين است كه ايده هاي خود را به اجزاي تركيب كننده آن ها خرد نماييم و بدين سان، خود را از قيد فرضيات محدودكننده متنوع رها سازيم. اين راهبرد به توجه كردن به كنش ها و مايه هايي كه نوعاً با اشيا همراه نيستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با كاربردهاي متنوع يك تكه آجر مي توان به ويژگي هايي همچون رنگ، وزن، سنگيني، شكل و اينكه داراي منافذي است و الكتريسيته را منتقل نمي كند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثيل
اين مورد نيز تفكر خلاق را تسهيل مي كند. تمثيل نقش كليدي در تحول علم و فنّاوري داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، كه بر اساس شبيه سازي بود.

6. استفاده از موقعيت گروهي براي افزايش توليد ايده هاي خلاق
يكي از مهم ترين ويژگي هاي چنين جلساتي اين است كه آزمودني ها بايد با نگرش كاملا دوستانه و باز با پيشنهادات انطباق پيدا كنند. در چنين جلساتي ايده هاي تند تشويق مي شوند.

7. توقف كار روي مسئله براي مدتي و سپس بازگشت به آن
اين همان عملي است كه موجب مي گردد افراد گاهي احساس كنند پس از مدتي كار روي مسئله و موفق نشدن، فكرشان متوقف مي شود. اين امر صرفاً خستگي ذهني نيست. فرد كار را كنار مي گذارد; چون مرتب همان پاسخ هاي قديمي به ذهنش مي آيند. از اين رو، نياز دارد كه ذهنش شكسته شود. در اين فاصله ممكن است بخوابد، رمان بخواند، به مسافرت برود، يا هر كار ديگري را انجام دهد.

8. تلاش براي ارتباط
به منظور گسترش ايده هاي خلاق، بايد به برقراري ارتباط ايده ها پرداخت. اين امر مي تواند به صورت نوشتاري صورت پذيرد; زيرا زبان نوشتاري در طول زمان باقي مي ماند و مي تواند با ارزيابي شديدتري موردنظر قرار گيرد. از سوي ديگر، قرار دادن ايده ها در معرض و دسترس ديگران به ما فرصت مي دهد تا مجدداً به آن ها نظر بيندازيم و دقايقي آن ها را ارزيابي كنيم. امر ارزيابي سبب مي شود تا ايده هايمان را روشن تر و مشخص تر تعريف كنيم.

در مورد خلّاقيت، الگويي براي آموزش در كلاس ارائه شده است. اين الگو شامل سه بعد است: موضوعات درسي، روش هاي تدريس و مهارت هاي تفكر واگرا و مولد. اين الگو خلأ بين يادگيري شناختي و عاطفي را پر مي كند.8

از جمله سبك هاي ارائه شده در گستره موضوعات درسي مي توان به اين موارد اشاره كرد: استفاده از مغايرت ها، استفاده از تمثيل، توجه دادن به كمبودهاي موجود در دانش، تقويت تفكر درباره امكانات و احتمالات، استفاده از سؤالات محرك با استفاده از روش فهرست صفات، تقويت تفكر ابتكاري، طراحي جستجوگري، توجه دادن به اهميت تفسير و... .

سندرز وسندرز در كتاب آموزش خلّاقيت از طريق استعاره تأكيد مي كنند كه براي پرورش خلّاقيت بايد به كودكان و نوجوانان امكان تفكر واگرا داده شود و آنان را از انجام فعاليت هاي كليشه اي و قالبي برحذر داشت. اين پژوهندگان مانند بسياري ديگر به تفاوت كاركرد بخش راست و چپ مغز اشاره مي كنند و معتقدند كه نيمكره چپ، عموماً مسئول تفكر همگراست. آن ها اشاره مي كنند كه بخش راست مغز آن دسته از فعاليت هايي را توليد، كنترل و اداره مي كند كه در دسته تفكر واگرا قرار دارد. اين افراد معتقدند كه نظام آموزش حاكم در همه كشورها صرفاً به پرورش بخش چپ مغز مي پردازند.

يكي از راه هاي پرورش خلّاقيت، افزايش اعتماد به نفس است. هرقدر اعتماد به نفس افزايش يابد خلّاقيت نيز افزايش مي يابد.9

زمينه‌هاي شكوفايي خلّاقيت
عوامل متعددي در رشد خلّاقيت كودكان مؤثرند. بدون شك خانواده مهم ترين نقش را در كنترل و هدايت تخيّل و ظهور خلّاقيت ها دارد. زمينه رشد خلّاقيت كودكان با فراهم نمودن فرصت هاي لازم براي سؤال كردن، كنجكاوي و كشف محيط پديد مي آيد. مهم ترين آفت خلّاقيت هاي ذهن تهديد و تنبيه هاي فكري مي باشد. بچه هاي خلاق نياز به آرامش رواني، اطمينان خاطر و اعتماد به نفس قوي دارند.10

در كنار خانواده، دومين عامل كه بسيار مهم است مدرسه مي باشد. مدرسه نقش مهمي در شكوفايي خلّاقيت هاي كودكان دارد. سن وارد شدن به مدرسه سن بسيار حساسي است. عواملي نظير تكاليف زياد، حفظ كردن مطالب، داشتن انتظارات يكسان از تمام دانش آموزان و توجه نداشتن به تفاوت هاي فردي با وجود كلاس هاي پرجمعيت، و سرانجام، عدم شناخت ويژگي هاي كودكان خلاق، قدرت خلاقيت كودكان (بخصوص در سنين 8 تا 10 سالگي) را كاهش مي دهد. زماني كه كودك مجبور مي شود با معيارهاي مدرسه سازگار شود و به ناچار از رفتار هم سن و سالان خود پيروي كند، خلّاقيت هاي او كمتر مي شود.11

استرنبرگ و ويليافر پيشنهادهاي ذيل را براي تربيت خلاق دانش آموزان ارائه كرده اند:

ـ شاگردان را به ارائه تعريف مسئله و تعريف مجدد از آن تشويق كنيد.

ـ افراد را تشويق كنيد تا ايده هاي فراوان توليد كنند.

ـ دانش آموزان را به خاطر سؤال هايي كه در ذهنشان شكل مي گيرد تشويق كنيد.

ـ تشخيص موانع و تلاش براي فايق آمدن بر آن ها را به شاگردان آموزش دهيد.

ـ حساس بودن به محرك هاي محيطي و پيگيري آن ها را تشويق كنيد.

ـ شاگردان را ترغيب كنيد تا از زاويه ديدهاي گوناگون به مسائل نگاه كرده، تصورات ذهني مختلف را در ذهنشان ايجاد كنند.

برخي از پژوهشگران نيز شيوه تفكر سقراطي ديالكتيكي را خاطرنشان ساخته اند كه اين روش سه مرحله دارد:

گام اول. طرح پرسش هاي منظم;

گام دوم. سودجويي از روش;www.zibaweb.com

گام سوم: دستيابي به يك تعريف كلي.12

بوومن و روتر درباره تأثير بازي هاي الكترونيكي در افزايش خلّاقيت كودكان و نوجوانان مواردي را پيشنهاد مي كنند كه بر ميزان توانمندي كودكان در حل مسائل مي افزايند:

1. بازي‌هاي جور كردني: در اين بازي ها كودكان مي توانند انواع چهره هاي گوناگون، بدن ها، پاها و... كه رايانه در اختيار آن ها قرار مي دهد انتخاب كرده، با جور كردن دلخواه آن ها به تهيه چهره هاي مورد علاقه خودشان بپردازند.

2. چهره آرايي: در اين بازي ها، بازيگران مي توانند به انتخاب قسمت هاي مختلف يك چهره مانند مو، چشم، سبيل، ريش و حتي مواردي مانند عينك كه به صورت افزوده مي شود دست بزنند. علاوه بر اين، بازيگران از اين امكان برخوردارند كه رنگ هاي مختلفي را براي موارد پيش گفته شده در نظر گرفته، آن ها را با توجه به رنگ دلخواهشان طراحي كنند.

3. نطق‌هاي بدون نوشته: در اين بازي ها كودكان مي توانند دست به جايگزين كلمات و ارائه موضوع هاي جديد در داستان هايي كه روي حافظه رايانه وجود دارند بزنند. در سطحي فراتر از اين، آن ها مي توانند با تعريف داستان دلخواهشان براي رايانه نسبت به ثبت آن اقدام كرده و به اين ترتيب، اثر جديدي خلق كنند.

4. فيلم هاي كوتاه: در اين بازي ها، بازيگران با كشيدن تصاويري، دست به تهيه يك فيلم متحرك مي زنند.

5. موسيقي: در بازي رايانه اي با نت هاي موسيقي، بازيگران اين امكان عمل را مي يابند كه در نت هاي موسيقي كه روي حافظه رايانه ثبت شده است تغييرات دلخواهشان را پديد آورند.13

نوشتن خلاق
برخي از نظريه پردازان خلّاقيت، بر نگارش خلاق به عنوان روشي كه به افزايش خلّاقيت آزمودني ها مي انجامد تأكيد كرده اند. دقيتون نوشتن خلاق را به شرح زير تعريف مي كند: نگارش خلاق به متني اطلاق مي شود كه فرد در آن به طرح ابعاد عاطفي و هيجان پر لطف و زيباي موردنظرش بپردازد، بدون آنكه براي پردازش پندارها و تصورات خودش مجبور به ناديده انگاشتن واقعيات شده يا منطق را به كناري وانهد.

كوچ (1997) در مقاله اي با عنوان «درها را بگشاييد، ابراز وجودتان سد راه است»، براي تربيت خلاق شاگردان توصيه مي كند آن ها در جريان نگارششان متن موردنظر را در اوج هيجان ممكن تهيه كرده و در جريان آن، به بيان عواطف و احساساتشان بپردازند و در اين راه هيچ محدوديتي براي خودشان قايل نشوند.

تورنس يادآور مي شود از آنجا كه شاگردان ابتدايي علاقه وافري به نوشتن نشان مي دهند، اولياي مدارس مي توانند از انگيزه مزبور سود جسته، شاگردان كلاس هاي سوم تا ششم را به سمت تهيه روزنامه ديواري در مدرسه سوق دهند.14

در اين روش، ارائه تكاليفي با عناوين آزاد، تكميل داستان هايي كه قسمت هايي از آن ها حذف شده اند، مسابقه يافتن لغات مترادف پيشنهاد شده است. واجنريب (1998) در روش حذف كلمات خويش پيشنهاد مي كند كه متن كوتاهي را مي توان با سرعت متوسطي براي دانش آموزان كلاس قرائت كرد و در حين خواندن، برخي از كلمات آن را حذف كرد و به جاي آن نقطه گذاشت. سپس دانش آموزان را به گروه هاي كوچكي تقسيم كرد و از آن ها خواست تا به بازنويسي كامل داستاني كه شنيده اند بپردازند.

اسبورن پيشنهاد مسابقه گذاشتن بين شاگردان براي يافتن لغات مترادف را ارائه كرده است. اين مسابقه با يافتن كلمات مترادف عيني شروع شده، به يافتن كلمات مترادف غيرعيني و ذهني مي انجامد كه كار دشوار و خلاقي بوده، مستلزم حرف آفرينندگي بسياري است.

كوريل و نابوليلو (1996) پيشنهاد مي كنند كه به ارائه تصاويري مبهم به شاگردان بپردازند، سپس آن ها را به تهيه متني خلاق بر مبناي آنچه مشاهده كرده اند، وادارند.

پست من در دو مقاله با عناوين «سكوت» و «رؤياهاي حيوانات» از كودكان مي خواهد تا به صداي سكوت گوش فرا داده، سپس در مورد آنچه به ذهنشان خطور مي كند شعر بگويند. نويسنده يادآور مي شود كودك با گوش دادن به صداي خاموش ناگهان خود را با انبوهي از صداهاي برآمده از جهان مواجه مي بيند كه وي را هدف قرار داده و به سوي او رو كرده اند.

او همچنين از كودكان مي خواهد تا براي تهيه متني خلاق به رؤياهايي كه حيوانات در جريان خوابشان مي بينند فكر كرده، آنچه كه در اين رابطه به ذهنشان خطور مي كند به شعر درآورند.

بارش مغزي
دكتر اسبورن چهار قاعده اساسي را براي روش بارش فكري ارائه كرده است. اين روش ها عبارتند از:
 WWW.ZIBAWEB.COM

1. ممنوعيت انتقاد; 2. آزادي ارائه ايده ها; 3. مطلوبيت كميت; 4. مطلوبيت تركيب ايده ها.15

اسبورن به نقل از آرنولد مي نويسد: بارش مغزي به اين دليل با موفقيت روبه رو شده است كه در آن، محيط ايده آلي براي ابراز آزادانه شخصيت وجود دارد; به اين معنا كه در بارش فكري، محيطي كه حاوي امنيت و آزادي رواني است پديد مي آيد. در چنين محيطي ارزيابي بيروني از بين رفته، فرد ترسي از تمسخر ديگران نخواهد داشت. من قانع شده ام كه امكان دارد يك فرد نيز بتواند يك گروه يورش فكري تشكيل بدهد كه خودش تنها عضو آن باشد.

برخي از مردم نياز به يك گروه دارند كه در آن ها جرقه اي ايجاد كند و آنان را به تدبير يك فهرست طولاني از راه هاي مختلف براي حل يك مسئله وادارد، در صورتي كه خود گروه ممكن است مستقيماً در اين زمينه كمكي به آن ها نكند.

http://farajidasht.blogfa.com

ادامه نوشته

نقش هنر در آموزش

نقاشي كودكان و مفاهيم آن 

مقدمه

با توجه به گسترش جديد پژوشهاي تجربي در زمينه روانشناسي كودك و به ويژه به كمك دانش رفتاري و داده هاي اساسي كه روانشناسي سنجشي در مورد پرورش سيستمهاي عصبي مركزي ارائه داده اند نگرش بزرگسالان در جهات مختلف رفتار كودكان دستخوش تغييرات مختلفي شده است به تازگي دنياي كودكان و گرايش كودك به دويدن ، بازي كردن ، خط خطي كشيدن و نقاشي كردن را امري غريزي و وابسته به دنياي مخصوص رؤيايي كودكان دانسته اند .

درك و شعور  

پرورش قدرت بيان نقاشي فقط وابسته به تكامل جسمي كودك نيست بلكه با درك و شعور او نيز در ارتباط است اين ادراك از بدو تولد بسيار جزئي است ولي با پيشرفت سن مطبوع و ظريف مي شود در حقيقت مي توان گفت چون كودك هنوز مهارت كافي ندارد نمي تواند خوب نقاشي كند يك ديگر از خصوصيات روحيه ي كودكي اين است كه از واقعيت بيرون آن نظر گاهي كه در ارتباط به نياز عاطفي اوست بيشتر مورد توجه قرار مي گيرد و بقيه ي جنبه ها فراموش مي شود به همين جهت نقاشي كودك بيشتر عاطفانه به نظر مي رسد .

شفافيت :

كودك در ابتدا واقعيات بيرون را نسخه برداري نمي كند بلكه آن را چنان كه خود شناخته معرفي مي كند بدين معني كه او تصور مغزي خود و نه مشاهده بصري خود را ترسيم مي كند او بدون در نظر گفتن ذات واقعي مدل و آن چيزي كه براي خود او با معني است بيانمي كند كودكان عادي در سنين 9 سالگي اين دوره(  شفافيت ) را پشت سر مي گذارند و در حالي كه كودكان عقب افتاده چند سال ديگر هم در اين مرحله باقي مي مانند با وجود اين سني كه كودك مرحله ( شفافيت ) را كنار مي گذارد فقط به پرورش فكري او بستگي ندارد بلكه محيط و آموزش نيز مؤثر است .

چشم انداز شناخت در نقاشي :

كودك در انتخاب موضوع نقاشي فقط تحت تأثير بيان داستاني نيست بلكه احتياج به شناخت نيز الهام بخش اوست فعاليت گرافيك براي او وسيله اي است براي شناخت ، پرسش و طرح مسائل و مشكلات و در عين حال براي اثر بخشي و اكتشاف براي كودك تكرار يك نقاشي يا يك شكل به دفعات زياد احساس امنيت به وجود مي آورد و هر بار هم كه در كلاس با مشكلي براي كشيدن نقاشي مواجه مي شود از همان شكل تكراري كه در مغز دارد استفاده مي كند .

 

بيان نقاشي و برون افكني :

كودك نسبتاً خيلي زود متوجه مي شود كه رسم نقاشي وسيله ي بياني است كه با افكار او مطابقت دارد و او را در تخيلاتش آزاد مي كند و در عين حال لذت سرشاري براي او فراهم مي آورد و نقاشي كردن به او امكان مي دهد افكار درونيش را نشان دهد وقتي كه كودك به وسيله ي تصوير اظهار نظر مي كند آثار بسياري از شخصيت خود را آشكار مي سازد ولي او اين كار براي دلخوشي ها انجام نمي دهد بلكه آنچه كه براي او مهم است بيرون ريختن تجربه هاي اندوخته شده ي اوست و نمايان گر وجود اوست .

موضوع نقاشي و شخصيت كودك : 

درك و فهم نقاشيهاي كودكانه و چيزي كه او مي خواهد بيان كند براي والدين و مربيان بسيار لازم است آنهم نه فقط به عنوان كنجكاوي خشك و خالي بلكه بدين علت كه شناخت آن باعث بهتر شدن روابط بين بزرگسالان و كودكان مي شود كودك با تمام وجود و شخصيت مغزي  و عاطفي خود نقاشي مي كند اين شخصيت در خط ها در طرز استفاده از فضا انتخاب رنگها و خود موضوع اگر به او تحميل شده باشد نمايان مي شود .

نقاشي خواب و رؤيا :

نقاشي خواب و رؤيا ممكن است ترسها و تمايلات كودك را ظاهر كند بعضي كودكان در رؤياي خود را در حال پرواز مي بينند كه بر بال پرنده باشند بالداري در آسمان آبي به پرواز در آمده اند .

خانه :

در نقاشي كودكان خانه بيشتر از هر چيز ديگري كشيده مي شود اگر خانه به جاي آن كه به صورت عادي و معمولي كشيده شود به صورت قصر نشان داده شود در واقع به منزله ي پناهگاهي مطلوب است كه بدين ترتيب شكل و رنگ جذابي خواهد داشت كودك در ابتدا خانه را خيلي ساده مي كشد اما هرچه بزرگتر مي شود خانه را تكميل تر مي كند شكل خانه نيز تحت تأثير محيط اجتماعي فرهنگي كودك است

فاصله ي بين اشخاص نقاشي :

اعضاي يك خانواده ي هماهنگ در نقاشي كودكان هميشه باهم و دست در دست هم نشان داده مي شود نزديك شدن دو يا چند شخصيت نشانگر انس و الفت واقعي آنها و يا تمايل كودك به آنهاست كودك خودش را نزديك شخصي نقاشي مي كند كه حس كند در كنار آن راحت است و يا او را بيشتر از همه دوست داارد و قتي كه كودك حس كند كه از اعضاي خانواده كاملاً  جدا است در نقاش هاي خود خودش را از آنها جدا مي كشد .

http://farajidasht.blogfa.com

نقش بازی در آموزش

نقش بازي در يادگيري کودک

 بازي فعاليتي غير جدي و تفريح و فرار از تنهايي است كه كودك يا حتي نوجوان از خود نشان مي دهد بازي مختص يك دوره از زندگي نمي باشد بازي براي سنين مختلف فرد ممكن است معني و مفهوم و ارزش و اهميت خاص  مهمي داشته باشد . با توجه به معني و مفهوم آلپورت يعني فرد سالم كسي است كه بتواند فعالانه كار           كند ، بازي كند و دوست بدارد . آيا اين فعاليت ها در هر شرايطي به وجود مي آيد با بررسي چند مود از شرايط بازي به اين پرسش پاسخ خواهيم داد .

طبيعت بازي

طبيعت بازي شامل مكان  اشياء غير جانداري است كه كودكان خود را با آنها مشغول مي كنند در حيوانات به جزء انسان ها بازي به معني حركت شديد جسمي مانند اين سود آن سود و بدن به دنبال هم دويدن و درگير شدن با يكديگر است . در حيوانات به ندرت پيش مي آيد كه خود را با اشياء غير جاندار مشغول كنند اما در انسان ها بر عكس بازي به صورت استفاده از اشياء فيزيكي انجام مي شود و كودك و نوجوان با رشد جسمي و فكري خود از اين اشياء به طور نمادين و الگو استفاده مي كنند و سعي مي كنند مانند آنها عمل كنند به چيزهايي از خود به آنها ياد بدهند مانند پيروي كردن از عروسك ها و روبات هايي كه مطابق انسان حرف مي زنند و حركت مي كنند و كارهايي انجام مي دهند . از نظر اجتماعي در كودكي بازي به صورت انفرادي ، در سه سالگي به بازي موازي يعني بچه ها در كنار هم به تقليد از يكديگر به بازي مي پردازند ( مانند ( محيط مهد كودك ) سپس در چهار و پنج ستلگي به بازي واقعاً اجتماعي مي انجامد .

طبقه بندي هاي بازي

كوشش هاي بسياري به عمل آمده تا بازي كودكان را بر حسب مضمون و محتواي آن طبقه بندي كنند اما يكي از راه هاي شناخت آنها به 4 مقوله ي اصلي مي باشد يعني كاركردي ، تخيلي ، پذيرا و سازنده .

بازي كاركردي به معني مهارتي كه معمولاً  تا حدي خام و ناپرورده است مانند پاكوفتن يا كف زدن يا خنديدن مي باشد . بازي تخيلي معمولاً در دومين سال زندگي آغاز مي شود و مستلزم خيال پردازي و رفتار خيالي است كهكودكان به خود يا اشياعي كه با آنها بازي مي كنند نقش ويژه اي مي دهند مثلاً با يك عروسك به عنوان يك كودك واقعي رفتار مي كنند كمي پس از آن بازي پذارا كه در اين دوره به گوش كردن به داستان ها يا كارتون ها رغبت نشان مي دهند در پايان سال دوم زندگي بازي سازنده آغاز مي شود كه كودك در اين دوره به چيدن مكعبات و خانه سازي  مانند اين ها مشغول مي شوندو يا به نقاشي و بازي با گل ، آب و شن و ماسه و عوامل طبيعي ديگر كشش پيدا مي كنند به اين 4 مقوله ، مقوله ي پنجمي مي توان افزود كه به آن بازي همراه با مقررات است كه در محيط كودكستان بيشتر رخ مي دهد .

بازي و يادگيري

شكلي نيست كه كودكان از طريق بازي ياد مي گيرند براي كودك پيش دبستاني ممكن است هيچ فرقي بين آنچه كه بزرگسالان آن را كار تلقي مي كنند و بازي كودكان وجود نداشته باشد كمك به پدر و مادر در كارهاي خانه يا در باغ و باغچه براي كودك شكل از يك بازي است كه با بازي كردن با اسباب باي ها و ... فرقي ندارد . همچنين بازي مي تواند پشتيباني قوي براي فعاليت باشد كه كودكان را در موقعيت هاي مختلفي قرار مي دهد و به آنها فرصت مي دهد كه با رويداد ها آشنا شوند. بازي مي تواند محركي براي يادگيري اجتماعي باد چنان كه وقتي عده اي بازي مي كنند در مي يابند كه چيزي براي آنها خوشايند و چه چيزي نا وشايند است هر چه دوره ي بازيبه كودك دادهشود مانند دسترسي به وسايل هاي بازي و عوامل طبيعي و هر چه وسايل بيشتري براي دستكاري يا ئسايلي براي طراحي و نقاشي وجود داشته باشد نسبت به كودكي كه كمتر ميدان بازي كردن به آن داده شود با سرعت بيشتري ياد         مي گيرد و تعامل اجتماعي مي يابد همچنين از قدرت هوشي بالاتري برخوردار خواهد بود .

بازي و برنامه ي درسي

در اين قسمت به بررسي استفاده ي بهينه از بازي در برنامه درسي مي پردازيم . روشن است كه مربيان مهد كودك و كودكستان و معلمان مدارس ابتدايي بيشتر با چهر مقوله ي اول بازي كه به آنها اشاره كرديم سر و كار داريم و مربيان مدارس و راهنمايي و دبيرستا نها به مقوله ي پنجم ( مسابقه ) بيشتر علاقه مند هستند . بازي در كودكستان نيز بخش عمده ي از برنامه ي درسي است اگرچه مربيان مهد ها با جنبه هاي لذت بخش و شادي آور بازي كاملاً آشنا هستند هدف آنها از بازي فراهم ساختن نوع تجربه هايي براي كودكان است كه به شكل هاي مطلوب تر يادگيري نيز مي انجامد و از آن جا كه مربيان كودكان سنين بالاتر با مربيان مهدها چندان تفاوتي ندارند مي توانيم بگويم آنچه در كودكستان ها و آمادگي ها را از مدارس جدا مي كند شيوه هاي آموزش است تا هدف هاي آموزشي . وظيفه ي مربي در مهدها ارائه ي فعاليت هايي است كه جنبه ي بازي داشته باشند وظيفه ي ديگر او اين است كه به كودكانكمك كند تا خود را كاملاً در آن فعاليت ها غرق كنند .

ساختمند كردن بازي كودكان

مسئله اي كه پيش مي آيد ميزان ساختمند كردن بازي كودكان توسط معلم است يعني تا چه اندازه بايد الگوي معمولي در راهنمايي بازي كردن به كودكان ارائه شود كه به طور مشخص براي آشنا كردن آنان با مهارت ها وروش هاي ذهني قابل تَمَبُز طراحي شود . وقتي كودك از كودكستان به آمادگي مي رود درجه و ميزان رسميت برنامه زمان بندي شده آشكار تر و تأكيد بر روي بازي كاهش مي يابد در اين زمان اوضاع و شرايط يادگيري در سطح گسترده انجام مي شود و آنچه در محيط آمادگي ياد داده مي شود مهم تر و در سطح پيشرفته تري انجام مي شود .

ورزش  

از كلاس درس بيرون مي آييم و به زمين ورزش مي رويم ورزش تنها براي رشد جهاني و سلامتي بدن مفيد است بلكه رشد شخصيت نيز سودمند است . اگر ورزش براي رشد شخصيت سودمند باشد اين دليل محكمي است براي گنجاندن آن در برنامه آموزشي زيرا آموزش و پرورش علاوه بر تعليم و تربيت و رشد شخصيت و اخلاق تأكيد مي كند در نوجوانان بازي هاي مسابقه اي به عنوان بازي هاي هايي نگاه مي شود كه سود اجتماعي دارند . اين بازي ها هم مي توانند اوقات فراغت را به طور كامل پر كنند و هم اندام نوجوان را پرورش مي دهند و از اين رو موجب سلامت جسماني و رواني آنان شوند همچنان مي توانند راهي براي گردهمايي مردم باشد كه از اين طريق فرصت هايي مانند عملكرد و پشتيباني متقابل فراهم مي آيد وقتي اين مزيت ها كاملاً درك و فهم شوند ممكن است ارزش بازي نه تنها براي نوجوانان و بزرگسالاننيز شناخته و پذيرا شود .

بازيهاي كامپيوتري

در دنياي حاضر عملاً استفاده از كامپيوتر فعاليتي رايج و پر طرفدار براي بازيها و سرگرمي هاي حرفه اي و تفريحي به ويژه در ميان پسران محسوب مي شود بازي با كامپيوتر بيشتر اوقات موجب كناره گيري از تماس و برخورد اجتماعي مي شود كه پيامدهاي اجتماعي آن نه تنها موجب يادگيري اجتماعي و رشد مهارت هاي ارتباطي است بلكه از نظر رشد حساسيت نسبت به احساسات و نيازهاي ديگران نيز پيامدهايي به دنبال دارد . مثلاً در بين بعضي از كودكان و مشاري از نوجوانان اعتياد به آن ديده مي شودكه موجب نگراني است و اين خود دليلي است براي اينكه به آن موضوع توجه بيشتري شود اما بازيهاي كامپيوتري جنبه ي مثبتي نيز دارند صرف نظر از برخي از لذت هايي كه كودكان و نوجوانان از برنامه ها و بازي هاي آن مي برند اين بازيها مي توانند به رشد برخي مهارت هاي فكري و ذهني كمك فراوان كنند .

موقعيت در اين بازي ها مي تواند عزت نفس و اعتماد به خود در كودكان يا نوجوانان را تقويت كند و موجب نگرشي مثبت به يادگيري رسمي تر كامپيوتر شود . بهترين توصيه اي كه عقل سليم پيشنهاد مي كند اين است كه بازي هاي كامپيوتري نبايد جاي فعاليت اجتماعي كودك يا نوجوان را بگيرد . انتخاب بازي ها بايد با شناخت گسترده اي انجام شود به طوري كه كودك يا نوجوان زمان زيادي را بي دليل صرف فعاليت هايي نكند كه بيش از اندازه به استمرار فعاليت هاي تكراري يا خشونت فيزيكي بيش از اندازه اي را به نمايش بگذارد .

http://farajidasht.blogfa.com

م نادرزاده   --    ن . غلاميان

منبع ، روان شناسي در خدمت معلمان يادگيري و شناخت ، جواد قهرماني ، تهران وزارت آموزش و پرورش ، مؤسسه ي فرهنگي منادي تربيت 1381 - 1382

آسیب شناسی آموزش و پرورش

اهميت و ضرورت بازنگري ارزشيابي تحصيلي در آموزش و پر ورش

هر نسلي آموخته هايش را نه فقط بر اثر يادگيري ازمربيان و معلمان بلكه بر اثر بر قراري رابطه با همكلاسان ، مردم كوچه و بازار ، رسانه هاي عمومي و به دست مي آورد و نسل هاي بعدي نيز از همين طريق اكتسابات ترتيبي نسل قبل را دستخوش تغيير قرار مي دهند و به يادگيريهاي تازه تري نايل مي شوند . يادگيريهاي و پيشرفت هايي كه ب تحولات اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي تأثير مي گذارند و از آنها تأثير مي پذيرند . بنابر اين محدود نمودن فرايند ياد دهي يادگيري به محدوده مفاهيم كتابهاي درسي و اطلاعات علمي شناخته شده ، منطقي و معقول به نظر نمي رسد . با توجه به اينكه عمر مفيد اطلاعات در جهان امروز دو تا سه سال است وقتي بچه ها فارغ التحصيل مي شوند ، نيمي از اطلاعاتي كه آموخته اند بيهوده و كهنه شده است ، در حالي كه آنها بيش از آنكه نياز به دانش و اطلاعات داشته باشند به مهارتهاي كسب دانش و توليد دانش نياز دارند . بنابراين فرايند ياد دهي يادگيري بايد علاوه بر يادگيري براي دانستن به يادگيري براي عمل كردن است ، زيستن و با هم زيستن نيز توجه نمايد . در غير اين صورت دستآورد نظام آموزشي و تربيتي ، افرادي نا كار آمد خواهد بود كه نمي توانند از معلومات خود براي حل مسائل زندگي استفاده كنند ، قادر به توسعه و كاربست اطلاعات در عمل نيستند ، سهمي در توليد دانش ندارند و  

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

http://farajidasht.blogfa.com
ادامه نوشته

عوامل موثر پیشرفت تحصیلی

عوامل مؤثر بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان

از مطالعاتي كه در زمينه تأثير برخي عوامل و متغيرها بر روي پيشرفت تحصيلي دانش آموزان انجام گرفته است چه مي توان فهميد؟

در اين مقاله كوشش شده است يافته هاي عمده اين مطالعات مورد بازنگري قرار گيرد. كشف اثرات متغيرها بر پيشرفت تحصيلي موضوع ساده اي نيست. نتايج پژوهش ها بر روي روابط و همبستگي ها بايد در عمل مورد آزمايش قرار گيرند. هر يك از نتايج بايد به دفعات متعدد به وقوع پيوندد تا به توان نسبت به صحت آنها اطمينان حاصل كرد.

مطالعات كيفي كه بر پايه روش هاي مشاهده اي و تكنيك هاي مصاحبه انجام مي گيرد، اين امكان را به پژوهشگر مي دهد كه به نكات ظريفي كه در كلاس نقش دارند و بر پيشرفت تحصيلي دانش آموزان موثرند كه تشخيص آنها جز با بكارگيري اين روش ها ممكن نيست.

http://farajidasht.blogfa.com

ادامه نوشته

معلم اثربخش

چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟

معلم منفعل ، تاثیر پذیر صرف و کم انرژی  و یا برعکس ؟

 هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده  منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر  و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد  بتواند بر محیط  کاری خود  ، همکاران ، مدیران و مافوقان  و غیره  تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد  که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1-      مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش  جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.

2-      مطالعه در زمینه آموزش و پرورش تطبیقی و مقایسه فعالیتهای معلمان و مدارس کشور با  معلمان و مدارس خارجی  و کسب تجربه از فعالیتهای آنان ، این موضوع از طریق بررسی وبلاگ و سایت مدارس و معلمان خارجی به خوبی و به ارزانی  ممکن است .

3-      شرکت فعال در انواع مسابقات علمی و مقاله نویسی معلمان و جشنواره ها که توسط ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش برگزار می شود . این موضوع به مطالعه معلم می انجامد که موجب به روز شدن اطلاعات وی گشته یا موفقیتهایی برایش به دنبال خواهد داشت .

4-      شرکت فعال در کلاسهای ضمن خدمت و باز آموزی معلمان  که توسط ادارات آموزش و پرورش برگزار می گردد .

5-      حضور فعال در جلسه شورای معلمان مدرسه و اظهار نظرهای صحیح و علمی با استناد به مطالعات کافی و حالت منفعل نداشتن در این جلسات جهت مطرح شدن نظرات مثبت شما و جلب توجه مدیر و سایر همکاران  و نیز ترغیب دیگر معلمان شرکت کننده برای شرکت فعال در بحث های جلسه شورا .zibaweb.com

6-      شرکت در مسابقات اقدام پژوهی و انتخاب موضوع های جدید برای تدوین و شرکت در مسابقه.

7-      شرکت در انواع همایش و سخنرانیهای کارشناسان و مدعویین ادارات آموزش و پرورش منطقه و استان جهت کسب اطلاعات علمی جدید در راستای شغل معلمی.

8-      افتتاح وبلاگ یا سایت اینترنتی و درج مطالب نوشته شده به وسیله خودتان و توجه کافی به نظرات بازدید کنندگان و تهیه مطالب درخواستی آنان . و تبادل لینک و اطلاعات با سایر وبلاگها ، این کار موجب  مطالعه بیشتر شما و تمرین کافی برای نوشتن و اظهار نظرهای علمی خواهد شد .

9-      در صورت امکان از مدیر مدرسه بخواهید  هر چند وقت یکبار  به کلاس شما آمده و از نزدیک شاهد فعالیت و روش تدریس شما در کلاس باشد  تا چنانچه  نظری داشت  بعدا" به شما اعلام نماید  در غیر اینصورت با هماهنگی مدیر می توانید از سایر  همکاران مانند بازرسان  و کارشناسان اداره برای حضور در کلاس خود دعوت به عمل آورید .

10-   بردن ابزار و یا استفاده از رسانه های آموزشی در کلاس ، علاوه بر ایجاد جذابیت در تدریس برای دانش آموزان ،  شما را معلمی  علاقمند ، کوشا و فعال  برای سایر همکاران و مدیر مدرسه معرفی خواهد نمود . ابزار آموزشی الزاما" وسایل گرانقیمت که ممکن است در دسترس شما نباشند ، نیستند ،  بلکه وسایل و موادی ارزان و ساده  مانند انواع عکس ، کتب ، مجلات و روزنامه و غیره نیز مفید است .

11-   در خواست از مدیر مدرسه برای برنامه ریزی جهت شرکت دادن دانش آموزان شما در بازدید های علمی و کلا " استفاده از موقعیتهای آموزشی در راستای تدریس .

12-   جهت حفظ اقتدار خود و توانایی مدیریت کلاس درس ،  حتی الامکان از بروز درگیری در کلاس درس خود داری نمایید . خیلی اوقات ، خود داری و سعه صدر و چشم پوشی معلم از خطاهای جزیی دانش آموزان ، از وقوع درگیری و تنبیه و به هم ریختن نظم کلاس و مدرسه و متعاقب آن گلایه سایر همکاران و دانش آموزان و والدین ، جلوگیری خواهد کرد . با سعه صدر ، شما به عنوان  معلمی مقتدر و با توانایی مطلوب اداره کلاس برای دانش آموزان و همکاران معرفی خواهید شد .با خطای دانش اموزان در موقعیتهای منا سب دیگر  ، برخوردهای حساب شده و سنجیده داشته باشید و زود از کوره در نروید .

13-   در زمان حضور در مدرسه حتی الامکان از گوشه گیری ، پکر بودن ، سکوت مطلق، در فکر فرورفتن ، خشم افراطی، اظهار مداوم گلایه و شکوائیه ، خود داری نمایید تا به زودی از چشم دیگران نیافتید و بلکه دیگران با دیدن شما انرژی بگیرند . در زنگ های تفریح و در دفتر مدرسه و سالن ، نشاط  خود را به دیگران هم منتقل نمایید  . زمانیکه حرفی برای گفتن ندارید  به تبادل تجربه  در مورد امور آموزشی و کلاسداری بپردازید.

14-   سروقت در مدرسه حاضر شدن ، سر وقت به کلاس رفتن ، برخورد مناسب با همکاران ، سخنان مفید و سنجیده در جمع همکاران و دانش آموزان ، رعایت  نظم و غیره  معرف خوبی برای شما به عنوان فردی منضبط و موفق خواهد بود .

15-   احترام کامل به کلیه کارکنان مدرسه ، احوالپرسی و خداحافظی های گرم ،پرس و جو از احوال همکاران ، شرکت در مراسم مختلف همکاران در خارج از مدرسه ، مساعدت و همدلی با آنان هنگام وجود مصائب و مشکلات ، شما را فردی خونگرم و دوست داشتنی معرفی خواهد کرد.

16 -   مطالعه روش های تدریس نوین ، کسب تجربه از سایر معلمان موفق ، ارزشیابی از روشهای خود و از همه مهمتر استفاده از شیوه های تدریس فعال و مشارکتی   تاثیر زیادی بر موفقیت شما خواهد داشت . استفاده از این شیوه ها نه تنها معلم را خسته نمی کند  بلکه وی را در بین همکاران مدرسه ، برجسته خواهد ساخت و در یادگیری دانش آموزان  موثر خواهد بود . به عنوان مثال استفاده از الگوی همیاری در کلاس و گروه بندی دانش آموزان باعث خواهد شد آنها ضمن مشارکت و فعالیت در کلاس ، علاقه خاصی به معلم پیدا کرده و این کار رضایت دانش آموزان ، والدین آنها ، مدیر و معاون را نیز در پی خواهد داشت و در نهایت ، شما ، خود پنداری مثبتی  از خود خواهید داشت . استفاده از روشهای مشارکتی و فعال یادگیری از خستگی معلم در کلاس و یکنواخت صحبت کردن وی به میزان زیادی خواهد کاست .

17 -   انجام برخی امور به ظاهر ساده در مدرسه و کلاس ،  شما را به عنوان فردی فعال ، پر انرژی ، خونگرم و مورد علاقه به دیگران معرفی خواهد کرد که خیلی از معلمان ممکن است  تمایلی بدان نداشته و یا از اهمیت آن مطلع نباشند . مثلا"  انداختن عکس های دسته جمعی با دانش آموزان ،برگزاری جشن فارغ التحصیلی  یا اتمام پایه برای کلاس خود ، شرکت در نماز جماعت مدرسه همراه دانش آموزان ، شرکت در فعالیتهای فوق برنامه و پرورشی همراه دانش آموزان ،شرکت در اردوها و بازدیدهای خارج از مدرسه همراه آنان ، سخنرانی در مراسم آغازین مدرسه ، کمک و مساعدت مدیر ، معاون و مربی پرورشی در اجرای برنامه ها به مناسبتهای مختلف مذهبی و اعیاد  ، امانت دادن کتاب و مجله و غیره به دانش آموزان ،و فعالیتهای متنوع دیگر  ...

http://farajidasht.blogfa.com

حمید رضا ترکمندی – کارشناس ارشد مدیریت

شعر و روایت

الهی ..................... مهربانا ....................
سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده دلم را در آن بگسترانم
و با دستان خسته قنـوتـم از تو بخواهم که بر وجود سردم نور نـگاهـت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر در من تازه گردانی...
و بدان ! کسی که گنجینه های آسمان و زمین در دست اوست تو را در دعا رخصت داده و پذیرفتن دعایت را بر عهده نهاده و تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد،
و از او طلبی تا تو را بیامرزد .
و میان تو و خود کسی نگمارده تا تو را از وی بازدارد.
و از کسی ناگزیرت نکرده که نزد او برایت میانجی گری آرد ،
و اگر گناه کردی از توبه ات منع ننموده و در کیفرت شتاب نفرموده و چون بدو باز گردی سرزنشت نکند ، و آنجا که رسوا شدنت سزاست پرده ات را ندرد ؛
و در پذیرفتن توبه بر تو سخت نگرفته و حساب گناهت را نکشیده ، و از بخشایش نومیدت نگردانیده ، بلکه بازگشتت را از گناه نیک شمرده و هر گناهت را یکی گرفته و هر کار نیکویت را ده به حساب آورده و درِ بازگشت را برایت بازگذارده و چون بخوانیش آوایت را شنود ، و چون راز خود را با او در میان نهی آن را داند ، پس حاجت خود بدونمایی و آنچه در دل داری پیش او بگشایی ، و از اندوه خویش بدو شکایت کنی و خواهی تا غم تو را گشاید و در کارها یاری ات نماید و از گنجینه های رحمت او آن را خواهی که بخشیدنش از جز او نیاید ؛ از افزودن مدت زندگانی و تندرستی ها و در روزی ها فراوانی .
پروردگارا :
"در دست های ما گرمی محبت و در دیدگان ما نور محبت و در سخنان ما کلام محبت و در کردار ما آثار محبت قرارده"
" آمین یا رب العالمین"

ادامه نوشته

جایگاه مهرورزی در آموزش

 روش تدریس مبتنی بر مهر ورزی

1- مقدمه
برای داشتن جامعه ای سالم و موفق ومهر ورز باید ابتدا نظری به مدارس انداخته و این بارز ومبین است که بعد از خانواده تربیت کننده افراد یک جامعه آموزش وپرورش است وحتی بعضی مواقع مفید تر و موثر تر از خانواده اثر گذار می باشد چنانچه نظری به کلمه گفته شده داشته باشیم (( آموزش و پرورش )) می بینیم که مکمل و کامل کننده آموزش ، پرورش می باشد و خود کلمه آموزش تعلیم هر چیزی می باشد درس ، اخلاق ، رفتار ، اعمال پرورش و....پس پرورش نه فقط در خود کلمه بلکه در آموزش نیز نهفته شده است در سراسر دنیا و جهان آموزش را فقط از نظر کتابی ، اطلاعاتی ، کسب اطلاعات علمی و مطالب هایی که فقط در کتب وجود دارد در نظر گرفته و آموزگار که به معنی اندرز گو وراهنما است فقط به کار تدریس مشغول است و اطلاع دهنده کتابهایی می باشد که در اختیار دارند و هیچگونه به مفهوم اصلی اموزگاری ، که اندرزگویی وراهنمایی است نمی پردازد و بطور کلی از مفهوم های اصلی دور شده بنابراین می بینیم که هر روز به افراد جوامع بشری که دارای خوی وخصلت ها ورفتارهای پرورش نیافته و کنترل نشده است افزوده شده و جوامع را با مشکلاتی زیاد رو برو می کنند پس یک معلم باید تعلیم دهنده واقعی باشد تا بتواند ضامن جامعه ای سالم و قانونمند باشد 

http://farajidasht.blogfa.com

ادامه نوشته

روش تدریس فعال

الگوهاي فعال تدريس
نقد و بررسي انواع روش تدريس رياضي

بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشت هاند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند. در پايان اين فصل از خوانندگان انتظار مي رود كه بتواند با تكيه بر انواع روشهاي تدريس ذكر شده، در يك يا چند موضوع درسي، تدريسي را طراحي نمايند و در صورت امكان آن را اجرا نمايند تا به نقاط قوت و ضعف خود آشنا شوند و نقاط قوت خود را در تدريس هاي بعدي، پر رنگ تر نموده و برضعف هاي خود چيره شوند.

http://farajidasht.blogfa.com

ادامه نوشته

نقش معلم و دانش آموز در ارزشیابی

ارزشیابی توصیفی

به کمک ارزشیابی معلم دانش آموز را می شناسد و به او کمک می کند تا یاد بگیرد و تلاش کند که بهتر یاد بگیرد.

 وظایف معلم در ارزشیابی توصیفی

1- تهیه و تدوین نقشه  ارزشیابی تحصیلی-تربیتی متناسب با اهداف و انتظارات

2- تهیه و تنظیم و ابزارهای مناسب برای سنجش و ارزشیابی مثل آزمون، پوشه کار، ثبت مشاهدات و ...

3- ارزشیابی دانش آموزان در زمان انجام فعالیت های یادگیری و ارایه نتیجه (ارایه بازخورد) به آنها برای آگاهی از وضعیت تلاش و پیشرفت خود،

4- ثبت و نگهداری اطلاعات جمع آوری شده به وسیله ابزار های مختلف و تجزیه و تحیل آنها به منظور ارایه راهنمایی لازم به اولیا و دانش آموزان

5- تعیین تکالیف مناسب با رعایت شرایط و ویژگی های سنی و بررسی آنها به منظور شناسایی میزان تلاش، پیشرفت و موفقیت دانش آموزان،

6- برگزاری آزمون های مورد نیاز با رعالت این نکته که آزمون فقط برای جمع آوری اطلاعات است و جدای از فرآیند یاددهی-یادگیری دیده نشود و بدور از هر گونه شرایط اضطراب آور و نگران کننده باشد و از نتیجه آن فقط برای رفع موانع یادگیری و کمک به دانش آموز استفاده شود،

7- تنظیم گزارش های مناسب برای والدین و ارایه آن به صورت حضوری یا مکتوب حداقل هر 2 ماه،

8-تنظیم گزارش پیشرفت تحصیلی (کارنامه) در هر نوبت و ارایه اطلاعات دقیق در زمینه فعالیت و کوشش دانش آموزان برای والدین،

9- تصمیم گیری در موزد ادتقا با تکرار پایه در صورت عدم کسب شرایط لازم (با توجه به تمام تلاش هایی که معلم، والدین و دانش آموز انجان داده اند).

 وظایف دانش آموزان در ارزشیابی توصیفی

مشارکت دانش آموزان در ارزشیابی تحصیلی و آگاهی از پیشرفت کار و تلاش برای آنها جذاب و انگیزشی است. خود ارزیابی براساس مشاهده عملکرد در فعالیت های ثبت شده بر ویژه پوشه کار به دانش آموز فرصت گران بهایی را می دهد تا آگاهانه تر تلاش و کوشش نماید. برخی از وظایف و مسوولیت های دانش آموزان عزیز در اجرای ارزشیابی توصیفی اشاره می شود.

1- همکاری با معلم در تشکیل پوشه کار ( در این وشه نمونه هایی از کارهای بچه های قرار داده نی شود تا بچه ها با مراجعه به آن از میزان تلاش، پیشرفت و موفقیت های خود آگاه شوند.)

2-  انجام تکالیفی که معلم در کلاس و یا خارج از کلاس، متناسب با اهداف درس و توانایی دانش آموزان، تعیین می کند.

3- تلاش برای جبران ضعف های احتمالی با همکاری والدین،

4-  ابراز توانمندی ها، مهارت ها و عملکرد خود در موقعیت هایی که معلم برای او در نظر می گیرد،

5- حفظ و نگهداری پوشه کار،

 تمام این کار ها برای این است که :

دانش آموزان گرامی، این آینده سازان عزیز، با کمال آرامش و با برخورداری از شرایط و فرصت های مناسب با اشتیاق فراوان و امید به آینده در سایه قوانین مترقی نظام مقدس جمهوری اسلامی درخصوص حقوق کودک و وظایف و کارکردهای آموزش و پرورش، بتواند لذت آموختن را به همراه تعمیق آن معارف بچسبد و آمادگی خود را برای موفقیت در مراحل مختلف زندگی رشد دهند.

 

آشنایی با ارزشیابی توصیفی (2)

ارزشیابی توصیفی

گروه گزارش (روزنامه مردم نو)- نزديك به 80 سال است كه نظام رايج ارزشيابي در ايران، مبتني بر برگزاري آزمون و امتحان است. در اين نظام از ارزشيابي كمي كه با داده‌هاي رياضي و عدد و ارقام سر و كار دارد استفاده مي‌شود.

به نظر مي‌رسد اين نوع ارزشيابي نمي‌تواند براي سنجش فعاليت دانش‌آموز در كلاس و از همه مهمتر تعيين لياقت وي در ارتقاي سطح تحصيلي مناسب باشد. اين روشهاي سنتي سنجش و ارزيابي، دانش‌آموز را به ارائه پاسخهاي صحيح و از پيش تعيين شده وامي‌دارد.

در اين فرآيند به رابطه سنجش و يادگيري توجهي نمي‌شود. آزمونهاي سنتي بين آموخته‌ها و واقعيتهاي زندگي فاصله مي‌اندازد. در حالي كه زندگي روزمره ساختار بسيار پيچيده و مبهمي دارد. آزمونهاي سنتي اغلب به رتبه‌بندي كردن دانش‌آموزان مي‌انديشد و اطلاعات حاصل از چنين آزمونهايي نيز نه‌تنها در آموزش دانش‌آموز نقشي ندارد بلكه اعتبار قضاوت معلم را هم خدشه‌دار مي‌كند و در كاهش اعتماد به نفس دانش‌آموز نقش بسزايي دارد.
ارائه نمره صفر ضمن ايجاد رقابت و اضطراب، يادگيري و پيشرفت تحصيلي دانش‌آموز را تحت‌الشعاع قرار داده و با ايجاد افسردگي، بخش زيادي از استعدادهاي بالقوه انساني و اقتصادي را تلف مي‌كند. ارزش قائل شدن بيش از حد به امتحان، تكرار بيهوده آن و استفاده ابزاري از آن باعث ايجاد صدمات زيادي به فرآيند ياددهي و يادگيري و امر تعليم و تربيت مي‌شود و از اين روست كه نياز به جايگزيني روشي مبتني بر ارزشيابي كيفي احساس مي‌شود.
خوشبختانه پس از 80 سال نظام آموزش و پرورش كشور در يك تصميم‌گيري منطقي جايگزيني ارزشيابي توصيفي را بر روشهاي سنتي ارزيابي ضروري دانسته و با ابلاغ بخشنامه‌اي به همه استانها 30 درصد از مدارس پايه اول دوره ابتدايي ملزم به اجراي آزمايشي اين طرح شده‌اند تا در صورت توفيق، طرح ارزشيابي توصيفي در همه مدارس پايه اول و در سال تحصيلي 89 ـ 88 اجرايي گردد. به بهانه اجراي آزمايشي اين طرح در سال جاري و آشنايي هرچه بيشتر والدين و معلمان و خاصه دانش‌آموزان به سراغ طاهره حسنلو، كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي و مشاور آموزش و پرورش رفتيم تابا ابعاد مختلف ارزشيابي توصيفي،‌ مزيتها و معايب آن بيشتر آشنا شويم.

حسنلو با اشاره به نظامهاي ارزشيابي در دنيا مي‌گويد: بررسي نظام ارزشيابي كشورهاي مختلف جهان نشان مي‌دهد استفاده از كارنامه توصيفي امري رايج و داراي سابقه‌اي طولاني است و در قالب عباراتي چون بالاتر از استاندارد، مطابق استاندارد، ناسازگار با استاندارد و يا عباراتي مثل عالي،‌ بسيار خوب، خوب و ... توصيف مي‌شود. اين مقوله‌ها در كشورهاي مختلف متفاوت است، مثلاً آلمان شش مقوله و ژاپن پنج مقوله دارد.

• در ارزشيابي توصيفي، كارنامه فقط نمرات خام را شامل نمي‌شود

كارشناس ارشد روانشناسي تربيتي با اظهار اينكه در ارزشيابي توصيفي، كارنامه فقط نمرات خام را شامل نمي‌شود ادامه مي‌دهد: در ارزشيابي توصيفي، كارنامه، تمامي فعاليتها، مهارتها و نگرشهاي كودك را توصيف مي‌كند. ما همواره نيازمند آن نوع سنجشي هستيم كه به دانش‌آموز به ديده احترام بنگرد و موهبتهاي طبيعي و انساني او را بيشتر از آزمونهاي سنتي نشان دهد و اين باور را در هر دانش‌آموز ايجاد كند كه قابليت رشد و پيشرفت دارد. حسنلو در ادامه با اشاره به توالي آموزشي ـ ارزشيابي ـ آموزشي، در ارزشيابي توصيفي مي‌گويد: توالي آموزشي ـ ارزشيابي ـ ‌آموزشي موجب مي‌شود كه شايستگي فرد رشد كند و اعتماد به نفس او افزايش يابد و فراگير به خوبي ياد بگيرد كه چگونه آموخته‌ها را در وضعيتهاي دشوار و ناآشنا به كار گيرد. اين روش توانايي تصميم‌گيري و تشخيص وضعيت را در فرد رشد مي‌دهد و اين هدف آموزش است.

• ارزشيابي توصيفي براي يادگيري است نه ارزشيابي از يادگيري

مشاور آموزش و پرورش با اشاره به اينكه ارزشيابي توصيفي در خدمت آموزش قرار مي‌گيرد و جزء لاينفك آن به شمار مي‌رود مي‌گويد: در اين طرح معلم بايد ارزشيابي مستمر را جزئي اساسي در فرآيند يادگيري بداند كه به طور مداوم از ابتداي سال تحصيلي تا پايان سال ادامه دارد. از ويژگيهاي اين طرح بازخورد پيوسته‌اي است كه دانش‌آموز از معلم مي‌گيرد. زيرا معلم موظف است كه در جريان اين ارزشيابي تمام گزارشهاي رفتاري، علمي و اجتماعي دانش‌آموز را در پوشه‌هاي مربوطه (پوشه كار) جمع‌آوري و به صورت كتبي و شفاهي،‌ فردي يا گروهي به اطلاع دانش‌آموز و والدين برساند.

• در ارزشيابي توصيفي، معلم در كنار دانش‌آموز است نه در مقابل او

حسنلو درباره رابطه معلم و دانش‌آموزش در ارزشيابي توصيفي مي‌گويد: در اين روش، برخلاف گذشته معلم در كنار دانش‌آموز است نه در مقابل او. وي ادامه مي‌دهد: اين ارتباط باعث از بين رفتن اضطرابهاي ناشي از برگزاري آزمون و بهبود روابط معلم و دانش‌آموز مي‌گردد. زماني كه تنها نمره ملاك ارتقا باشد معلم، اوليا و دانش‌آموز با ابهاماتي راجع به نتيجه مواجهند. از سويي گروهي فكر مي‌كنند در اين روش مردودي وجود ندارد در حالي كه اين‌گونه نيست، در ارزشيابي توصيفي نيز مردودي با دلايل و مستنداتي به جز امتحان پاياني صورت مي‌گيرد. در اين سيستم تلاش مي‌شود كه دانش‌آموز مردود نشود و از طریق مشاوره و بهداشت روانی از این امر جلوگیری به عمل آید. مشاور آموزشی و پرورشی درباره مکانیسم مردودی در ارزشیابی توصیفی می‌گوید: در این طرح پس از آموزشهای جبرانی و ترمیمی در صورتی که معلم تشخیص دهد دانش‌آموزی نیاز به تکرار پایه دارد، با ارائه مدارک و شواهد معتبر از وضعیت یادگیری کودک نظر خود را به شورای مدرسه اعلام می‌کند. در صورت تصویب شورا و متقاعد شدن والدین و حتی خود دانش‌آموز، تکرار پایه صورت می‌گیرد.


• ارزشیابی توصیفی در 6 محور اصلی، نظام ارزشیابی را تغییر می‌دهد

طاهره حسنلو با اشاره به اینکه شش محور اصلی در نظام ارزشیابی، توسط ارزشیابی توصیفی متحول می‌شود، می‌گوید: اولین محوری که با ارزشیابی توصیفی تغییر می‌کند، تغییر مقیاس قاطع 20- 0 به مقیاس ترتیبی است.
وی ادامه می‌دهد: در طول سالیان دراز نمره 20 مورد احترام و توجه بوده است و معلمان ما نتایج آزمونها را بر اساس آن به دانش‌آموزان و والدین بازخورد داده‌اند که همین امر باعث رقابت نامطلوب گردیده است. اما مقیاسهای ترتیبی و توصیفی کمتر ایجاد رقابت می‌کند و مشکلات نمره‌های کم‍ّی را ندارد. در این روش والدین به جای اینکه از فرزند خود بپرسند، امروز چند گرفته‌ای؟ می‌پرسند، امروز چه یادگرفته‌ای؟

کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی محور دوم را تغییر تأکید از ارزشیابی پایانی به ارزشیابی تکوینی دانسته و ادامه می‌دهد: در نظام سنتی آموزشی، معلمان از طریق ارزشیابی پایانی، نتایج یادگیری دانش‌آموزان را به صورت نمره گزارش می‌دهند و توجهی به چگونگی یادگیری و بهبود آن ندارند. ولی در ارزشیابی توصیفی، معلم، ارزشیابی را در خدمت آموزش قرار می‌دهد و تلاش می‌کند که ارزشیابی او به یادگیری بهتر منجر شود.
طاهره حسنلو، محور سوم را اینگونه بیان می‌کند: تنوع بخشی به ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات.

وی در توضیح این مطلب می‌گوید: در ارزشیابی سنتی رایج، از آزمونهای مداد و کاغذی ( امتحان) و پرسشهای کلاسی استفاده می‌کنیم. اما در طرح ارزشیابی توصیفی، ابزارهای جمع‌آوری اطلاعات، متنوع شده و علاوه بر امتحانهای کتبی و شفاهی، ابزارهای دیگری مانند پوشه کار، مشاهدات، تکالیف درسی، آزمونهای عملی، برگه ثبت گزارش و چک.

• گزارش پیشرفت به جای کارنامه تحصیلی

مشاور آموزش و پرورش در ادامه با اشاره به اینکه محور چهارم شامل تغییر در ساختار کارنامه است می‌گوید: در طرح ارزشیابی توصیفی، کارنامه تحصیلی، گزارش پیشرفت نام گرفته است. در گزارش پیشرفت توضیحات مفصل‌تر و عمیق‌تر به شکل توصیفی بیان می‌شود و تنها به گزارش وضعیت درسی اکتفا نمی‌گردد بلکه به ابعاد عاطفی، جسمانی و اجتماعی دانش‌آموز توجه شده است. بدین طریق والدین درمی‌یابند کودکانشان در چه بخشهایی مشکل دارند و برای بهبود تحصیلی فرزندانشان چه باید بکنند. حسنلو محور پنجم را تغییر در مرجع تصمیم گیرنده درباره ارتقای دانش‌آموزان عنوان کرده و می‌گوید: در نظامهای سنتی ارزشیابی، تصمیم‌گیری درباره ارتقای دانش‌آموز به نمره‌های پایانی او بستگی دارد و حتی در سالهای اخیر، این تصمیم‌گیری را به عهده رایانه گذاشته‌اند. ولی در ارزشیابی توصیفی به دلیل اینکه اطلاعات جمع‌آوری شده متنوع و شامل داده‌های کمی و کیفی‌ است تحلیل و ترکیب این داده‌ها و نتیجه‌گیری آموزشی مبنی بر آن، از جمع تصمیمها درباره ارتقا یا عدم ارتقای دانش‌آموز به عهده معلم و شورای مدرسه است.

• ارزشیابی توصیفی به همه جنبه‌های عقلانی، اجتماعی، عاطفی و جسمانی توجه می‌کند

 
کارشناس ارشد روانشناسی تربیتی، محور ششم را، توجه همه جانبه به تمامی جنبه‌های رشد عنوان کرده و می‌گوید: در الگوی ارزشیابی توصیفی، علاوه بر رشد بعد عقلانی دانش‌آموز به جنبه‌های دیگر رشد، از جمله بعد اجتماعی، عاطفی و جسمانی نیز توجه شده است. معلم در طول سال با مشاهده رفتار و عملکرد دانش‌آموز گزارشی از وضعیت و جنبه‌های ذکر شده را به صورت توصیفی ارائه می‌دهد.

وی در ادامه می‌گوید: دقت در رعایت نکات بهداشتی، کسب عادتهای مطلوب جسمانی، همکاری با دیگران، عمل به قوانین و مقررات مدرسه، احترام به دیگران و شرکت در مباحث و گفت‌و‌گوها از جمله انتظاراتی است که در این طرح به آنها توجه شده است، انتظاراتی که در نظام سنتی کاملاً نادیده گرفته شده است.

• شوق انگیز شدن آموزش، منوط به تغییر ابزار ارزشیابی است

طاهره حسنلو در ادامه با اشاره به اینکه پیشرفت و شوق‌انگیز شدن آموزش خصوصاً در مقطع ابتدایی منوط به ابزار ارزشیابی از نوع کمی به کیفی است می‌گوید: تحقیقات نشان داده است در ژاپن به عنوان یکی از تجربه‌های موفق آموزش، از سه منبع: 1) احساس تعلق به مدرسه 2) پرورش کل شخصیت کودک و 3) ارائه محتوای مناسب، استفاده شده است و دانش‌آموزان ژاپنی، 30 درصد از محتوای آموزشی را در ساعات آموزش و به صورت مستقیم در مدارس دریافت می‌کنند و بدین ترتیب فرصتهای بیشتری برای یادگیری تلفیقی و زندگی شوق‌انگیز در مدرسه فراهم می‌شود.

وی در ادامه تغییر محتوای درسی در جهت خلاق شدن دانش‌آموزان را از دیگر ویژگیهای روشهای آموزشی در ژاپن عنوان کرده و تصریح می‌کند: تلفیق آموزشها با واقعیتهای زندگی دانش‌آموز و ارائه روشهای حل مسئله و تصمیم‌گیری در موقعیتهای مختلف زندگی از دیگر مواردی است که در نظام آموزشی این کشور مورد توجه قرار گرفته است.

• ارزشیابی توصیفی، نقاط ضعف

حسنلو با اذعان به اینکه طرح ارزشیابی ‌توصیفی به تنهایی یک طرح بدون ایراد و فاقد نقطه ضعف است می‌گوید: هر تغییر و تحولی در نظام آموزشی نیازمند ابزارها و زیرساختهای مختص به خود می‌باشد. ارزشیابی توصیفی هم از این قاعده مستثنی نیست و آموزش و پرورش برای نیل به اهداف حاصل از اجرای این طرح نیازمند توجه به ابزارها و زیرساختهای مورد نیاز است. وی در پایان می‌گوید: وقت‌گیر بودن و افزایش حجم‌کاری معلمان در مدرسه و خانه به دلیل تنوع ابزارها، بالا بودن تعداد دانش‌آموزان در کلاس، اظهار نظرهای غیرکارشناسی از سوی برخی معلمان و کمبود امکانات و تجهیزات آموزشی و کمک آموزشی، از مواردی است که می‌تواند به عنوان نقاط ضعف این روش مطرح گردد. البته اگر به زیرساختها توجه شود، ارزشیابی توصیفی می‌تواند نظام آموزشی کشور را متحول کند.

http://farajidasht.blogfa.com

آشنایی با ارزشیابی توصیفی (1)

 به ياد خدا

 به  عنوان معلم بايد عميقاً  باور داشته باشيم که هر دانش آموز قابليت رشد و يادگيري را دارد به شرط آنکه ما ابزارهاي سنتي ارزشيابي را که بدون توجه به تفاوتهاي فردي، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنيم و ابزاري بسازيم که توانايي ها را شناسايي کند و به     دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمينه را به گونه اي مهيّا کنيم که نمره گرايي از بين  برود  و  معلم و دانش آموز و اوليا همه به دنبال  کيفيت کار  باشند نه کميت.

بسياري از معلمان نگران  اتمام برنامه هاي درسي خود هستند بديهي است بخشنامه ها و  دستورالعمل هاي اداري و اجرايي در توليد اين  نگراني  نقش عمده دارند و باعث افت    کيفي کار آنان مي شود. براي رفع اين نگراني بايد چاره انديشي کرد تا کيفيت فداي کميّت نشود.

 

ارزشيابي:

هر کاري  که قضاوتي به همراه داشته  باشد ارزشيابي است که بعضي از مواقع   سنجش و  ارزشيابي معادل به کار مي  روند، اما به  واقع هم  معنا نيستند. سنجش، اندازه گيري عملکرداست و مشتمل بر قضاوت نيست و اين نقش بر عهده ي ارزشيابي است.

 

در واقع امتحان نوعي ارزشيابي است که  طبق  اصول  معيني انجام مي  شود  و وسيله اي براي توصيف تغيير رفتار دانش آموز در جهت اهداف آموزش و  پرورش وکمک به بهبود يادگيري  است  که 7 هدف اساسي را به دنبال دارد.

 

1- کمک به يادگيري دانش آموز

2- کمک به يادگيري دانش آموز  براي آشنايي  باهدفهاي آموزشی – درسی

3- برانگیختن رغبت و  علاقه ی دانش آموزان به یادگیری

4- تصمیم  گیری برای شروع مراحل بعدی تدریس

5-اصلاح روش تدریس

6- ارتقا و طبقه بندی دانش آموزان

7- تصحیح نتایج فعالیّت های فراگیران و دادن  بازخورد به آنها.

هدف ارزشیابی خدمت به آموزش است، نه در کمین نشستن  برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ  موفقیّت رامی توان با کاربرد روش  صحیح  در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد.

اطّلاعات حاصل از سنجش و  ارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش  معلم         پاسخ دهد که این دانش آموز درکجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه میتوانم بکنم؟ نه اینکه معلم نتیجه گیری کند که مثلاً این دانش آموز  زیرحد متوسط یا کند ذهن یا تیزهوش  است.

 مواردی که در ارزشیابی ها با يد رعايت کرد:

1- آنچه که ارزش اندازه گیری داشته باشد.

2- ارزیابی دانش پایه  و عمیق

3-  توانایی تفکر، درک و استدلال علمی

4- تعیین حدودی که فراگیران درک کرده اند

5- هم توجه به فرآیند و فرصت یادگیری و هم به نتیجه نهایی.

6- استمرار ارزشیابی

7- سنجش توان کار گروهی و  انفرادی         

دسته بندی ارزشیابی  های آموزشی

1- آغازین         2- تکوینی  3- تشخیصی   4- پایانی  (تراکمی)

اهمیت ارزشیابی تکوینی  

ارزشیابی جز جدایی ناپذیر و اساسی در فرآیند  یاددهی، یادگیری است به طوری  که اگرمعلم شکل  اجرای آن را  هرگونه انتخاب کند اندکی از آثار آموزشی آن نمی کاهد.

 به  علّت  اهمیّت این  ارزشیابی در توصیف داده ها و رفتارها در این بحث به آن می پردازیم.

- نظارت معلم بر تحقّق انتظارات آموزشی وپرورشی  بخش های گوناگون هر مطلب  آموزشی.

- هدایت مداوم یادگیری دانش آموزان بر اساس توانایی هایشان به سمت تحقّق انتظارات آموزشی و  پرورشی.

- اصلاح بهبود روش های آموزش  و پرورش اعمال شده در کلاس درس.

- کشف راهکارهای متناسب بارشدهردانش آموز تا او بتواند از مرز کنونی توانایی هایش فراتر رود.

- پی بردن  به  جریان  های روان شناختی مؤثر در یادگیری دانش  آموزان و ارائه  ی بازخور لازم و  مناسب.

- آگاهی از چگونگی تشکیل  ساختارهای  ذهنی مربوط به دانش، مهارتها و نگرش اکتسابی و چگونگی فرآیند و نحوه  ی  استفاده از آن در حل مسائل در شرایط و  موقعیّت جدید.

- ارائه  بازخورد لازم به  دانش آموزان در مورد  فعالیّت ها  و کوشش های آموزش وپرورش به منظور ایجاد توجه لازم و افزایش و  علاقه به فعالیت ها در آنان.

- انطباق روش،  برنامه، وسایل و منابع آموزشی  با نیازهای دانش آموزان.

- کشف شکاف بین انتظارات آموزشی و پرورشی با دانش، فهم، مهارت  و.... دانش آموزان و کمک به آنان برای کاهش این فاصله.

- آگاهی معلم از اینکه در کلاس درس چه موضوعی راآموزش  داده است  و  این که کدام قسمت از آموزش به کار بیشتر نیاز دارد.

در واقع تفسیر نتایج ارزشیابی تکوینی به  این منظور انجام می شود که مشکلات، نارسایی هاو بدفهمی های یادگیری هر یک  از دانش آموزان مشخص شود. و نیز روشهای مناسب برای رفع آنها را به معلم و دانش آموز نشان دهد.

به بیانی دیگر، نتایج این نوع  ارزشیابی پیشرفت  تحصیلی،  فرضیه هایی را در اختیار معلمان به عنوان پژوهشگران  آموزشی قرار می دهد تا با توجه به آنها به رفع بدفهمی ها،  نارسایی ها،  و مشکلات احتمالی یادگیری  دانش آموزان، (زمانی که فعالیّت ها و کوشش  آموزش و پرورشی در جریان هستند) اقدام کنند.

 

فواید ارزشیابی تکوینی

اجرای راهبردهای ارائه شده در کلاس درس طی دوره و زمان آموزش،  این فواید را برای دانش آموزان به همراه خواهد داشت.

- کسب مهارتهای بحث و گفت وگو

- کسب  مهارت های مربوط به ارتباطات بین فردی

- مشارکت در فعالیّت های گروهی

- ایجاد انگیزه برای مطالعه و یادگیری

- کسب مهارت های مطالعه ی درست

- توجه به موضوع مورد مطالعه

- تلفیق مهارت های شنیدن،خواندن،  تفکر ونوشتن

- تثبیت یادگیری  از طریق مرور کردن، سؤال و  جواب، یافتن جواب و...

- درک ارتباط بین مطالب خوانده  یا شنیده شده

-ارتباط بین یادگیری های قبلی و بعدی (معنی دارکردن یادگیری)

- کشف انتظارات آموزشی و پرورشی

- شرکت فعّال در یادگیری از طریق تفکر فردی و گروهی

- کسب مهارت تفکر  انتقادی

- کنترل و مدیریت مثبت کلاس درس

- افزایش  اعتماد به نفس و ابراز وجود.

- کسب مهارت های ابراز وجود

- افزایش مهارت های شناختی و فراشناختی خود.

چه موقع ارزشیابی معتبر  است

زمانی که 1- آموزش  با پژوهش همراه باشد 2- آموزش با ارزشیابی تلفیق شده باشد.

3- ارزشیابی  ارزشی بیش ازموفقیّت در جلسات امتحان را داشته باشد.

4- فعالیّت های گروهی فرد را اصل قرار دهد.

5- افراد را به یک فراگیرمادام العمر تبدیل کند.

و در یک کلام آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آنچه را نیاز دارد بیاموزد بدون آنکه نیازمند آموزگاری باشد                           

ارزشیابی توصیفی

امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموزبه  دیده ی  حرمت نگاه کند.  موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.

پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد  مهارت ها، تواناییها و دانش و نگرش  دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد.  برخلاف ارزشیابی کمی که با  داده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سروکار دارد و از قضاوت  برخوردار است.باید دانست که کیفیت یک امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلّی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای  مستمر است و بر اساس تلاش و فعالیّت فرد انجام می گیرد.

اما باید این  مطلب  را مدنظر داشت که ارزشیابی کمّی برای عموم قابل فهم تر و  مفیدتر است و اما ارزیابی کیفی تخصصی تر  بوده و مهارت و آموزش بیشتری برای بکارگیری لازم دارد و بیشتر از مفاهیم و کلمات کلیدی، ارزش گذاری وقضاوت  برخوردار است.

و همچنین  این دو ارزیابی از نظر ابزارهای  جمع آوری داده ها نیز با  هم فرق  دارند:      ابزار جمع آوری داده های کمی معمولاً  آزمونهای عینی یا استاندارد با پاسخ های ازقبل  تعیین شده است. اما ابزار ارزیابی کیفی را می  توان ابزارهای ذهنی، پرشنامه ها و نگرش سنج ها، روشهای مصاحبه ای، مشاهده ای، واقعه نگاری  و گزارش های روزانه  و.................می باشد.

به عنوان مثال:   تعداد پرسش های فراگیران در کلاس =  کمی  است

                    اما  نوع پرسش  های فراگیران  در کلاس= کیفی است

یا

  حجم  هر پرسش وپاسخ آن=  کّمی است     

  نوع آوری و تازگی پرس= کیفی است

ارزشیابی توصیفی یا کمی  را می توان آموزش بدون نمره دانست و به جای تأکید بر  ارزشیابی های پایانی باید بر ارزشیابی تکوینی (مستمر) تأکید داشت در  واقع ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابی های گوناگون که به شیوه های متنوع از  دانش آموز به عمل آورده ایم می پردازد.

کاربردارزشیابی توصیفی: 

1-  بهبودیادگیری

2-  ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه    

3- افزایش بهداشت  روانی کلاس        

4- اعتماد به نفس

5- افزایش روحیه انتقادپذیری در  کودکان

6- افزایش  مشارکت در یادگیری

7- رشد مهارت خود اصلاحی و خود تنظیمی

8- رشد و توانایی نقد  خود

9- بهبود  عملکردها

10- خارج شدن از برنامه های کلیشه ای  و  چارچوبی

11- آرامش در آموزش

ابزارهای ارزشیابی  توصیفی:

برای ارزشیابی توصیفی ابزارهای گوناگونی وجود  دارد که در اینجا به 3 نوع آن اشاره می کنیم.

1- پوشه کار

2- پروژه

3- آزمونهای مختلف از جمله مدادکاغذی

4- آزمون های عملکرد 

5- تکالیف درسی

 

پوشه کار:

یک مجموعه هدفدار منظم از کار  و فعالیّت فراگیر  که نشان دهنده تلاش و کوشش و پیشرفت و رشد دستآوردها و موفقیّت های او می باشد. و فراگیران را به فراگیرانی پویا و فعال تبدیل می  کند که در  برابر یادگیری و پیشرفت خود مسئول باشند.

 پوشه کار مانند یک جورچین (پازل) مجموعه  ی  قطعاتی از کارهای هدفدار فراگیران است که  به او امکان می دهد تا  توانایی های  خود را از جهات مختلف  به نمایش   بگذارد. که البته هر پوشه می تواند شامل کار یک فرد  یا یک  گروه باشد. که به یک یا  چند موضوع درسی اختصاص  دارد  که البته می توان در زمان معین فراگیر آن را به خانه ببرد یا در  مدرسه نگهداری  شود و در اختیار معلم سال بعد قرار گیرد.

در واقع پوشه کار فرصت شناخت  و اصلاح اشتباهات را به فراگیران می دهد.

 چه چیزهایی را باید در پوشه نگهداری کرد:

1- تکالیف انفرادی مدرسه

2- برگه امتحانی

3- تکالیف  گروهی مدرسه     

4- گزارش های علمی

5- یادداشت های  کلاسی یا خارج کلاسی دانش آموز

6- ثبت پرسش ها  و اظهارنظرها  در رفتارهای قابل توجه

7- گزارش مصاحبه ای فراگیر با افراد مختلف 

8- خلاصه داتسان یا فیلم یا بازدید

9- نمونه کارهای هنری و...

سعی شود کارهای ناتمام با ذکر تاریخ در پوشه گذاشته شود  و کارهای تکمیل شده در پوشه نگهداری شود.

بهترین کار هر دانش آموز در پوشه گذاشته شود. معلم و دانش آموز  در  انتخاب مواردی که در پوشه گذاشته شود با یکدیگر مشورت  کنند.

 معیارهایی برای ارزشیابی پوشه ای:

برای آنکه بتوان یک پوشه کار را ارزیابی کرد باید معیارهایی داشت که می  توان به مواردزیر اشاره کرد.

1- دقت  در کار

2- نظم  کار و نظافت ظاهری

3- خلاقیّت و  نوآوری

4- کنجکاوی و پرسش  گری

5- پشتکار و  صبر و  حوصله 

6- کاربرد آموخته ها 

7-  تصحیح اشتباهات

8- توانایی  استفاده از ابزار

9- توانایی برقراری ارتباط

10- توانایی حل مسئله

11- توانایی طرح  مسئله

12- توانایی  کار گروهی و....

 از نتایج ارزشیابی پوشه ها چگونه استفاده کنیم:

1-  به دانش آموز  امکان داده میشود پوشه ی خود را با معلم مرور کند  و مواردی را که می تواند اصلاح کند بگوید.

2- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با دانش آموز دیگر مرور  کند

3- به دانش  آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با گروه خود مرور کند.

4- به دانش  آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با والدین مرور کند.

5-به معلم  این امکان را می دهد که پوشه فراگیران را مرور کند ومواردی که  به کمکنیازدارند تعیین کند.

6- به دانش  آموزان امکان  می دهد که  از  کارهای خود نمایشگاهی ترتیب دهند.        

 

پروژه

برای آنکه یک  آموخته  در ذهن فراگیر ثبت شود بایدآن آموخته درموقعیّت های مناسب به کار گیرد، فعالیّت هایی تحت عنوان پروژه که فرصت های  یادگیری متنوعی برای فراگیران ایجاد می کند اگر به درستی هدایت شوند از مؤثرین شیوه ها در  سهیم کردن فراگیران در فرآیند آموزش و پایدار کردن آموخته های فراگیران درحیطه های مختلف دانش مهارت و نگرش هستند.

فعالیّت های پروژه ای برای دانش آموزان  فرصتی فراهم می کند تا  مهارتهای  بهتر زندگی کردن و توانایی برخورد با مسائل زندگی را کسب  کند. معمولاً پروژه های دانش آموزی  هدف  های برنامه ی درسی را دربردارد تا حدودی پیچیده تر از تکالیف معمولی است و دانش آموزان هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی می توانند انجام  دهند .                          

چگونگی  ارائه یک پروژه

هنگامی که دانش آموزان به صورت  انفرادی یا  گروهی پروژه ای را انجام  می دهند انتظار دارند معلم به آنان فرصت دهد  تا  حاصل کار خود  را ارائه دهند. زمانی که دانش آموز می داند باید پروژه ی خود را در  کلاس و در حضور جمع  ارائه کند موظف میشود از جزئیات  کار، حتّی اگر بخشی از آن توسط دیگری انجام شده باشد مطلع باشد به این ترتیب افراد  خانواده در آموزش فرزندشان سهیم می شوند.

به تفاوت های فردی  فراگیران احترام  بگذاریم با معرّفی پروژه های متفاوت به فراگیر و  گروههای مختلف  دانش آموزی با  توجه به طبقه  بندی هوشی گارد نر به آنان امکان دهیم تا از حداکثر توان خود در پیشرفت تحصیلی بهره گیرد.

 

مزایای  استفاده از پروژه:

1- خصلت جستجوگری و کنجکاوی فراگیران برانگیخته می شود.

2- پرورش مهارت حل مسئله

3- فرصت  های همکاری مثبت بین افراد در کلاس افزایش می یابد.

4- مهارت نقادی و نقدپذیری  را در فراگیران افزایش می  دهد.

5- فراگیران با استفاده از استعدادهای  خاص  خود یک  محصول کیفی تولید می کنند.

6- اعتماد به نفس فراگیران را افزایش میدهد.

7- تئوری هوشهای چندگانه (8 گانه گارد نر) را ملموس کرده ومی تواند در  شناخت هوش ها به ما کمک کند.

8-  به دانش آموزان فرصت می  دهد تا به پرسش های  خود نظم دهند  وبرای یافتن پاسخ برنامه ریزی کنند.

9- به معلم امکان می دهد تا  از فرصت  های متفاوتی برای ارزشیابی  فراگیران بهره جوید.

10- به فراگیران فرصت می  دهد تا با انتخاب آزاد زمینه ی فعالیّت و استعداد خویش را  کشف کند.

سنجش عملکرد

 شامل روش هایی است که توسط آن فراگیران فرصت می یابند مهارتها  و شایستگی های آموخته خود را آشکار سازند و  در حین  آن نیز چیزهایی بیاموزند.  این روشها مشتمل بر طراحی واجرای آزمایش های علمی، نوشتن  مطالب و  مقالاتی که مستلزم بازاندیشی، بازسازی  است، تفسیر و استفاده از نقشه ها و  نمودارها، سرودن اشعار،  کارهای علمی ونمایشی، طراحی و اجرای مهارتهای ورزشی، شرکت در امتحانات و آزمونهای شفاهی و زبانی و.....که همه و همه نشانگر کاربردی،  واقعی و عملی  سنجش عملکرد است. بنابراین سنجش عملکرد  یک دیدگاه، رویکرد وشیوه کلّی سنجش یادگیرنده است  که از همه روش ها و ابزار موجود می تواند استفاده کند حتی  از  روش  های مرسوم و معمول  اندازه گیری مانند آزمونهای معلم ساخته، که  البته لازم به ذکر است که آنچه که این ابزارهای رایج وکّمی را از روش های کیفی نوین متمایز می سازد،  هدف و نحوه ی به کارگیری و استفاده از نتایج سنجش است.

در ضمن عملکرد میتواند به شکل فردی یا گروهی سنجیده شود.

 

هدف از سنجش عملکرد

سنجش عملکرد نه تنها در پایان آموزش به عنوان  وسیله  و روش تعیین  میزان پیشرفت افراد  کاربرد دارد بلکه هدف تشخیصی برای شروع  آموزش و هدف ساختاری و فرآیندی به منظور  هدایت و  راهنمایی جریان یادگیری- یاددهی در حین شکل گیری و تکوین آموزش را نیز دنبال می کنند.

 بهتر  است قبل از اجرای سنجش عملکرد چند  سؤال از خود  بپرسیم 

1-  چه مفهوم، مهارت یا دانشی را  آزمون کنیم(هدف)

2- فراگیران  چه چیز باید بدانند (محتوا)

3- فراگیران در چه سطحی باید عملکرد موردنظر را از خود  نشان دهند (ملاک پذیرش عملکرد)

 

آزمون  های عملکردی

تکالیف  و  آزمون های عملکردی، آموخته های فراگیر را در  حیطه های مختلف در عمل به کار می گیرد و  فراگیر  طی انجام آن نشان می  دهد تا چه اندازه درکاربرد آموخته ها  تواناست.

 یکی و بلکه مهمترین شاخص و الگوی سنجش  عملکرد، آزمون  عملکردی است.  آزمون عملکرد آزمونی است که تکلیف  عملکردی را کمّی ساخته به ارزش عددی تبدیل میکند که  تکلیف عملکرد وظیفه و فعالیّت فراگیر  است  و  آزمون عملکردی مسئولیت مربی  برای بیان  کمّی و عددی پیشرفت وتلاش فراگیر.

 

انواع آزمون های  عملکردی

1- آزمون های کتبی عملکردی 

2- آزمون های  عملکردی  شناسایی

3-سنجش عملکرد  در موقعیّت هایی شبیه سازی شده

4-آزمون عملکرد نمونه کار    

 

1- آزمون های  کتبی  و  عملکردی:  آزمون های کتبی مداد- کاغذی است که به طور معمول  برای سنجش طبقه دانش و گاهی درک و فهم حیطه شناختی به کار می رود.                   

که البته این آزمون ها  می تواند به شکل آزمون در خانه و  کتاب باز و آزمون های معمولی اجرا  شود.

1- آزمون عملکرد کیفی: این آزمون عمدتاً بر کاربرد آموخته ها  در موقعیّت های عملی تأکید دارد. 

2- آزمون عملکرد شناسایی: در این روش فراگیر از طریق شناسایی عیب و اشکال وسیله،            توانایی و مهارت  عملی خود را آشکارمی سازد.

3- سنجش عملکرد در موقعیّت های شبیه سازی شده:  در این آزمون از فراگیر خواسته  می شود  تا در یک موقعیّت شبیه سازی شده یا خیالی، همان اعمالی  را  انجام دهد که در موقعیّت های واقعی،  ضروری اند مثلاً تنفس مصنوعی که در این موارد با تهیه یک آزمون کتبی عملکردی از نوع  سیاهه یا چک لیست ، فهرست وارسی، مقیاس درجه بندی، فرد  ارزیاب  می  تواند به سنجش فرآیند بروز عملکرد  اقدام نماید.

4- آزمون عملکردی نمونه کار: شبیه ترین روش بر موقعیّت واقعی در زندگی طبیعی افراد، روش نمونه کار است.

  در روش  نمونه ی  کار که نزدیک ترین روش سنجش به عملکرد  واقعی است فراگیر در محیط  طبیعی سنجش  می شود مثل  آزمون رانندگی  اتومبیل در محیط واقعی یا ساخت مکعب با  ابعاد معین و  با ابزاری که در دست دارند. 

3  قسمت  اصلی آزمون های عملکردی:

1-  تکلیف  عمومی:  فعالیّتی  است که معلم طراحی می کند تا فراگیر درگیر شود.

2- برگه ارزشیابی: فراگیر  راه  حل،  شیوه کار، نقشه کار..... را روی  برگه ارزشیابی منعکس  می کند.

3-  نمره گذاری: معلم با توجّه به هدفهای آزمون عملکردی که از قبل مشخص است معیار ارزشیابی را مشخص می کند.

در پایان برای داشتن یک  ارزشیابی توصیفی مطلوب و مفید لازم است که اولاً معلمان با اهداف این ارزشیابی و ابزار آن و  نحوه ی انجام آن آشنا شوند و آن گاه اولیا را در جریان کار قرار داد و آنان را توجیه کرد  و  سپس دانش آموزان را  توجیه کرد در این صورت است  که همگی با هم با فکر و توان هم  می توانیم   راه را تا پایان ادامه دهیم و به نتیجه مطلوب برسیم 

http://farajidasht.blogfa.com

منابع 

1-  ارزشیابی در خدمت  آموزش مؤلف طاهره رستگار ناشر:  موسسه فرهنگی منادی تربیت

                                                                                 چاپ اول: 1382

2- مقدمه ای بر  ارزشیابی کیفی آموخته های فراگیران           تألیف و تدوین: مهدی فراهانی

ناشر:  موسسه فرهنگی منادی  تربیت                                    چاپ اول1384

3- رشد آموزش ابتدایی دوره فهم  دی ماه 1384

4- رشد معلم دوره بیست و چهارم اسفندماه  1384

5- روش های اندازه گیری  و ارزشیابی آموزشی دکتر علی اکبر سیف تهران نشر دوران 1375

6- ارزشیابی توصیفی الگویی نو در  ارزشیابی تحصیلی مؤلفان:  دکترمحمدحسنی-         دکتر حسین  احمدی – چاپ اول= 1384.

7- رشد مهارت نقد خود

یادگیری مشارکتی

یادگیری مشارکتی و روی کرد های آن

مقدمه

در عصر حاضر یادگیری با روش ها و رویکرد های متفاوتی صورت می گیرد و یا بهتر بگوییم تدریس با روش های مختلفی صورت می گیرد یک معلم با توجه به اقتضای شرایط و امکانات از روش سخن رانی استفاده میکند و دیگری از روش های مختلف دیگری که هر کدام در ای خود جای بحث و گفتگو دارد اما بحث امروز ما مربوط به روش مشارکتی است در عصر حاضر یادگیری سنتی که سالیان متمادی است نظام آموزش و پرورش ما را احاطه کرده است دیگر جوابگوی نیاز های دانش آموزان و معلمان نیست اگر کمی به دیده تامل بنگریم شاید دلیل بسیاری از افت های تحصیلی دانش آموزان به دلیل کاربرد نامناسب روش های یادگیری باشد و هر ساله خسارت های زیادی از این حیث متوجه فرد و جامعه می شود،اینکه از طرفی اذعان داریم که یک روش خاص تحت هیچ شرایطی نمی تواند جوابگوی نیازهای فراگیران و به طور کلی کلاس درس باشد . بلکه تلفیقی از روش های گوناگون است که در پیش برد اهداف آموزش می تواند موثر واقع شود یادگیری مشارکتی نسبت به یادگیری رقابتی و انفرادی و پیش رفت تحصیلی پیشتری را بوجود آورده اند ذکر نکاتی مهم در باب یادگیری مشارکتی ضرورت جلوه می نماید .

یادگیری:

 عبارت است فرایند ایجاد تغییر نسبتا پایه دار در رفتار بلقوه یا توان رفتاری فرد بر اساس تجربه همان طوری که در این تعریف روشن است یادگیری باید همراه با تغییر باشد اگر در اثر یادگیری تغییری در توان رفتاری یا عمل کرد فرد بوجود نیاید نمی توان ادعا کرد که یاد گیری صورت گرفته است .

آموزش:

 هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای که هدف آن اسان کردن یاد گیری در یادگیرندگان است آموزش کفته می شود پس طبق این تعریف آموزش یک فعالیت از قبل برنامه ریزی شده است و هدفش این است که فرایند یادگیری را در فراگیران تسهیل کند .پس به فعالیتهای پراکنده معلم که هیچ گونه برنامه ای ندارد آموزش گفته نمیشود .

تفاوت آموزش با یادگیری:

تفاوت دو مفهوم آموزش و یادگیری می شویم در واقع همیشه معطوف به یاد گیرنده است اما آموزش مستلزم فعالیت متقابل بین حداقل دو نفر (معلم یادگیرنده ) است .یادگیری هدف است و آموزش وسیله ی رسیدن به هدف اما نکته ای که باید مد نظر داشته باشیم این است که هر آموزشی منجر به یادگیری نمی شود به طور مثال اگر یادگیرنده نخواهد از شرایط و امکاناتی که معلم برای او تدارک دیده در جهت یادگیری استفاده کند هیچ گونه یاد گیری صورت نگرفته است کما اینکه آموزش صورت گرفته است اما منجر به یاد گیری نشده است البته معنی این سخن اسن نیست که یاد گیری و آموزش دو فرایند مستقل از هم هستند بلکه این دو کاملا به هم وابسته اند .

تدریس:

مفهوم تدریس به آن قسمت از فعالیت های آموزشی که با حضور معلم در کلاس درس اتفاق می افتد اطلاق می شود تدریس بخشی از آموزش است و همچون آموزش یک سلسله فعالیت های منظم ، هدف دار و از پیش طراحی شده را در بر میگیرد و هدفش ایجاد شرایط مطلوب یادگیری از سوی معلم است . چهار ویژگی خاص در تعریف تدریس وجود دارد

1-وجود تعامل بین معلم و شاگردان

2- فعالیت بر اساس اهداف معین و از پیش تعیین شده

3- طراحی منظم با توجه به موقعیت و امکانات

4- ایجاد فرصت و تسهیل یاد گیری

بنابر این به فعالیت های پراکنده و یک جانبه ی معلم که ممکن است تغییری هم در دانش آموزان ایجاد کند تدریس گفته نمی شود . همچنین به آن نوع فعالیت های آموزش که بدون حضور معلم از طریق فیلم ، تلفزیون ، کتاب و... صورت می گیرد نیز تدریس گفته نمی شود زیرا که کنش متقابل بین معلم و دانش آموزان وجود ندارد پی در حالت کلی می توان گفت هر گونه فعالیت آموزشی که این چهار ویژگی در آن رعایت نشده باشد تدریس محسوب نمی شود حال با روشن شدن این مفاهیم مهم وارد مبحث اصلی که همان یادگیری مشارکتی است می شویم .

روش یادگیری مشارکتی:

در گذشته به این روش روش فعال گفته می شد و منظور از روش فعال روشی بود که در آن معلم و دانش آموز به صورت فعال به بیان اندیشه و نغد مسائل مختلف در کلاس درس بپردازد اما اکنون این روش یکی از روش های تدریس تعاملی است و تدریس تعاملی تدریسی است که فراتر از کمک به دانش آموزان به کسب محتوای علمی و مهارت ها می اندیشد در این روش علاوه بر توجه به کسب اطلاعات و مهارت ها به فرایند تفکر و اهداف اجتماعی آموزش تاکید فراوان شده است کودکان با مشاهده و تقلید از رفتار دیگران یاد می گیرند و در جریان مشاهده و تقلید کشف می کنند که چگونه به طور هدفمند حرکت و به طور قابل فهم صحبت کنند تا به سطحی برسند که خودشان اهدافشان را تعیین کنند، از خود و دیگران می آموزند آنها در خلال بازی هایشان با خود صحبت میکنند و یاد میگیرند که چگونه فکر کنند و چه انجام دهند و یادگیرشان را با تکیه بر بیان به صورت اکتسابی ، تسلط یابی و تصورات استمرار می یابد در این روش دانش آموزان با شنیدن انتقادات هم سالان خود بینش بیشتری نسبت به خود کسب می کنند و درک و فهم خود را از طریق شنیدن انتقادات و پیشنهادات دیگران گسترش می دهند

اهداف یادگیری مشارکتی:

 در رویکرد یادگیری مشارکتی همواره دو هدف عمده دنبال می شود

1-     بهبود درک و فهم و مهارت های شناختی دانش آموزان در موضوعاتی که تدریس می شود

2-   افزایش مهارت در تعامل اجتماعی و احترام به فر هنگ های موجود در مدرسه در فرایند چنین آموزشی از دانش آموزان انتظار می رود که مهارت های شناختی و اجتماعی خود را تقویت کند و نگرش مسبتی را نسبت به نژاد ها  قومیت ها و اندیشه های مختلف کسب کنند

ویژگی های یادگیری مشارکتی :

1-     تشکیل گروه های نا متجانس

یاد گیری مشارکتی معمولا باید از گروه های چهار تا شش نفری تشکیل شود که از جهات مختلف از جمله ، توانایی یاد گیری میزان پیشرفت ، نژاد ، جنس و... نا متجانس باشند یعنی نمی توان گروهی انتخاب نمود که همگی در یک سطح استعداد باشند یا همگی از یک نژاد و قوم باشند چرا که در این صورت پیشرفتی حاصل نخواهد شد .هدف یادگیری مشارکتی تاکید بر جنبه اجتماعی یادگیری است که در این روش آنهایی که از نظر توانایی با لاتر از بقیه هستند سایر افراد را کمک می نمایند تا به سطح قابل قبولی برسند .

2-     داشتن اهداف روشن و صریح

یادگیری مشارکتی باید دارای اهداف روشن و صریح و از همه مهم قابل دسترسی باشد یعنی گروه باید بداند به دنبال چه چیزی هست و در این تعامل برای رسیدن به هدف از کچا باید شروع و طی چه فرایندی به هدف خواهد رسید . نمی توان برای گروه اهدافی مشخص نمود که قابل دسترسی نباشند چرا که در این صورت گروه اعتماد به نفس خود را از دست داده و منجر به شکست روحیه ی گروهی می شود .

3-  وابسته بودن اعضای گروه به همدیگر

دانش آموزان به منظور تسلط بر محتوی و مواد آموزش به صورت گروهی همکاری و فعالیت می کنند یعنی هر یک از اعضا وظیفه ای دارد ولی تمام وظایف در یک جهت می باشد آن هم رسیدن به هدف نهایی گروه برای این منظور می توان مواد آموزشی را بین گروه تقسیم کرد و از اعضای کروه خواست که مطلب مربوط به خود را بیاموزند و ان را به سایر اعضای گروه نیز آموزش دهند .

4- معلم به عنوان هدایت کننده و منبع اطلاعات

معلم در این روش برعکس روش های سنتی انتقال دهنده ی محض نیست بلکه باید نقش راهنما و هدایت گروه را به عهده بگیرد فقط در مواقعی که گروه ها به مبنی بر خورد نماید که به نتیجه نرسند معلم می تواند وارد عمل شود و اطلاعات لازم را در اختیار آنان قرار دهند .

 

5- مسئولیت فردی

بعضی تصور می کنند که چون این روش مبتنی بر همکاری و مشارکت است فرد به طور مستقل وظیفه ای ندارد این تصور کاملا اشتباه است . در این روش روی کرد مشارکتی فرد علاوه بر اینکه در جهت رسیدن به اهداف با اعضای گروه مشارکت می کند به طور مستقل نیز وضایفی دارد . معلم برای جلو گیری از اینکه بعضی از اعضای گروه بیشترین کار را انجام ندهند و اعضای دیگر از زیر بار مسئولیت شانه خالی نکنند باید مسئولیت های فردی را به عهده آنها بگزارد به عنوان مثال معلم می توان از تک تک اعضا بخواهد تا به سوالات کتبی یا شفاهی او که در مورد فعالیت های گروه طرح شده اند پاسخ دهند یا اینکه معلم زمینه ای فراهم کند تا هر یکی از دانش آموزان قسمتی از وضایف گروهشان را به تنهایی انجام دهند و در این قسمت معلم می تواند این اختیار را به دانش آموزان بدهد تا خودشان قسمتی از محتوای ارائه شده در کلاس را که در آن زمینه تخصص یا علاقه دارند انتخاب نمایند

6- پاداش به توفیق گروهی

در این نوع یادگیری موفقیت یکی یا چند نفر از اعضای گروه ملاک ارزش یابی نیست بلکه ملاک مهم در این روش موفقیت کل گروه است اگر گروه کاری انجام دهد که مستحق پاداشی باشد کل اعضای گروه پاداش می گیرند و اگر گروه وظیفه اش را به درستی انجام ندهد کل اعضای گروه تنبیه می شوند (البته یا داور می شوم که منظور از تنبیه به هیچ وجه تنبیه بدنی یا ارائه محرک های آذار دهنده نیست بلکه می تواند به صورت حذف موقعیت های مطلوب صورت گیرد به عنوان مثال اگر ما گروه را هر پنج شنبه به عنوان پاداش به سینما می بردیم آن گروهی را که وظیفه اش را درست انجام نداده به عنوان تنبیه به سینما نبریم )

رویکرد های یادگیری مشارکتی

1-     تقسیم دانش آموزان به گروه های پیشرفت تحصیلی

در این روش دانش آموزان به گروه های شش نفری تقسیم می شوند همان طوری که قبلا ذکر شده اعضای کروه از حیث توانایی استعداد و از لحاظ فرهنگی و اجتماعی باید نامتجانس باشد معلمان باید هر هفته موضوع جدیدی را به دانش آموزان ارائه دهند سپس اعضای گروه به حل تمرین ارائه شده می پردازند و بعد از آن اعضای گروه به صورت دو نفره به کامل کردن تمرینات پرداخته و همدیگر را ارزش یابی می کنند مشکلات را مطرح نموده و به تمرین و ممارست خود ادامه می دهند در پایان تک تک ئانش آموزان را مورد ارزش یابی قرار می دهد نحوه نمره دادن به آزمون های انجام شده موضوع با اهمیتی است چرا که موفقیت دانش آموزان بستگی به نمره کل گروه دارد .اعضای گروه با پیش رفت خود و یا با دریافت یک نمره خوب امتیاز بالایی را برای گروه بدست می آورد نکته مهم و ضروری در اینجا این است ارتقاء و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نسبت به گذشته یکی از اهداف مهم این نوع آموزش است در نتیجه دانش آموزان ضعیف نقش مهمی را در موفقیت گروه ایفا می کند به طور مثال ملاک پیشرفت یک گروه نمی تواند نمره خاص باشد بلکه ملاک پیشرفت وضعیت کنونی او نسبت به گذشته است اگر گروهی در ارزش یابی که قبلا انجام داده ایم نمره 7 گرفته و در ارز یابی دوم نمره این گروه پیش رفت بهتری نسبت به گروهی که در ارزش یابی اول نمره 18 گرفته و در ارزش یابی دوم 19 شده است .

گروه دوم

گروه های بازی – مسابقه   

    تفاوت این رویکرد با رویکرد قبلی آزمون هایی است که همچون مسابقه    بین اعضای گروه های مختلف به اجرا در می آید اعضای گروه با مطالعه  و تمرین خود برای انجام مسابقه آماده می کند معلم اعضای هر گروه و نیز رقبای آنان را که از لحاظ توانایی در یک سطح هستند را تعیین می کند و هر هفته ترکیب گروه را به خواطر وجود دانش آموزان ضعیف تر تغییر می دهد و آنها را به این صورت هر هفته به مسابقه می پردازد میانگی نمرات هفتگی آنان امتیاز کل گروه را مشخص می کند مدت زمان فعالیت این گروه ها با هم در حدود شش هفته است .

تمرین مهارت با توسعه فعالیت های آموزش در گروه های نا متجانی

در این مرحله اعضای گروه باید در فعالیت هایی چون مباحثه در زمینه محتوای تمرینات فردی و مساعدت های دو نفره در گیر شوند آنها با هم و به طور انفرادی می بایست روی موضوعات مطرح شده تمرین نمایند و. راه حل های خود را توضیح دهند و دریافت های خود را درباره ماهیت مسئله و ارتباتش با دیدگاهای آشنا مبادله نمایند .

محاسن روش یادگیری مشارکتی

1 – پیشرفت تحصیلی        

هدف یادگیری مشارکتی ارتغای عملکرد دانش آموزان در وظایف مهم علمی و آموزشی است اعتقاد بر این است که ساختار انگیزهشی روش مشارکتی جایگاه یاد گیری و هنجار های پیشرفت تحصیلی را بالا می برد طبق نظر اسلاوین پژوهش های انجام شده درباره روش یادگیری مشارکتی دال بر این ادعا  هستند که این روش در بالا بردن سطح پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در موضئعات مختلف و در سطوح مختلف تحصیلی مفید است .

2-ارتقای روابط اجتماعی

دومین اثر مهم روش یادگیری مشارکتی گسترش روابط اجتماعی فراتر از سطح تحصیلی محلی یا خانوادگی است ای روش در خلال استفاده از ساختار های مشارکتی شرایطی را برای همکاری گروهی در وظایف عمومی فراهم می کند دانش آموزان از این طریق می آموزند که به همدیگر احترام بگذارند و به دقت به نظرات هم گوش بدهند حتی اگر مخالف نظرات خودشان باشد.در واقع در این  روش دانش آموزان روش های نقد و بررسی افکار دیگران را نیز می آموزد .

3-مهارت های حل مسئله مشارکتی  

یکی از آثار مهم و نهایی روش مشارکتی این است که دانش آموزان مهارت های مشارکت و همکاری را می آموزند دانش آموزان با قرار گرفتن در یک گروه احساس اعتماد به نفس می کند و با مواجه شدن با مسائل مختلف از طریق هم فکری و هم یاری مشکل را حل می نمایند و در صورت لذوم در این زمینه از معلم هم کمک میگیرند .

یکی از عوامل مهم در زمینه کاهش افت تحصیلی خانواده است،زیرا رسیدگی و احساس مسئولیت والدین در کلیه ابعاد زندگی . و یکی از مهم ترین دغدغه های آموزش و پرورش و همچنین خانواده ها که بیش ترین توجه بزرگان تعلیم و تربیت و پژوهش گران را به خود معطوف داشته مسئله افت تحصیلی است

عوامل بستر ساز و گسترنده افت در این سه بخش با تعمق برسی و پژوهیده می شود 1-آموزش و پرورش و اجتماع 2- معلم و مدرسه 3- دانش آموز و خانواده

بخش اول آموزش و پرورش اجتماع در افت تحصیلی  الف عدم تناسب و ارتباط معنا دار بین محتوای برنامه های آموزشی با نیاز های اقتصادی و اجتماعی روز :این نقیسه سبب می شود دانش آموزان حضور در مدارس را نا خوشایند بدانند و آموزش برایشان لذت بخش نبوده و گیرایی نخواهد داشت در نهایت انگیزه و اشتیاق فرا گیران با بی رحمی و زجر کش خواهد شد .

ب – عدم تبیین و تعیین اهداف آموزش به وضوح و روشنی اگر هدفهای آموزشی به طور صریح بیان نشود غیر ممکن است بتوان نتیجه یک دوره آموزشی را به صورت موثری ارزش یابی کرد  

ج- امکانات آموزشی مدارس :عدم تجهیز مدارس به کتابخانه – کارگاه آموزشی و همچنین فضای آموزش گاه ها از نظر شکل موقعیت و حتی رنگ و نبودن مراکز پژوهش سرای دانش آموزی

د- نبود مدیریت راهبردی و برنامه ریزی صحیح آموزشی

ه- سازماندهی های نا صحیح و تعویض مکرر معلمان

و- کثرت تعداد دانش آموزان در یک کلاس

ی- مدارس نیم وقت

م- نا برابری بین مدارس

ن – عدم اخذ برگ معاینات پزشکی قبل از آغاز سال تحصیلی

بخش دوم روش های کاهش افت تحصیلی:الف تناسب محتوای برنامه های آموزشی با تحولات اقتصادی و اجتماعی روز از آنجایی که جامعه تقییر دائمی است برنامه ریزان آموزشی همواره باید آمهدگی این را داشته باشند که اهداف و محتوای آموزشی را متناسب با ضرورت ها و نیاز های اجتماعی و اقتصادی روز برای فراگیران پایه گذاری نمایند که باعث ایجاد انگیزه و اشتیاق در یادگیری خواهد شد .

ب- برنامه ریزی مسئولان و معلمان در جهت ایفای رسالت عظیم خود که شکوفایی استعداد ها و باز کردن ره تکامل انسانهاست . برای تحقق ابن هدف باید هدف های نهایی و آرمان های تعلیم و تربیت و هم چنین اهداف کلی آموزش برای کسانی که در تهیه و تنظیم و اجرای برنامه آموزشی نقش بر عهده دارند روشن باشد و هدف تربیت یادگیرندگان به روشنی تبیین و به مربیان نیز اعلام گردد علاوه بر این مشخص کردن هدف ها با عث ایجاد هماهنگی بین فعالیت های مختلف آموزشی است .

ج – توجه اه بعد عملی دروس کارگاه ، آزمایشگاه ، کتابخانهدر حالت کلی تر پژوهش سراهای دانش آموزی در آفزایش خلاقیت و ابتکار فراگیران تاثیر به سزایی خواهد داشت چرا که دانش آموزان با دنیای فناوری آشنا ساخت .

نقش معلم و مدرسه در افت تحصیلی

روش های تدریسی :

1-     کیفیت نا مطلوب روش های تدریس و عدم استفاده معلمان از وسایل کمک آموزشی و مشارکت ندادن دانش آموزان در یاد گیری

2-     عدم توجه معلمان به مراحل مختلف حیطه شناختی

3-     ارزش یابی های غیر واقعی و افت تحصیلی پنهان (تبصره و معدل پایین)

4-     توجن ننمودن معلمان به این موضوع که باید بین توانمندیهای بلقوه ی فراگیران و توان مندی های بلفعل آنها رابطه معنا دار باشد

5-     بی نظمی و عدم آراستگی معلم و نداشتن روحیه مناسب

6-     فقدان تخصص معلمان و عدم آشنایی آنها با روان شناسی .

 روش های دیگر افت تحصیلی

همه فعالیت های آموزشی و سرمایه گذاری که در آموزش و پرورش انجام می شود به خاطر تدریس مطلوب است زیرا از طریق تدریس اهداف نظام و تربیت تحقق می یابد زیرا تا موقعی که تدریس معلمان تغییر و بهبود حاصل نگردد عوامل آموزشی از قبیل ساخمانهای جدید و عوامل دیگر هیچ یک برای بهبود کیفیت آموزشی مدارزس نمی توانند نقش مهمی ایفا کنند و معلمان باید به جای آسایش ذهن دانش آموزان از اطلاعات و معلوماتی که همواره در حال تغیی هستند ، به دانش آموزان چگونه آموختن ، تفصیر کردن و تفکر علمی را بیاموزند روش های آموزش یکی از روش های عمده باز دهی آموزشی است .

   2- تو جه به تفاوت های فردی:

فراگیران از لحاظ هوش ، استعداد قدرت یاد گیری و. تجارب با یکدیگر تفاوت ها دارند با توجه به این واقعیت معلمان باید روش هایی را برای تدریس انتخواب نماید روش هایی که با تفاوت های فردی دانش آموزان تناسب داشته باشند چرا که توجه به تفاوت های فردی و توانایی های هر یک از فراگیران موجب پیشرفت و موفقیت تحثیلی دانش آموزان میگردد.

3-ایجاد انگیزه و تشویق فراگیران

معلم باید با روش های گوناگون جهت علاقه مند بودن و ایجاد انگیزه و تشویق دانش آموزان کوشش نماید این کار باعث تسهیل یادگیری آنها می شود .

4-مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری

از آن جایی که وظیفه اساسی معلم در تدریس ، در گیر نمودن فرا گیران با مطالب یا گرفتنی و سپس راهنمایی و جهت دادن فعالیت های وی می باشد از این رو باید با استفاده از نیروی خلاق  در فرایند یاد دهی ، یادگیری را تحریک و فرا گیران را تشویق نماید.

5- آموزش دانش آموزان باید با تاکید بر تمام مراحل حیطه شناختی باشد

وفقط در مرحله دانش محدود نماند معلم اگر می خواهد ساختار قلب را توضیح بدهد باید دانش آموز به تواند کار قلب را توضیح دهد و در آزمایشگاه بطن ها و رگ های قلب را مشخص کرده و نشان دهد .

6- دقت درافت تحصیلی پنهان و ارزش یابی صحیح

اگر بخاهیم شاگرد را با سواد و خلاق بار بیاوریم باید معار ارزش یابی صحیحی داشته باشیم تا دانش آموزان لیاقت و شایستگی پاییه ای را که در آن تحصیل میکنند داشته باشند بساط تبصره و معدل پایین برچیده شود درصد قبولی معیار موفقیت محسوب نشود ، دانش آموزان قبول شده با معیار و ملاک مناسب و درست ارزش یابی شوند اگر دانش آموزان در یک پایه با تبصره یک یا چند درس قبول شوند موفقیت آتی چنین دانش آموزانی تضمین شده نیست

بخش سوم خانواده و دانش آموزان در افت تحصیلی

کمبود هوش و ذهنی – نبود نماد عاطفی – احساس ضعف و عدم اعتماد به نفس – وضع نا بسامان خانواده – احساس تبعیض – وابستگی شدید به اولیا – کثرت کار و مشغلت خانواده – وضع نا مناسب اقتصادی و کم توجهی به فرزند – عدم توجه خانواده ها به نباز های دانش آموزان از جمله نیاز به ورزش – تفریح – گردش – باعث کم شدن حوصله و افت تحصیلی در مقاطع بالاتر می شود .

چگونه افت تحصیلی را درمان کنیم ؟

یکی از عوامل مهم در زمینه کاهش افت تحصیلی خانواده است زیرا رسیدگی و احساس مسئولیت والدین در کلیه ابعاد زندگی فرزندان امری لازم و ضروری است لذا هر گونه سهل انگاری برای سر نوشت آینده کودک بسیار خطر آفرین است کودک در طی مراحل مختلف همان قدر که نیاز مند به استقلال فکری و عملی دارد به همان میزان نیز به مساعدت و هم فکری والدین محتاج است و این نیاز با آغاز تحصیل محسوس تر می شود در این زمان است که والدین با داشتن علم و آگاهی می تواند بیاری فرزندان خود بشتابند احساس مسئولیت و استقلال تصمیم آنها را محترم شمارند به طوری که کودک متقاعد شود در نهایت خود اوست که مشکلاتش را از پیش پای برداشته است و روابط گرمی و صمیمی خانواده (والدین) در پیش رفت تحصیلی فرزندان موثر است حضور مرتب اولیا در مدرسه و نیز ارتباط سالم آنها با اولیا مدرسه تهیه وسایل کمک آموزشی و سر انجام ایجاد محیطی مطلوب در آموزش دانش آموزان مفید تر می سازد در نتیجه بعضی عوامل موثر در افت تحصیلی مربوط به فرهنگ اجتماع و نگرش جمعی است .

http://farajidasht.blogfa.com

سنجش کلاسی

آنجلوو كراس چند روش براي سنجش كلاس درس به منظور راهنمايي و كمك به مسئولان و مربيان در سال 1995 بيان كرده‌اند كه مورد استقبال زيادي قرار گرفته است.

تأكيد اين روش‌ها بر سنجش ميزان ياد گيري فراگيرندگان در برنامه‌هاي اصلي و فرعي مربوط به رشته تحصيلي مورد نظر است و اطلاعات ارزشمندي در مورد يادگيري آنان فراهم مي‌آورد.

 

2. مهمترين موضوع

توضيح و شرح: استاد از فراگيرندگان مي‌خواهد كه به سوال زير جواب فوري بدهند:

مبهم‌ترين موضوع در اين مورد (جلسه، سمينار، كنفرانس، خواندن، تكاليف و ...) كدام بود؟

 

هدف: اين روش بازخورد سريعي از مبهم‌ترين قسمت درس مي‌دهد و به مسئولان آموزشي كمك مي‌كند تا تصميم بگيرند بر چه موضوعي بيشتر تأكيد كنند و چه مقدار وقت صرف هر موضوعي كنند و فراگيرندگان هم به سرعت متوجه مي‌شوند كه چه چيزي را فهميده‌اند و مجا ابهام داشته‌اند.

پيشنهادهايي براي استفاده از اين روش: اين روش اغلب در درس‌هايي كه فراگيرندگان با مقدار زيادي اطلاعات جديد در يك مبحث پايه‌اي مواجه‌اند استاندارد مي‌شود. اين روش بايد در پايان هر مبحث نيز اجرا شود.

روش استفاده از اطلاعات: اغلب كافي است كه جواب‌ها را بر طبق نكات مبهم و يا بر اساس آن كه حقايق يا مفاهيم يا اصول يا ... باشند طبقه‌بندي كنيم.

اين روش‌ها داراي مزايا و محاسن بسياري است؛

از جمله:

1-  آنها از نظر ماهيت تكويني هستند ( مانند امتحانات آخر ترم نيستند) و، و در طول ترم، باز خود را به مسئولان آموزشي مي دهند تا به فراگيرندگان كمك كنند، مطالب را بهتر و سنجيده‌تر فراگيرند.

2-  اين روشها به سبب سرعت در كاربرد آنها فقط چند دقيقه از وقت كلاس را مي‌گيرند و مسئولان آموزشي به آساني و به سرعت مي توانند آنها را مطالعه و بررسي كنند.

3-   اين روش ها بسيار انعطاف پذيرند و مي توان آنها رد جهتي كه مورد توجه معلم است، سوق داد.

4-  اين روش‌ها مممكن است بي نام و يا با نام مستعار باشند. (هر چند كه چندان لزومي هم ندارد). در اين صورت دست يادگيرندگان براي اضهار بيان مطالبي كه مي فهمند و نيز آنچه را كه نمي فهمند باز است.

5-  اين روشها فراگيرندگان را به نوشتن و استفاده از فكر و انديشه تشويق مي‌كنند و باغث افزايش انگيزه آنان مي‌شوند تا يادگيري را جدي‌تر بگيرند.

هدف از اين سنجش و سنجش فقط رتبه بندي فراگيرندگان و يا آگاه كردن آنها از عملكرد آنها از عملكرد آموزشي شان نيست.بلكه بيشتر در اختيار گذاشتن اطلاعاتي براي مسئولان آموزشي در مورد فراگيري فراگيرندگان است تا آنها از اين اطلاعات براي درك مستقيم و راهنمايي فراگيرندگان و قضاوت‌هاي حرفه‌اي و كاري خود استفاده كنند. آنجلو و كراس اين پنج روش را به مسئولان آموزشي پيشنهاد مي‌كنند:

1-   ورقه يك دقيقه‌اي (كه به آن كاغذ يك دقيقه‌اي و يا پاسخ نيم صفحه‌اي نيز مي‌گويند).

توضيح و شرح: استاد در طول 3-2 دقيقه از فراگيرندگان مي‌خواهد به طور خلاصه‌ به طور خلاصه و به صورت كتبي به دو سئوال زير پاسخ دهند:

 

الف) مهمترين موضوعي كه امروز در طول كلاس ياد گرفته‌ايد كدام است؟

ب) كدام سوال مهم شما هنوز بي جواب مانده است؟

هدف: اين روش به مسئولان آموزشي اجازه مي‌دهد كه مقايسه‌اي بين اهداف آموزشي و درك فراگيرندگان از اين اهاف و ميزان يادگيري آنها انجام دهند. علاوه بر اين از آنجا كه استاد مي‌فهمد فراگيرندگان چه مشكلات يادگيري‌اي دارند ترتيبي مي‌دهد كه آنها جواب سوالاتشان را در جلسه بعد دريافت كنند. در اين روش فراگيرندگان اطلاعاتشان را ارزيابي مي‌كنند و ملزم مي‌شوند آنها را به خاطر بياورند.

پيشنهادهايي براي استفاده از اين روش: اين روش هم براي كلاس‌هاي كم جمعيت و هم براي كلاس‌هاي پرجمعيت مناسب است و همچنين براي دوره‌هايي كه فراگيرندگان با مقدار زيادي از اطلاعات در پايه به خصوص مواجه هستند.

روش استفاده از اطلاعات: اغلب كافي است كه استاد به آساني پاسخ را جدول‌بندي يا فهرست‌بندي كند و هر اظهار نظر مفيدي را يادداشت كند.

*********
پيشنهادهايي براي استفاده از اين روش:

اين روش زماني مؤثر است كه اطلاعات موجود را بتوان به صورت فرم بندي خلاصه كرد (مثل مطالب تاريخي، سياسي، داستان‌ها، واكنش‌هاي شيميايي و ... )

روش اشتفاده از اطلاعات:

جوابهاي هر سئوال را بايد جداگانه سنجيد و اغلب آسانترين راه آن است كه پاسخ‌ها را به سه دسته طبقه بندي كنيم:

-        نامناسب و نادرست و ناكافي

-        كافي و مناسب

-        عالي نا مناسب و كافي

يك هاتريس با سئوالاتي در ستون و سه سطح طبقه بندي شده به مثابه رديف‌ها، مي تواند به سرعت مسئولان آموزشي را آگاه كند كه فراگيرندگان در پاسخ به «چه كسي و چرا» بيشتر دارند يا در پاسخ به «چطور و چرا».

4- تفسير و تشريح هدايت شده

توضيح و شرح:

استان از فراگيرندگان مي‌خواهد تا بخشي از درس را جدا كنند و شرحي درباره آن را به زبان خودشان براي گروه خاص و هدف خاصي بنويسند. اين كار براي فراگيرندگان بسيار مفيد است؛ زيرا در دوره هاي آموزشي از آنها خواسته مي شود كه اطلاعات خاصي را به زبان ديگري براي مخاطبان، مشتريان و خريداران قابل فهم باشد بيان كنند.

پيشنهادهايي براي استفاده از اين روش: اين روش هنگامي بسيار مفيد است كه فراگيرندگان مي‌خواهند موضوعات و مفاهيمي در مورد كارهايي كه با ديگران ارتباط زياد، دارد، ياد بگيرند.

روش استفاده از اطلاعات: جواب‌ها به چهار دسته طبقه بندي مي‌شوند: مبهم، اندك، كافي، عالي.

پاسخ‌ها براي اين چهار طبقه بر اساس، دقت، مناسب بودن براي گروه مورد نظر و مؤثر بودن در انجام دادن واجراي هدف تعيين مي شوند. راه ديگر اين است كه روشن ترين و بهترين پاسخ و نيز بد ترين و مبهم‌ترين آن مشخص شود. سپس پاسخ‌هاي فراگيرندگان را مي‌توان بر اساس دامنه‌اي از شفاف‌ترين تا مبهم‌ترين رتبه‌بندي كرد.

6-  شرح و توصيف: بعد از آن كه فرآيندگان با برخي اصول و مسائل كلي و نظريه و مراحل و روش‌ها آشنا شدند. استادكارتهايي به آنها مي دهند و از آنها مي‌دهد و از آنها مي‌خواهند كه حداقل يك امكان، مثال يا نمونه از كار برد آنچه را كه ياد گرفته‌اند، ( در جهاتي واقعي) بنويسند.

هدف: اين روش به مسئولان آموزشي اجازه مي دهد كه به سرعت تعيين كنند كه آيا فراگيرندگان كاربرد آنچه را كه ياد گرفته‌اند مي‌دانند يا نه؟

2- مبهم ترين موضوع

توضيح وشرح : استاد از فراگيرندگان مي خواهد كه به سؤال زير جواب فوري بدهند:

«مبهم ترين موضوع در اين مورد (جلسه، سمينار، كنفرانس،خواندن ،تكاليف و ...) كدام بود:؟»

هدف: اين روش باز خورد سريعي از مبهم ترين قسمت درس مي دهد و به مسؤلان آموزشي كمك مي كند تا تصميم بگيرند بر چه موضوعي بيشتر تأكير كنند و چه مقدار وقت صرف هر موضوعي كنند و فراگيرندگان هم به سرعت متوجه مي شوند كه چه چيزي را فهميده‌اند و كجا ابهام داشته‌اند.

پيشنهاديهايي براي استفاده از اين روش: اين روش اغلب دردرس هايي كه فراگيرندگان با مقدار زيادي اطلاعات جديد در يك مبحث پايه‌اي مواجه‌اند استفاده مي شوند. اين روش بايد در پايان هر مبحث نيز اجرا شود.

روش استفاده از اطلاعات: اغلب كافي است كه جواب ها را بر طبق نكات مبهم و يا بر اساس آن مفاهيم يا اصول يا .... باشند طبقه بندي كنيم .  

3- خلاصه يك جمله‌اي

توضيح و شرح:

استاد از فراگيرندگان مي‌خواهد به سوالاتي درباره موضوعات و عناوين درسي پاسخ دهند.

مثل: چه كسي؟ چه؟ به چه كسي؟ چه وقت؟ كجا؟ چطور؟ چرا؟

سپس از آنها خواسته مي‌شود تا جواب‌هاي داده شده را به يك حمله دستوري تبديل مي‌كنند.

هدف: كسب اطلاع مسئولان آموزشي از اين كه كداميك از فراگيرندگان مي‌توانند مقدار زيادي اطلاعات را به طور كامل وخلاصه بيان كنند. فراگيرندگان بايد قواعد دستور زبان را رعايت و همچنين درباره محتواي متن خوب فكر كنند. فراگيرندگان توان خود را براي خلاصه كردن اطلاعات زياد آزمايش مي‌كنند و همچنين مطالبي را كه خلاصه‌تر و كم حجم‌تر است سريع‌تر به ياد مي‌آورند.

فراگيرندگان مجبورند بين اطلاعات قديم و جديد رابطه برقرار كنند و زماني كه كاربرد مطالب را به روشني درك مي‌كنند علاقه و انگيزه آنان به يادگيري افزايش مي‌يابد.

پيشنهادهايي براي استفاده از اين روش: در بيشتر كلاسها مي‌توان از اين روش استفاده كرد و به خصوص در علوم‌اجتماعي رشته‌هاي فني.

روش استفاده از اطلاعات: جواب‌ها را مي‌توان به چهار گروه طبقه‌بندي كرد عالي، قابل قبول، حاشيه‌اي و غيرقابل قبول سپس مي‌توان آنها را تجزيه و تحليل و در جلسه بعد در مورد پاسخ‌ها بحث كرد.

يادگيري مشاركتي، مبناي ساخت چندرسانه‌اي

به نظر گرين و براوون (2002) شيوه‌ي مناسب ساخت چند رسانه‌اي در كلاس درس، بهره‌گيري از يادگيري مشاركتي است پروژه هاي چندرسانه‌اي در كلاس درس اغلب همچون فرصتي براي يادگيري مشاركتي هستند. يادگيري مشاركتي بر اين فرض استوار است كه دانش‌آموزان در گروههاي كوچك كار خواهند كرد(معمولاً 4 تا 6 نفر در هر گروه) دانش‌آموزان در گروه به عنوان عضو كار مي‌كنند و معمولاً به همه‌ي اعضا پاداش‌هايي مثل نمره و ... داده مي‌شود. گروه‌ها با ؟؟ همه براي يكي ويكي براي همه كار مي‌كنند و هر عضو گروه از حداكثر توان خود براي توليد به نفع گروه استفاده مي‌كند (ص 21-22) به نظر لكس (2000) كار مشاركتي به ويژه براي ساخت چندرسانه‌اي در كلاس درس، مفيد است؛ چون توافق برسد ايده‌ها تأثير مثبت نمايش هاي چندرسانه‌اي را افزايش مي‌دهد (ص 27).

در فرآيند توليد چندرسانه‌اي در كلاس درس، مشاركت و همكاري از اين راه‌ها حاصل مي‌شود. كار كردن با يكديگر براي طراحي و نقاشي، ياددهي جنبه‌هاي گوناگون تكنيكي درباره‌ي رايانه به يكديگر؛ طراحي پروژه در جايي از رايانه، جمع‌آوري اطلاعات، طراحي صحنه‌ي ارائه‌ي پروژه توليد كار در رايانه، بسط ايده‌ي يادگيري براي دستيابي به توافق و ارائه‌ي بازخورد (لكس، 2000: ص36)

http://farajidasht.blogfa.com

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

منبع :

جزوه سنجش و ارزشيابي دكتر خزايي نژاد

فرایند یاددهی - یادگیری

ياددهي رايادبگيريم :

هردرس رابافعاليت هايي كه هردانش آموزرابه مرورباگسترش محتواي درس گذشته درگيرمي سازد،شروع كنيد.دانش آموزان درآغازورودبه كلاس پرازانرژي اندوازلحاظ ذهني آماده فراگيري محتواهستند.ازاين فرصت بااشاره به درس گذشته بهره بگيريد.دانش آموزان جزدرشرايط استثنايي قادرنيستندباذهن خالي براي اولين بارباموضوعي برخوردكنند.تكراردرجهات وبه روش هاي گوناگون براي شروع يادگيري درس جديدضروري اند. بااستفاده ازراه هاي زيرمي توانيديادگيري هاي گذشته دانش آموزان راتعميق ببخشيد:

·        شركت درتهيه نقشه مفهومي درس گذشته

·        شركت درپيشبردفلوچارت ،روش هايافرايندها

·        شركت درشبيه سازي هاوارتباطات

·        رعايت نوبت ونظم درپيشبردفراينديادگيري

  محتوارابه تجارب مثبت وعاطفي خارج ازمدرسه ارتباط دهيد.دانش آموزان مطالبي راكه باتجارب روزمره ارتباط دارندوواجدجنبه هاي عاطفي هستند،بهتربه خاطرمي آورندودرك مي كنند.برخي راهبردهابراي توفيق دراين زمينه عبارتنداز:

1-ازطريق بحث هاي عميق وكامل ،پشتباني خودرابه آنهااعلام كنيدوازآنهابخواهيدتشبيهات وطرح هاي خودراباامورخارج ازمدرسه ربط دهند.

2-آنهاراواداركنيدكه اوضاع ،دلايل ،مفاهيم ياروش هاي آموزشي مارابااحساس هاي مطبوع خوددرخارج ازمدرسه مقايسه كنند.

 

ياددهي يادگيري ازطريق مباحثه

مباحثه ي گروهي يكي ازابزارهاي بسيارمفيديادگيري است. چنانچه مديريت دركلاس درس به خوبي اعمال شودمباحثه ي دانش آموزان درباره ي موضوع يادگيري به نتايج بسيارخوبي مي انجامد،ازجمله آن كه فهم دانش آموزان ازمسئله ي مورد يادگيري رابيش ترمي كند،قابليت هاي ارتباط اجتماعي آنهاراارتقامي بخشدوخلاقيت هاي ذهني آنهاراتقويت مي كند.پژوهش هاي علمي بسياردركلاس درس نشان داده است كه باهدايت ورهبري مناسب معلم ،دانش آموزان مي توانندباشركت درمباحثه هاي گروهي به اطلاعات پژوهشي ارزشمندي دست يابندودامنه ي اطلاعات ودانش علمي خودراوسعت بخشد. (يون سان وديگران 2003- بريتر1994) دانش آموزان ،ازطريق مباحثه ي گروهي به خوبي مي توانندمسئله ي موردبحث راتجزيه وتحليل كنند،آن رابه آموخته هاي پيشين خودپيوندزنندوازآن طريق نه تنهابه دانش ومعلومات جديددست يابند،بلكه نگرش جديدي به فراينديادگيري خودپيداكنند.

معلمان بااتخاذ راهبردهاي ياددهي يادگيري مشاركتي وترغيب وهدايت دانش آموزان به مشاركت دربحث وگفت وگووپژوهش گروهي درچندجهت مي تواننددانش آموزان راهدايت وتوانمندكنند.

مباحثه ي گروهي باعبارتي ديگرمي توان گفت كه ازمشاركت همه ي افرادگروه (كوجك وبزرگ)درگفت وگودرباره ي موضوع يامسئله اي خاص باهدف اضافه كردن معناوبرداشت جمعي ازموضوع به برداشت هاي فردي وكمك به فهم بهترجمعي وكسب توانمندي هاي نوبابهره گيري ازنظرهاوروش هاي ديگران است. دراين روش دانش آموزان باكمك يكديگر،درموضوع ومسئله ي موردبحث ،انديشه،غوروبررسي ومعنايابي مي كنندوبه راه حل هاي مشترك دست مي يابند،ضمن آنكه آگاهانه توانايي هاي خويش راارتقامي بخشند.

هدايت مؤثربحث گروهي ،مستلزم طرح درس وراهبردهاي آموزشي مناسب است. معلمان بايدتوجه داشته باشندكه فقط تشويق دانش آموزان به شركت دربحث هاي كلاسي تضمين كننده ي يادگيري معنادارآنهانيست .معلمان بايدبراي رسيدن به هدف هاي اتخاذاين راهبرد،طرح درس مناسب تهيه كنندوبراي اعمال وظايف وتكاليف مباحثه ،راهبردهاي ياددهي يادگيري مناسبي راتدارك ببينند.

 

عوامل مؤثردرفراينديادگيري-ياددهي

1-زمينه هاي تجربه فردي دانش آموزان رافراهم كنيد:

فكرخوبي است كه درس راازجايي شروع كنيم كه دانش آموزان ايستاده اند.يعني ازنقطه اي كه مي دانندوقبلاتجربه كرده اندشروع كنيم وازآموخته هاي آشناوپيشين براي گسترش اطلاعات استفاده كنيم .اين كارآنان راترغيب مي كندكه ازموضوع ،شناخت بهتري پيداكنند،احساس همدلي باموضوع داشته باشندوموضوع جديدرابه آساني بفهمند.

2-توجه دانش آموزان راجلب كنيد:

جلب توجه دانش آموزان درهردرس اهميت بسياردارد.اين كاربااستفاده ازسبك هاي متفاوت تدريس وبهره گيري ازمنابع ميسرمي شود.اگربراي تدريس همه ي درس هاازشيوه اي واحداستفاده كنيم دانش آموزان به زودي كسل مي شوندوانگيزه ي خودراازدست مي دهند.راه هاوروش هاي فعال يادگيري همه ي دانش آموزان رادرگيرومتوجه كارمي كند.ازروش قريمي ومعمولي مثل روش حرف وگچ وتخته دوري كنيد.اين روش اگرچه بعضي وقت ها مناسب است اماروشي خسته كننده است به ويژه اگرتكرارشود.

3-دانش آموزان رادرحالت مشاركت نگه داريد:

اين كاربافعاليت گوناگون امكان پذيراست. كاربردروش هاي متفاوت ازاين حقيقت ناشي مي شودكه شيوه هاي يادگيري دانش آموزان متفاوت است ونسبت به انجام وظايف گوناگون رويه اي خاص دارند.سرعت يادگيري نيز بايددرحالت انجام وظايف كوچك وبزرگ متفاوت باشد.

4-جوكاري مناسب به وجودآوريد:

اين بدان مفهوم نيست كه يك محيط خشك وآرام كاري به وجودآوريد.كارگروهي دقيقا يك كارمولدوپرتحرك است،به ويژه اگردانش آموزان درآن شركت فعال داشته باشند.سروصداهاي سازنده غالبا ازسكوت اجباري پربارتراست.

5-به تمرين هاي عملي بينديشيد:

يادگيري بسياري ازموضوع درسي مستلزم كارعملي است.زيرارزش يادگيري ازطريق عمل ثابت شده است.دردرس هايي كه دانش آموزان كم ترفعاليت هاي عملي كرده اند،حداقل يادگيري صورت گرفته است.تامي توانيدبراي افرادوگروه هاي دونفري يابيش تر،فعاليت هاي عملي پيش بيني كنيد.ازاين راه به جلب توجه وانگيزه ي آنان براي پيشرفت كمك كرده ايد.

6-تمام دانش آموزان بايدبه طوركامل درفعاليت شركت كنند :

شركت نكردن دانش آموزان به طوركامل درفعاليت هاي ياددهي ويادگيري ،بدان معني است كه آن هادرگيريادگيري نشده اند.مطمئن شويدكه فعاليت هاباسن وتوانايي هاي دانش آموزان هماهنگ است.چنان چه دانش آموزان كشش كامل براي انجام كارنداشته باشند،خسته مي شوندوبه طوركامل درگيرفعاليت نمي شوند.

7-انعطاف پذيرباشيد:

خودرابيش ازحددرچارچوب برنامه كارمحدودنكنيد.براي هردرسي يك طرح درس داشته باشيد،اماآماده باشيدتادرمواقعي كه كارهابرابرانتظارات پيش نمي رودآن راتغييردهيد.زماني براي كشف راه هايي كه مورد علاقه ي دانش آموزاست درنظربگيريد،حتي اگراين راه هادربرنامه ي مكتوب نباشد.

8-عقايددانش آموزان رادرباره ي اظهارنظرهاي خودبپرسيد:

اين كاربراي دانش آموزان كمروتمرين خوبي است.آنان مي توانندبه طورخصوصي ومكتوب بامعلم خودگفت وگوكنند.معلم هم چنين مي تواندتكاليفي درزمينه ي كارتعيين كند.

9-ازبعضي دانش آموزان بخواهيدتكاليف ووظايف خواسته شده راتوضيح دهند:

اين كاربراي آن است كه شماازدرك درست دانش آموزان نسبت به آن چه ازآن ها خواسته ايد،مطمئن شويداين روش خودبهترين راه براي ارزيابي ميزان درگيري وتوجه وادراك دانش آموزان كلاس است.

10-هروقت لازم باشداجازه دهيددانش آموزان به تنهايي كاركنند:

گاهي بايدبخشي ازفضاي مدرسه كه دنج وآرام است براي برخي فعاليت هاي دانش آموزان اختصاص يابد.آن هانيازبه فضايي دارندكه درآن جاتمركزحواس داشته باشند. 

 

براي كارهامقصدي درنظربگيريد:

بدون تعيين مقصد،افرادنسبت به فعاليت هايي ازقبيل :تهيه ي گزارش ،تحقيق كردن،تهيه ي جداول وتلاش كردن تمايلي نشان نمي دهند،باوجوداين ،مادانش آموزان رادرانجام كاربه مقصدي واقعي ياخيالي پيوندنمي دهيم.

دربيان مقاصدمي توان ازافعالي مانند:دنبال كردن ،به اطلاع رساندن،به نمايش گذاردن ،دفاع كردن،پنددادن ويايادداشت برداشتن وگزارش دادن استفاده كرد. مثال:

 

 

نمايش هاي فيزيكي ترتيب بدهيد:

ازدانش آموزان بخواهيد،پس ازآن كه چندمفهوم راآموختند،درگروه هاي 4 تا5 نفري فعاليت هاي سرگرم كننده ترتيب دهند.بعدازهرگروه بخواهيديك راه عملي براي هريك ازمفاهيم پيش ببرد.براي آنهامثال بزنيد.بگذاريدهرگروه بداندكه انتظارآن است كه درموردآنچه به نمايش مي گذارد،هم بايد توضيح بدهدوهم جوابگوي پرسش هاباشد.

براي مثال فرض كنيد‹‹نكات ايمني›› به نمايش گذارده مي شود.دانش آموزان بايدهمانندداوربازي فوتبال به درستي يانادرستي آنچه انجام مي شودراي دهند.

شاگردان رادررهنمودهاوبرقراري استانداردهاشركت دهيد  .

همه دوست دارنددرپيشبرداستانداردهاورهنمودهادركلاس وكارهاشركت داشته باشندسهم خودرادرپيشبردفهم عميق تربه كارخواهندبرد.ازاين طريق است كه فرايندتحول روش ها،رهنمودها،استانداردهاوعلايق اغلب تحقيق مي پذيرد. دانش آموزان راواداريدتارهنمودهارابراي پيشرفت نهايي تجزيه وتحليل كنند. ازطريق فرايندي اين چنين كه دانش آموزان راباانتظارات واستانداردهاآشنامي كند،مي توان محيطي به وجودآوردكه درآن دانش آموزان درك خودراتعميق بخشند.دانش آموزان  مي توانند به سادگي وبه طورموفقيت آميزدرتحول رهنمودهاهمانندمواردزيرشركت داشته باشند:

*تعيين رتبه ها

*نمره گذاري رتبه ها

*قواعدكلاس داري

*معيارهاي تكاليف خانه

*علايق موثربراي نمايش دانش ،درك ،مهارت ها واستعدادها

*درنظرگرفتن معيارويژه براي كارهاوماموريت ها

 

تحسين ، پرسش ، تصحيح :

وقتي ازدانش آموزي خواسته مي شود كه كوشش هاي خودرادرمنزله ي رهنمودبراي يكديگربه كارببرند،اغلب راه درست اين كاررانمي دانند.دراين زمينه پيشنهادهاي زيرسودمندند:

1-ازهردانش آموزبخواهيدكه پيشرفت هاي عملي خودرادركارهاارائه دهدوتنهاواقعيت هارابگويد.پس ازانجام اين كار،شنونده ياشنوندگان مي توانندتنهاپرسش هاي روشنگرانه مطرح كنندوپاسخ هاهم بايدبه طورجدي روشنگرباشدوجنبه ي تبليغ نداشته باشد.

2-درحالي كه گروه شركت كننده به كارديگري مشغول است،گروه يادانش آموزشنونده راوادارريدتاچارتي t  شكل تهيه كنندودريك طرف آن فهرستي ازنكات خوب ودرطرف ديگرپيشنهادهاوراه حل هاآورده شود.

3-بعدگروه شنونده به كارديگرمشغول مي شودگروه شركت كننده به اصلاح نظريه هامشغول مي شود.

 

 

دانستن راكناربگذاريدوبيشتربرانديشيدن تاكيدكنيد:

براي پيشبرد‹‹انديشيدن›› ازپرسش هاي ويژه وراهبردهاي مؤثراستفاده كنيد.بيشتردانش آموزان انتظاردارندكه به طورسطحي عمل كنندوبه دانسته هاتوجه دارند. ازدانش آموزان انتظارداشته باشيدتنهابه پاسخگويي سطحي قناعت نكنندوازآنها بخواهيدجمع بندي كنند.بسازند،اطلاعات راگسترش دهند،بيافرينندوتجزيه وتحليل كنند.پرسش هايي نظيرپرسش هاي زيرازاين مقوله اند:

*دراين موردچگونه فكرمي كنيد؟

*راه حل هاي منطقي كدام اند؟

*اين موضوع باآنچه تاكنون خوانده ايدچه ارتباطي دارد؟

*اگرقراربودازاين فكرپيروي كنيم چه كارهايي ضرورت داشت؟

*موضوعات پيچيده وبغرنج كدام اند؟

*تاچه گفته هاباعمل تطابق دارند؟

*تفاوت هاكدام اند؟مواردتشابه هاكدام اند؟

*مسووليتها كدام اند؟

*فوايدكدام اند؟

*قبلا درموردآن چگونه فكروعمل مي كرديم؟

*دفاع قانع كننده مربوط به اين وضع كدام است؟

 

 

 

بازخوردوانگيزش :

بازخورد،اطلاعات مفيدي است كه ازعملكرددانش آموزان به دست مي آيدومعلم آنهارابراي شناخت ،فكركردن ياكوشش بيشترراهنمايي وآماده مي كند. بازخوردهايي كه اساس انگيزه اند،شامل 5 موردزيراست:

1-به وسيله ي يادگيرنده كنترل شده است ودانش آموزتازمان وجودبازخورددركنترل آن است .

2-بازخوردنشان دهنده ي صحت،ميزان موفقيت ياپيشرفت دانش آموزاست.

3-وابسته به زمان است والزما فوري نيست.بعضي مواقع بازخوردتصحيح كننده فوري موردانتظارنيست. تنهافراگيرنده مي داندچه وقت بهترين موقع براي نشان دادن آن است .

4-بازخوردمنظم است. فرصت هاي بازخورددرهنگام فعاليت هاي يادگيري هر20-10 دقيقه بايدتامين شود.

5-قابل داوري نيست.بازخوردمناسب اطلاعات ويژه اي براي تشخيص سره ازناسره به وجودمي آورد.مبتني برتحسين ياتنقيدنيست. بازخوردانگيزه دار،زماني كه فرددرانديشيدن ياپيشرفت گروه هاشركت داردبه وجودمي آيد.

 

محتواراباموسيقي درآميزيد:

وقتي ازماخواسته مي شودكه حروف الفبا رانام ببريد،آهنگي راكه درمدارس ابتدايي درهنگام يادگيري آنها،به كارمي رفت،به يادمي آوريم حتي قرن هامردم از آوازه ها،ملودي ها،ريتم هاواشعاربراي به خاطرسپردن استفاده كرده اند.بنابراين چراما اين كاررادركلاس انجام ندهيم؟سرودي رابسازيدوياددهيدكه حاوي نكات مهم باشديابهتراست كه اين كاررابه عهده دانش آموزان بگذاريم درهرحالت ازاين طريق حافظه تقويت مي شود.

 

مداراواصلاح روش ها :

دانش آموزان به ويژه درابتدايي نيمسال تحصيلي تعهدهارادرساختن يك اجتماعي آموزش ديده مي آزمايند.بعضي ازدانش آموزان درطول سال مارادرموردآزمون قرارمي دهندوبه دنبال علائمي هستندتادريابندتاچه حدودگفته وعمل هماهنگي داريم .وقتي دانش آموزان بازيرپاگذاشتن قوانين يابي اعتنايي به روش هامارادرموردآزمون قرارمي دهند،يك راه براي نمايش محترمانه تعهدخودآن است كه فرصتي براي يادآوردن وسعي دوباره به وجودآوريم هرگاه دانش آموزي ياگروهي نظم رابه هم مي زندياپيروي ازروش هارافراموش مي كندازآنهابخواهيدكه كاررامتوقف كنندوسپس آنهاراراهنمايي كنيدتابارعايت اصول وروش هاكاررابه درستي انجام دهند.هرگزبه آنهاپرخاش نكنيد،بلكه تنهابه يادآوريدومجدداكوشش كنيد. براي مثال اگردانش آموزي قلمي راازروي ميز دوست مجاورش برمي دارد. بايدبه اوبگوييم به نظرمي رسدماراه وروش عاريه گرفتن چيزها راازدوستان فراموش كرده ايم كمي صبركنيد،روش هاي قبلي رابه يادبياوريد،دوباره تحرين كنيدتاكاربه طورصحيح باشد.

مواظب باشيدسرزنش وتنبيه نكنيدوبي دليل پاداش ندهيد.تنهادرمقام مربي كه تمرين هاراهدايت            مي كند آنهارابراي كارخوبشان تشويق كنيد.

 

روش هاراپيش بيني كنيدوآموزش دهيد:

ازطريق پيش بيني وتشخيص روش ها،كلاسي كارآمد،باساختارمناسب وپويابرقراركنيد.روش هايي كه كلاس رابراي همه مطبوع تروموثرترمي كند،عبارتنداز:

*معرفي روش كاردركلاس

*رعايت نظم درورودبه كلاس وترك آن

*جلب دقت ،پس ازيك بحث گروهي يافعاليت

*استفاده ازرنگ هاي مناسب وزمينه هاي مساعد

*درنظرگرفتن اتاق استراحت براي آنهايي كه ازكارخسته مي شوند.

وقتي روش هارايادمي دهيد،همواره آنهاراجداازمحتوامطرح كنيد.اين كمك مي كندكه دانش آموزان ماراجدي بگيرند،برروش هامتمركزشوندوآنهاراخوب يادبگيرند.

مواردزيرمراحل مهمي براي تدريس روش هاست:

1-    از دانش آموزان بخواهيد اهميت روش ها راترسيم كنندياشرح دهند.

2-    روش هارا شرح وبه كمك مدل نشان دهيد.

3-    يادگيري هارادرعمل كنترل كنيد.

4-    دانش آموزان راواداريدتاروش هارابدن نظارت وداوري به درستي انجام دهند.

5-    دانش آموزان راواداريدتاروش هاراحداقل يك بار تمرين كنند. ‹‹تمرين باعث دوام وپايداري رفتار مي شود››

6-    قبل از آنكه دانش آموزان روش هارا يادگيرندببينندآنهارابه يادمي آورندودرك كرده اند.

7-    روش هاي غلط رابدون داوري وبه طريق تربيتي اصلاح كنيد.

 

 

 

باشركت دانش آموزان درس رامروركنيد.

وقتي دانش آموزان درزمينه تدريس شده معلومات كافي به دست آوردند،5 دقيقه فرصت بدهيدتاآنهارابه يادآورند،ووسعت ببخشيد.دراين رهگذاريك شركت كننده ديگر(دانش آموز)استفاده كنيدكه كارجنبه ي تفريحي پيدا كند.دراين زمينه رهنمودهاي زيرمؤثرند:

1-ازشاگردان بخواهيدگروه هاي دونفري تشكيل دهند.اگرتعدادافراد،فرداست ازيكي بخواهيددرنقش مشاهده گرباشد.

2-وقتي افراددونفري باهم كارمي كنندنقش هركدام رامشخص كنيد.

3-ازشاگردان بخواهيددر5 دقيقه به اين قواعدعمل كنند:

*آنهامي توانندازيادداشت هااستفاده كنند.

*هربارتنهايكي ازآنهاپاسخگوباشد.

*دانش آموزان به نوبت ازهم پرسش كنند.

*آنهايي كه مي پرسندازتكرارمطلب خودداري كنند.

*آنهانبايدهم زمان ازهم پرسش كنند.

*پاسخگومجبورنيست همه مطالب راپاسخ دهد،بلكه مي تواندبه آنچه به ياددارداكتفاكند.

 

دانش آموزان براي تعيين ميزان توانمندي هاي خودگواهينامه صادرمي كنند.

دانش آموزان همواره باتكليف درمنزل كنارنمي آيند.براساس يك عقيده كاردرمنزل ازحجم كاردركلاس مي كاهدودردانش آموزان نگرش هاوانگيزش راتوسعه مي بخشد.براي تشويق دانش آموزان براي انجام دادن تكاليف درمنزل ،گرفتن گواهينامكه مثال خوبي است.هركشوري براي شهروندي كه بااستانداردهاي موردنيازآشناشده اندواستحقاق رانندگي دارند،گواهي رانندگي صادرمي كند.گرفتن گواهينامه رانندگي به ايجادانگيزه ازسوي مقامات نيازي نداردونتيجه يك نيازطبيعي است. يك راه براي پيشبردنگرش ورفتارازطريق تعيين تكليف براي منزل آن است كه درباره ي چندوچون گرفتن گواهينامه رانندگي بحث كنيدومشخص كنيدكه اخذگواهينامه نيازبه انگيزه نداردودراثرانتخاب ونيازيك شهروندامكان پذيراست تاكيدكنيدكه داشتن گواهينامه حق هرشهروندوامري طبيعي است ومسولين آن رابه مثابت پاداش ياتنبيه به شخص نمي دهند.درباره ي گواهينامه خودساخت براي دانش آموزان توضيح دهيد.نشان دهيدكه اين گواهينامه مربوط به تصميم گيري دانش آموزان است وبه آنهايي مربوط است كه مي خواهند براي كارخودمعياري قايل شوند.آن به خوددانش آموزان مربوط است كه براي كارهاي خوبي كه انجام مي دهند ونمره اي كه اخذكرده ايداقدام كنند. زماني كه دانش آموزان گواهينامه دارند،مي توانندآن رانشان دهندوتمام نمره رابراي فعاليت هاي منزل دريافت كنند. به اين طريق دانش آموزان مهارت ودانش خودراازطريق تمرين افزايش مي دهد. گواهينامه خودساخته قانع ازآن نيست كه دانش آموزان درآزمون هاي كوچك وبزرگ كلاس شركت كنند.بگذاريدافرادي ذي ربط حرف دانش آموزان رابشنوندوكارآنهاراببينند.دانش آموزان هم مانندورزشكاران ياتمايل دارند. درنزدكساني كه برايشان        محترم اند كاردشوارومهمي انجام دهند.اين كاربسيارپرانگيزه است. دراين رهگذرراه هاي زيادي وجوددارندكه مي توان ازآنهااستفاده كرد:

1-دانش آموزان راواداريددرآنچه توليدكرده اندباديگران سهيم شوند.

2-اثردانش آموزان راروي ديوار،درمجلات يادرسالن به نمايش بگذاريد.

3-ازوالدين واعضاي انجمن خانه ومدرسه دعوت كنيدتاآنچه رادانش آموزان عرضه مي كنندوحاصل يادگيري وموفقيت آنهاست تماشاكنند.

4-ازدانش آموزان بخواهيدحرف هاي تازه خودرابراي دوست بغل دستي خودتعريف كند.

5-ازدانش آموزان بخواهيدكه والدين خودرامتوجه كارخودكنندتاآنهابانوشتن يادداشت نسبت به داشتن چنين فرزندي افتخاركنند.

 6-دانش آموزان راواداريد كه ازهرطريق (ماننداينترنت)كارشان رادرمعرض نمايش بگذارندوبازخوردآن رادريافت كنند.

7-ازدانش آموزان بخواهيدگروه هايي تشكيل دهندوازرهبردها،تحسين ،پرسش وتصحيح آنهابهره مندشوند.

بررسي موانع بهره گيري ازفناوري آموزشي درفراينديادگيري-ياددهي

*عدم دسترسي به وسايل وتجهيزات آموزشي

*عدم انطباق بين موضوعات درسي ووسايل وتجهيزات آموزشي

*عدم تناسب وسايل وتجهيزات موجودباتعداددانش آموزان كلاس

*فقدان آزمايشگاه وكارگاه هاي مناسب درمدارس

*عدم تخصيص اعتبارات لازم براي تهيه وسايل وامكانات آموزشي

*كمبودنيروي انساني متخصص درزمينه فناوري آموزشي

*فقدان كتب راهنمادرزمينه راهنماي استفاده ازوسايل آموزشي

*عدم احساس نيازبه روش هاي نوتدريس وتجهيزات آموزشي

*عدم وجودتحقيقات ونشريات مفيددرزمينه ي ثمربخشي فناوري آموزشي

*عدم تطبيق حجم محتواي كتاب هاي درسي باميزان ساعات تدريس هفتگي

درمجموع ،بيشتراز50/. ازمعلمان معتقدندكه كمبودوسايل وامكانات آموزشي به طورزيادوخيلي زيادمانع بهره گيري ازفناوري آموزشي درفرايندياددهي يادگيري مي شود. هم چنين بيشترها اعتقادبراين دارندكه نارسايي هاي موجوددربرنامه ريزي آموزشي درزمينه استفاده ازتجهيزات آموزشي به طورخيلي زيادوزيادمانع بهره گيري ازفناوري آموزشي درفرايندياددهي يادگيري مي شود.

 

نگرش معلمان نسبت به تاثيرفناوري آموزشي درفرايندياددهي-يادگيري

*خارج كردن كلاس ازحالت يكنواخت وغيرفعال

*ايجادانگيزه وفعال كردن دانش آموزان درجريان يادگيري

*بروزخلاقيت ونوآوري دردانش آموزان

*تسريع درامريادگيري فراگيرندگان

*حذف عوامل مخل كلاس درس

درمجموع ،بيشترمعلمان درحدزيادنگرش مثبت به تاثيرفناوري درفرايندياددهي يادگيري دارند.

 

راهبردهاي يادگيري انفرادي درميان گروه

راهبردهاي يادگيري اغلب به صورت تركيبي باهم مورداستفاده قرارمي گيرند.درواقع ساختارهاي موازي يادگيري سازوكارهاي رسمي ياغيررسمي هستندكه براي ايجادتغييروبه عبارتي براي يادگيري براي يادگيري به كارمي روند.‹‹گروه هاي يادگيري ›› سازوكارمي كند.رسمي است كه درخدمت يادگيري هاي انفرادي موثرومفيدواقع مي شود.اگربخواهيم تعريفي ازگروه هاي يادگيري به دست دهيم بايدبگوييم كه گردهم آمدن عده اي افرادبراي متمركز شدن روي موضوع يادگيري خودوبهره مندي ازتوانمندي هاي ذهني جمعي دركسب دانش وبينش مهارت هاي فردي موردنظراست. استفاده ازاين راهبردبه ويژه دريادگيري موضوعاتي مرتبط بافناوري اطلاعات فنون سخنوري ،فنون پژوهشي،شناخت مشاغل وحرف ونظايرآن ها مفيدتربه نظرمي رسد.نكته اي قابل توجه اين است كه يادگيري فردي درميان جمع ازهدف هاي اساسي كاربرد اين راهبرداست .چنانچه بخواهيم بدانيم كه چه زماني بهتراست ازاين راهبرداستفاده كنيم بهتراست به اين مواردونظايرآن ها بينديشيم :

*هنگامي كه دريك زمينه ي خاص ،امكان آموزشي رسمي ومستقيم وجودنداردومامجبورمي شويم سازوكارهايي رابراي كسب دانش ومهارت هاي لازم براي يادگيرندگان پيش بيني كنيم.

*هنگامي كه زمان آن چنان محدوداست كه فرصتي براي سازمان دهي آموزشي نظام مندنداريم وبامحيط دردسترس وشرايط موجودچنان امكاني رابه مانمي دهد.

*براي ايجادهمكاري وتعاون درانجام دادن كاروتشويق افرادبه توجه به انديشه هاي يكديگروبهره مندي ازراه هاي متفاوت حل مسئله ويادگيري ازيكديگر.

*براي پيشبرديادگيري ازطريق حمايت هم كلاسان وهم سالان ازيكديگر،كاري كه درشرايط معمول رسمي وكلاسي به سهولت قابل پي گيري نيست مثل چگونگي استفاده ازاينترنت دركاررايانه اي ياچگونگي فيش برداري دركارپژوهشي.

شمادرمقام مدير،معلم،.راهنماويامسئول آموزش ويادگيري ،هرزمان كه احساس مي كنيدازطريق آموزش رسمي وكلاسي تحقق هدفي خاص ازيادگيري براي عده اي ازدانش آموزان مشكل است،وياهرزمان كه احساس مي كنيدازجانب دانش آموزان حتي ازجانب بعضي ازآن هارغبت وعلاقه به انجام دادن كارجمعي واضافي وجوددارد،بدانيدكه همان موقع زمان مناسب بهره گيري ازاين راهبرديادگيري است. فقط توجه داشته باشيدكه هم علاقه واشتياق شركت كنندگان به استفاده ازاين راهبردمهم است وهم طول زمان تشكيل گروه وموقع انجام كارنيزبايدمناسب باشد.براي مثال:انجام دادن اين چنين كارهاي گروهي درصورت تمايل گروه به هنگام ناهاروياصبح زود،قبل ازتشكيل كلاس هاي رسمي،به نتايج بهتري خواهدانجاميد.

نكته ي قابل توجه ديگري دركسب موفقيت دربه كارگيري اين راهبرد،قراردادن لوازم منابع ضروري براي يادگيري دراختيارگروه يادگيري است. استفاده ازروزنامه ،مجله،كتاب،پيام اينترنتي واطلاعات ديگر، نمونه هايي ازمنابع مورداستفاده است.

آخرين نكته ي قابل ذكردربرپايي گروه هاي يادگيري ازجانب معلمان ،زيرنظرداشتن آگاهانه ي كار،رهبري مديريتي وهدايت هوشمندانه ي كارگروهي است،به نحوي كه باجلوگيري ازاتلاف وقت، انجام دادن كارگروهي موجبات يادگيري بيشتري رافراهم كندومهم ترازآن اشتياق يادگيري گروهي راافزايش دهد.تشكيل گروه هاي يادگيري هنگامي به بالاترين سطح بهره وري خواهدرسيدكه پيوسته ازيادگيري ورشدفردي درميان جمع حمايت كند.

 

محدوديت هاوپيشنهادها

محدوديت ها همان هايي هستندكه تاكنون به آنهااشاره كرده ايم .امابسياري ازهمكاران فرهيخته ماوراي اين محدوديت ها،به نقش رسالت خودبه خوبي واقفه اندواين رهنمودهاراازديربازبه كارگرفته اندوبامطالعه اين رشته مقالات درحدامكانات خود:

*دروس گذشته راباهمكاري دانش آموزان باتاكيد برفهم آنهامرورخواهندكرد.

*دانش آموزان رادرارزشيابي كارخودشان شركت خواهندداد.

*برانديشيدن بيشترتاكيدخواهندكرد.

*مطالب ومحتواراباواقعيات زندگي روزمره پيوندخواهندداد.

*ازهمه امكانات شعر،طنز،شوخي وموسيقي براي تامين فضايي دلچسب به منظورآموزش ،استفاده خواهندكرد.

*احترام به دانش آموزان بارعايت پيچيدگي هاي رواني آنهارامدنظرخواهندداشت.

*نتايج ومحصولات عملي ،علمي وآموزشي دانش آموزان رادرمعرض ديدوشنودافرادذي ربط قرارخواهندداد.

*براي ايجادانگيزه درمعلمان استفاده كننده ازفناوري آموزشي توصيه مي شوداين قبيل معلمان موردتشوبق مسؤولان آموزشي قرارگيرندوازخدمات آنان به نحواحسن تقديروتشكربه عمل آيد.

*باتوجه به عدم انطباق موضوعات درسي وتجهيزات آموزشي موردنياز،توصيه مي شودبرنامه ريزان دقت لازم رادرتدوين موضوعات درسي داشته باشندوانطباق موضوعات درسي ووسايل آموزشي رامدنظرقراردهند.

*به منظوراستفاده ازفناوري آموزشي درجريان تدريس ويادگيري پيشنهادمي شودمدارس باتوجه به تعداددانش آموزان ورشته هاي تحصيلي به آزمايشگاه وكارگاه وتجهيزات آموزشي باتوجه به موضوعات درسي تجهيزشده واعتبارات لازم رابراي تهيه وسايل وامكانات موردنيازمدارس قرارگيرد.

*پيش بيني نيروي انساني متخصص درزمينه ي فناوري آموزشي ازقبيل متصدي آزمايشگاه ، كارگاه وفناورآموزشي .

*تهيه ي كتب راهنما درزمينه ي راهنمايي معلمان براي استفاده بهينه ازوسايل وتجهيزات آموزشي درجريان تدريس .

*درارزشيابي ازعمل كردمعلمان تنهابه ملاك هايي ازقبيل درصدقبولي دانش آموزان ومعدل كلاسي تاكيدنشود،بلكه ميزان استفاده معلمان ازفناوري آموزشي نيزمدنظرقرارگيردومعلمان احساس نكنندكه بكارگيري وسايل وامكانات آموزشي تاثيري درروندارزشيابي عمل كردآنان ندارد.

http://farajidasht.blogfa.com

 منابع

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي نوزدهم مهرماه 1383-1382

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي بيستم اسفندماه 1384

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي هجدهم ارديبهشت ماه 82-1381

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي هجدهم بهمن ماه 82-1381

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي هجدهم اسفندماه 82-1381

پيوند اسفندماه 1383 شماره 305

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي بيست ويكم آبان ماه 1384

رشدتكنولوژي آموزشي دوره ي بيست ويكم مهرماه 1384

 

ارزیابی برنامه درسی

اصول ارزشيابي

بوشامپ اعتقاد دارد : ارزشيابي نظام مند بايد در جهت انجام اقداني معين صورت گيرد دراين تعريف چهار اصل مهم وجود دارد :

اول استفاده از اصطلاح نظام مند مبين آن است كه اطلاعات مورد نياز با درجه اي دقت تعريف مي شود وتلاش براي به دست آوردن آنها بابرنامه ريزي صورت مي گيرد .دوم تفسير مشاهده هاست نكته مهمي كه گاه درارزشيابي ناديده گرفته مي شود تفسير اطلاعات است كه امكان دارد اطلاعات بدون تفصير به طور جدي گمراه كننده باشد وبه كسب نتايج نادرست بيانجامد . سوم : درتعريف به قضاوت ارزشي توجه شده است اين عنصر ارزشيابي را از حد توصيف صرف آنچه دريك فعاليت آموزشي رخ مي دهد بسيار فراتر مي برد وشخص ارزشياب را ملزم مي كند كه درباره ي ارزش هر فعاليت آموزشي قضاوت كند . چهارم عبارت درجهت انجام

 

اقدامي معين ايت كه درتعريف آمده بديهي است ارزشيابي آموزشي تصميم مدار است وغرض ازآن رسيدن به خط مشي ها واقدامات مناسب تر آموزشي است نتايج ارزشيابي اصلاحاتي را درمحتوا وچگونگي تنظيم مطالب وزمان تخصيص يافته به آموزش آن همچنين تجديد نظر در مواد آموزشي وفعاليت هاي يادگيري وانتخاب نيروي انساني درپي دارد .

 

انواع ارزشيابي در برنامه ريزي درسي :

درارزشيابي از برنامه هاي درسي بادو نوع ارزشيابي تكويني ومجموعي يا تراكمي روبه رو هستيم ارزشيابي تكويني به نوعي از ارزشيابي گفنه مي شود كه بايد بعداز انجام هر مرحله از برنامه ريزي صورت پذيرد مثلا بعداز تعيين هدف هاي هر برنامه بايد پاسخ سوالات زير مورد توجه برنامه ريزان قرار گيرد .

آيا هدف ها :

-         بر اساس نياز هاي فراگيران تدوين شده اند ؟

-         ارزش لازم را دارند ؟

-         با هم متجانس هستند ياباهم تضاد دارند ؟

-         پاسخ گوي نياز هاي اجتماعي هستند ؟

-         قابليت تحقق دارند ؟

-         در راستاي هدفهاي سطح بالاتر خود هستند ؟

سوالاتي از اين نوع مي تواند بعد از پايان هرمرحله از برنامه ريزي مطرح شود . همچنين مرحله هاي انتخاب محتوا تبيين روش تدريس انتخاب و سازماندهي مواد آموزشي و حتي تعيين شيوه هاي ارزشيابي نيز از اين امر مستثنا نيستند. نتايج به دست آمده از ارزشيابي هاي تكويني مي تواند براي اصلاح و يا حتي تغيير برنامه به برنامه ريزان كمك شايان توجهي كند در حالي كه استفاده نكردن از ارزشيابي هاي به نظام هاي آموزشي و فرا گيران خسارت مي زند و موجب اتلاف سرمايه هاي جامعه مي شود بنابراين قبل از آن كه برنامه فرا گيران

 

خسارت مي زند و موجب اتلاف سرمايه هاي جامعه مي شود بنابراين قبل از آن كه برنامه فرا گيران زيادي را تحت پوشش قرار دهد و ايرادهاي احتمالي ان به فراگيران و سيستم آموزشي آسيب رساند مي توان با انجام اين نوع ارزشيابي ها اشكا لات را اصلاح و يا براي تغيير آن ها تصميم گيري كرد .بعد از آن كه  ارزشيابي هاي  تكويني در مورد برنامه باز خورد هايي صورت پذيرفت و آن موجب اصلاحات و يا تغييرات مورد نياز شد برنامه هاي درسي آماده اي اجرا مي شود و با اجراي برنامه ارزشيابي نيز در اصلاح و يا تغيير برنامه بسيار موثر خواهد بود .

به دليل اهميت ارزشيابي  تكويني در برنامه ريزي درسي خصوصا" براي سيستم هاي متمركز آموزشي همچون كشور ايران در زير به انواع ارزشيابي تكويني اشاره مي شود :

 2-ارزيابي نمونه برنامه

اين نوع ارزيابي براي انتخاب انواع فعاليت هاي ياد گيري به كار مي رود هر فعاليت ياد گيري كه در برنامه گنجانده مي شود صرف نظر  از ارتباط آن با فعاليت  هاي ديگربايد ارزيابي شود به طور كلي ارزيابي نمونه برنامه با ارزيابي جزئي يا قسمتي خاص از برنامه سروكار دارد براي مثال دردرس شيمي كلاس اول دبيرستان استفاده از يك ترازوي دقيق براي اندازه گيري اشياء گوناگون در نظر گرفته شده است گروه برنامه ريزان مطمئن نبودند كه آيا نوجونان در اين سن مي توانند از چنين ابزار دقيقي استفاده كنند يا نه . بنابراين به ارزيابي دست زدند و نتيجه گرقته اند كه دانش آموزان به كندي از اين وسيله استفاده مي كنند و اين كار مستلزم توجه بيش از حد به انجام اندازه گيري است و موجب بي توجي يا تمركز نكردن آنان در انجام ساير تكاليف ياد گيري مي شوند بنابراين تصميم گرفتند به كار گرفتن ترازوي دقيق را از برنامه حذف كنند از اين نوع ارز يابي معمولا" در يك تادو كلاس درس انجام مي شود و طبيعتا" نوعي نمونه گيري علمي نيز يعني به نمونه ي نياز داريم كه معروف جا معه دانش آموزان باشد

 

 

 

3- آزمايش اوليه ي برنامه

آزمايش اوليه برنامه وقتي انجام مي شود كه برنامه براي ارائه در كلاس درس اماده باشد هر چه قبلا" برخي از فعاليت يادگيري كه در تناسب آنها با توانايي هاي فراگير ترديد وجود داشت ارزيابي شدهاند ولي آن ارزيابي براي پاسخ به سوالات اساسي كافي نسيت .اكنون بايد به اجراي تجربي مواد درسي جديد پرداخت و براساس آن به سوالاتي از اين قبيل پاسخ داد: آيا فعاليت يادگيري از توالي منطقي برخوردارند . آيا به تمرينهاي بيش تري نياز است .آيا فعاليت هاي يادگيري امكان تحقق تمامي هدف هاي برنامه را به وجود مي آورند امكان اجراي برنامه روش پيشنهادي وجود دارد چه مطالبي از برنامه رامي تواند حذف كرد بدون آنكه به اصل آن لطمه بخورد.

آزمايش اوليه ي برنامه در نمونه ي كوچك (چهار تا شش كلاس ) صورت مي گيرد تا برنامه ريزان اين امكان را داشته باشند كه نتايج اجراي هر بخش از برنامه را به طور دقيق بررسي كنند و تغييرات احتمالي را در برنامه انجام دهند تا نسخه ما قبل نهايي تدوين شود.

4- اجراي آزمايش برنامه

با انجام ارزشيابي هاي دو مرحله ي قبل اكنون نسخه ي ما قبل نهايي برنامه براي اجراي آزمايشي آماده شده است  اين مرحله از ارزيابي به منظور بررسي كارايي برنامه انجام مي شود . نمونه هايي كه برنامه براي آنان اجرا مي شود معرف جامعه هستند و در انتخاب آنان تفاوت هاي منطقه اي زباني و يا قومي در نظر گرفته مي شود معمولا" انتخاب نمونه در اين موارد به صورت تصادفي طبقه اي است . حجم نمونه بين 30 تا 50 كلاس نتغير است در اين مرحله كه برنامه در شرايط واقعي اجرا مي شود چنانچه ارزيابي هاي انجام شده در مراحل قبلي به خوبي صورت پذيرند در اين مرحله تجزيه و تحليل داده هاي به دست آمده از ارزيابي فقط شرايط استفاده از برنامه را تعيين كرد. پيشنهاد هاي از قبيل تهسلات فيزيكي مورد نياز براي اجراي برنامه چگونگي تربيت معلمان كافي يا نا كافي بودن پيش دانسته ها ي دانش آموزان مي توانند از نتايج اجراي اين مرحله از ارزيابي باشند : به عبارت ديگر چون نمونه در اين مرحله معرف واقعي جامعه است و

 

شرايط و و يژگي هاي جامعه با مفروضات برنامه را سنجيد و پيشنهادهايي پيرامون تجهيزات امكانات و نيروي انساني مورد نياز براي اجراي برنامه ارائه كرد.

مشارکت اولیاء

نحوه مشارکت اوليا در ارزشيابي

 

     مشارکت اوليا با توجه به شرايط و موضوع ارزشيابي وهمچنين با توجه به زمان وهدف استفاده از ارزشيابي به دو صورت مستقيم وغير مستقيم مي تواند انجام بگيرد.

     در مشارکت مستقيم اوليا در خانه بطور اختصاصي و با توجه به روند فراگيري و ياددهي به ارزشيابي دانش آموز مي پردازند و نتيجه داده ها را نيز خود بدون واسطه دريافت مي کنند. در اين حالت وظيفه ي جمع آوري اطلاعات نيز بعهده ي خود اوليا مي باشد. وبدليل مشارکت مستقيم ، از توانائي هاي دانش آموز در حوزه هاي شناختي (6مورد بلوم) اگاهي بيشتري کسب مي کنند و همچنين نقاط قوت وضعف در حوزه ي عاطفي و رواني حرکتي را شناسايي کرده و در اختيار معلم ومدرسه مي گذارند.

     در مشارکت غير مستقيم اوليا با مراجعه به مدرسه وآگاهي از روند يادگيري دانش آموز اگاهي يافته و در خصوص راهکارهاي بهبود فرايند يادگيري با مربيان و مسئولين مدرسه به تبادل نظر    مي پردازند.

 

 راهكارهاي اثر بخشي مشاركت اوليا در ارزشيابي مستقيم

 

     براي اثر بخشي بيشتر مشاركت اوليا در ارزشيابي ، رعايت شاخصهاي زير در ارزشيابي هاي به عمل آمده توسط اوليا مهم است.

 

الف-آگاهي ودانش اوليا از مفاد درسي و شيوه و اهداف آموزش :

     بدليل اينکه دانش آموز پايه اول در آغاز شکل گيري ساختار ادراکي و دانشي است ؛ ودر واقع   پي ريزي ساختار دانشي وعلاقه مندي او در حال شکل گرفتن است ؛مي بايست  اوليا رابطه تنگاتنگ و بسيار نزديکي با معلم داشته باشند، و از آموزشهاي خود سرانه جداً پرهيز کنند.تا از هرگونه تداخل آموزشي جلوگيري شود به گونه اي که ارزشيابي هاي اوليا در جهت تکميل و همپوشاني ارزشيابي هاي معلم باشند.

ب- کيفيت ارزشيابي :

     کيفيت ارزشيابي حتماً با مشاوره ي معلم و هماهنگ با کلاس انجام بگيرد.اگر سطح ارزشيابي از سطح آموزش و يا فراگيري شخصي دانش آموز فراتر باشد موجبات دلسردي و سرخوردگي را فراهم خواهد آورد.چنانچه سطح ارزشيابي از سطح ارزشيابي کلاس پايين تر باشد دانش آموز هنگاميکه در کلاس مورد ارزشيابي قرار مي گيرد به دليل عدم آمادگي کامل احساس دلسردي و سر خوردگي نيز در او ايجاد خواهد شد.

ج- کميت ارزشيابي :

     ارزشيابي بايد خلاصه ومفيد باشد .اوليا به اين نکته توجه داشته باشند که ميزان آموزش و ارزشيابي به توجه به سن و موقعيت روحي رواني دانش آموزش بستگي دارد. چنانچه مدت ارزشيابي بيش از توان دانش آ‌موز باشد باعث خستگي و بي حوصلگي دانش آموز شده و او را از دادن پاسخ صحيح باز مي دارد. چنين ارزشيابي هايي باعث خواهند شد تا از اهداف آموزشي که در نظر داريم باز بمانيم .

 

د-استمرار در ارزشيابي :

     ارزشيابي به دليل داشتن حالت فرايندي جريان آن متوقف در مرحله ي خاصي از فعاليت يا فعاليتها نمي باشد.در  ارزشيابي فرايند مدار ،ارزشيابي پيشرفت يادگيري به عنوان امري مستمر و پويا  در نظر گرفته مي شود که در تمام مراحل آموزش و يادگيري به کار گرفته مي شود و در واقع نقش تکويني دارد وهدف آن اصلاح و بهبود فرايند ياددهي-يادگيري مي باشد.بنابراين ارزشيابي موثر    مي بايست پيوسته و در مورد دانش آموز پايه ي اول بطور اخص روزانه باشد(اصل تکرار در يادگيري) در غير اين صورت نقش اثر بخشي خودرا به ميزان قابل توجهي از دست خواهد داد.

ه- زمان ارزشيابي :

     با توجه به سن دانش آموز که در مرحله ي گذر از پيش دبستان به دبستان است ،  انتخاب مناسب زمان ارزشيابي بسيار مهم است. ارزشيابي در زمان خستگي دانش آموز و يا در زمانيکه مشغول ديدن برنامه ي کودکان مورد علاقه ي خود مي باشد و يا در هنگام اوج بازي؛ علاوه بر اينکه داده هاي صحيح و مورد اعتمادي نمي دهند هيچ نقشي در آموزش و يادگيري دانش آموز نداشته و حتي دلزدگي و...... در پي خواهد داشت. بهترين زمان براي ارزشيابي ،زماني است که فرايند آموزش و يادگيري در حال انجام است.

و- نحوه ي ارزشيابي :

     ارزشيابي بايستي نظامدار و هدفمند باشد . اوليا مي توانند به هر سه شيوه ي گفتاري ، نوشتاري ، و عملکردي وبا استفاده از انواع ابزارهاي اندازه گيري و سنجش مانند بحث وگفتگو، ديکته شب ، بازي با کلمات ، نقاشي هاي هدفمند ، شعر خواني .....دانش آموز را مورد ارزيابي قرار داد .اوليا هنگام ارزشيابي نبايد روحيه ي آمرانه و طلبکارانه داشته باشند. بلکه مي بايست با ايجاد پيش زمينه هاي مناسب جهت آماده نمودن دانش آموز براي ارزشيابي ،او را تشويق به ارزيابي خود نمايند. بگونه اي که دانش آموز خود با اظهار علاقه مندي درخواست ارزيابي خود را داشته باشد.همچنين دادن نمره بصورت 0 تا 20 و يا خوب و بد بگونه اي باشد  که دانش آموز ملاک دانايي هاي خود را از هم اکنون نمره نداند  و پندار غلط نمره گرايي در ذهن او ايجاد نگردد. ارزياب نبايد صرفاً به ارائه ي پاسخهاي مورد انتظار از از يادگيرنده بسنده کند،بلکه بايد بدنبال اين باشد که چرا و چگونه به چنين نتايجي دست يافته است.

 و- تشويق و تنبيه

     همانگونه که علماي علم تعليم وتربيت از آن بعنوان يکي از ابزارهاي مهم تربيتي ياد کرده اند در امر آموزش و يادگيري براي ايجاد علاقه و يا ترغيب دانش آموز به فعاليت بيشتر، مي تواند مور داستفاده قرار گيرد. اما نبايدبعنوان تنها وسيله جهت بالابردن توان ارزشيابي فراگيرقلمداد شود.  تناسب تشويق وتنبيه با ارزشيابي ها از ديگر نکاتي است که بايد مورد توجه ارزياب قرار گيرد. در صورت افراط و يا تفريط، اثر بخشي تشويق و تنبيه از بين خواهد رفت و حتي نتيجه ي معکوس در بر خواهد داشت. و در پي آن ارزشيابي نيز ناکارآمد خواهد بود.

ز- تعامل تنگاتنگ و ارائه ارزشيابي ها

     براي اينکه يک ارزشيابي اثر بخش باشد همانگونه که در تعريف آن آمده (جمع آوري اطلاعات و داده ها ، تجزيه وتحليل  آنها) اوليا مي بايست با ارئه ي ارزشيابي هاي انجام گرفته از فرزندان خود و تجزيه وتحليل آنها همراه معلم؛ در جهت شناخت بيشتر توانايي ها و ضعف هاي دانش آموز؛ به معلم و در نهايت به پيشرفت روند آموزش کمک کنند.

 

موانع ومشکلات مشارکت اوليا در ارزشيابي

 

     از آنجا يکه ارزشيابي يکي از ابزارهاي ياد گيري در جهت رسيدن به اهداف آموزشي است، وآموزش دانش آموزش پايه ي اول کاملاً رابطه ي دو سويه بين خانه ومدرسه است ؛ مشکلات و موانع مشارکت نيز دوسويه خواهد بود . به اين نحو که در شرايطي موانع از سوي اوليا ودر بعضي مواقع از سوي مدرسه مي باشد.

     شرايط اجتماعي دانش آموزان وخانواده هاي آنان (بسته به ميزان سطح فرهنگ وسواد آنها )، ميل به ارزشيابي و اهيمت دادن به روند يادگيري آنان را تعيين مي کند و ارتباط مستقيم دارد. در شرايط خاص که خانواده ها در گير برآوردن نيازهاي اوليه زندگي هستند و از لحاظ فرهنگي و مادي در فقر بسر مي برند ، احساس نياز به پيگيري مسايل آموزش وپرورش فرزند را بدليل مسايل ومشکلات پيش روي زندگي از دست مي دهند ويا ميل و رغبت کمتري در جهت پيگري مسايل آموزشي فرندانشان دارند . در عصري که ديگر خواندن و نوشتن  سواد محسوب نمي شود و تمامي خانواده ها به نقش دانش واقفند برخي موارد باعث شده که خانواده ها از نقش خود در پيشرفت آموزشي فرزندانشان چشم پوشي کنند و يا آن را ناديده بگيرند. بطور کلي موانع مشارکت اوليا در ارزشيابي فرزندان را به موارد زير مي توان خلاصه کرد:

 

     الف : عدم آگاهي از لزوم مشارکت و ميزان سهم آن در پيشرفت روند آموزشي فرزندان

     ب : نداشتن سواد کافي و يا بي سوادي اوليا دانش آموز

     ج : مهم نبودن آموزش فرزندان براي اوليا (فقر فرهنگي،نبود خانواده ي منسجم)

     د : نبود هماهنگي بين ارزشيابي هاي خانه ومدرسه که منجربه اعتراض معلم، ودرنهايت جلوگيري

        از روند ارزشيابي خواهد شد

     ه : نداشتن وقت کافي براي رسيدگي به روند آموزش ويادگيري و ارزيابي فرزندان

 

راهکارهاي جلب مشارکت اوليا در ارزشيابي

 

       چنانچه بتوانيم يک سيستم آموزشي کيفي را داشته باشيم ، خانه بخشي از اين سيستم محسوب شده که نقش مهم و موثري در امر آموزش و پرورش ايفا مي کند. بدين نحو که علاوه بر آموزشهاي درون مدرسه دانش آموز مي تواند از آموزشهاي بيرون مدرسه برخوردار شود. در صورت هماهنگي کامل (وجود سيستم يک پارچه آموزشي پيوسته ي خانه/ مدرسه) دانش آموز مي تواند بطور مستمر تحت يک سيستم آموزشي قرارداشته باشد . اما با توجه به امکانات موجود و سطح برخورداري از آن در اجتماع و مدارس ، و سطح فرهنگي والدين که مي تواند از نقطه اي به نقطه ي ديگر بسيار متفاوت باشد؛ به همان ميزان مشارکت اوليا در ارزشيابي و آموزش فرزندانشان متفاوت خواهد بود. راهکار جلب مشارکت اوليا دانش آموزان توسط معلمي که در يک روستا مشغول به تدريس است ، با معلمي که در يک نقطه ي برخودار از امکانات رفاهي اجتماعي از يک کلان شهر مشغول به کار است ؛ و با معلمي که در حاشيه شهرهاي بزرگ و محله هاي پر بزه مشغول به تدريس مي باشد کاملاً با يکديگر متفاوت خواهند بود. بطوريکه جلب مشارکت اوليا در ارزشيابي دانش در نقاط غير برخوردار از امکانات فرهنگي ومادي با مشکل روبرو است. هر چند که اکثر والدين بخصوص مادران ابراز علاقه ي شديد براي رشد فرهنگ وآموزش فرزندانشان دارند . اما بدليل نداشتن ابزارهاي لازم جهت کمک در روند آموزش و ارزشيابي فرزندانشان اين علاقه فقط بصورت يک آرزو باقي مي ماند. به همين دليل در اين شرايط مدرسه و معلم براي پيشبرد اهداف آموزشي و ثمر بخشي کار و تلاش خود مي بايست با روش هايي مشارکت اوليا را در ارزشيابي از دانش آموز تشويق و ترغيب کند.

 

در جهت ايجاد چنين انگيزه و راهکاري معلم به موارد زير توجه داشته باشد:

 

     الف- ايجاد ارتباط هدفمند عاطفي تربيتي با والدين از طريق دعوت آنها به مدرسه بطور مستمر  

     ب- تبيين وتوضيح نقش آنها در ميزان فرايند يادگيري فرزندانشان

     ج-  توضيح ارزشيابي ونحوه ي چگونگي انجام آن

     د- معرفي کتب راهنما و کتابهاي معرفي شده استاندارد ارزشيابي آموزشي

     ه- گفتگو وتوضيح اختصاصي در رابطه با مشکلات و توانايي هاي فردي دانش آموز به اوليا واتخاذ

          تصميم واحد جهت بهبود روش ارزشيابي موثر

     و- اعلام وقت هاي آزاد براي مراجعه اوليا و دادن مشاوره هاي لازم

 

 

 

بخش پاياني ونتيجه گيري

 

      دانش آموز پايه ي اول بر اساس آنچه که گفته شد نياز به آموزش همگام و هم راستا با کلاس ومعلم دارد . تکرار وتمرين جزئي از فرايند يادگيري و تثبيت دانسته هاي آن مي باشد، واز عوامل مهم و موثر در يادگيري و تکرار؛ ارزشيابي است که عمدتاً بصورت ديکته ي شب و طرح مسائل رياضي از سوي اوليا ارائه مي شود . از طرح اين مقاله و بررسي و آماري که از فرايند يادگيري       دانش آموزان اين دبستان بدست آمده مي توان نتايج زير را ارائه کرد :

 

     الف- مشارکت اوليا در ارزشِِِِِـيابي تـکـويني وتشخيـصي نقش صـد در صـدي در فرايند يادگيري  دانش آموز دارد .

     ب- دانش آموزاني که از لحاظ قدرت يادگيري در سطح خوب وبالا يي بوده ا ند بدليل عدم توجه ورسيدگي اوليا (بدلايل خاص اشاره شده) در امر ارزشيابي ؛ باعث افت روند رو به رشد آموزشي دانش آموز شده به گونه ايکه دانش آموز از موقعيت بسيار خوب به موقعيت ضعيف ويا خيلي ضعيف نزول کرده است .

     ج- برعکس مورد ب دانش آموزاني بوده اند که در ابتداي سال تحصيلي؛ در فرايند يادگيري دچار مشکل بوده اما با همکاري اوليا در امر ارزشيابي هاي مستمر تکويني وتشخيصي از موقعيتهاي بسيار ضعيف و يا ضعيف به موقعيتهاي خوب و يا خيلي خوب رسيده اند .

     د- ارزشيابي مؤثر ، ارزشيابي مستمر وهدفمند است . دانش آموزاني که بطور مستمر توسط اوليا مورد ارزشيابي قرار مي گيرند در واقع فرايند تکرار يادگيري در آنها هميشگي است . وبطور بسيار خوبي داراي موقعيتهاي عالي يادگيري مي باشند.

     ه- دانش آموزاني که بطور منفصل و بصورت گاه و بي گاه توسط اوليا مورد ارزشيابي قرار        مي گيرند با همان نوسانات و پريودهاي زماني ارزشيابي ، از موقعيتهاي خوب به موقعيتهاي متوسط و ضعيف در حال نوسان هستند.

     و- دانش آموزاني که بدلايل مختلف مدرسه گريزان هستند و توانايي ارتباط با جمع را ندارند با ايجاد انگيزه هاي تشويقي در ارزشيابي هايي که توسط اوليا انجام مي گيرد و انتقال داده ها به معلم و مدرسه به خوبي مسير بازگشت به مدرسه را طي نموده اند .

     ز- مشارکت اوليا در ارزشيابي چنانچه داراي شرايط گفته شده باشد نقش مهمي در تعميق آموزشها و يادگيري هاي دانش آموز دارد .

     ح- بدليل شرايط خاص دانش آموزان  پايه ي اول تعطيلات آخر هفته و بخصوص ايام نوروز چنانچه همراه با ارزشيابي توسط اوليا نباشد ؛ به طرز چشم گيري از ميزان دانسته هاي آنها کاسته شده و از موقعيتهاي خود تنزلهاي شديدي را خواهند داشت . به عکس دانش آموزاني که درهنگام تعطيلات کوتاه مدت ويا بلند مدت توسط اوليا خود بطور مستمر مورد ارزشيابي قرار گرفته اند به ميزان قابل توجهي در حد مطلوب باقي مانده و حتي پيشرفت داشته اند.

     ط- دانش آموزاني که در خانه مورد ارزشيابي قرار مي گيرند به نسبت بسيار بالاتري نسبت به ديگران که مورد ارزشيابي قرارنمي گيرند از آمادگير بيشتري براي فراگيري درس جديد برخوردار هستند.

     ي-  اولياي دانش آموزان از نتايج ارزشيابي بهره مند خواهند شد ، و مي توانند به نقاط ضعف وقوت فرزندانشان آگاهي پيدا کره در صدد رفع يا تقويت آن برايند .

     ك- در فرايند ارزشيابي بدليل تعامل درسي آموزشي بين والدين وفرزندان (چنانچه بطور اصولي باشد ) در استحکام روابط عاطفي رواني دانش آموز با والدين نقش مؤثري خواهد داشت .

     ل- ارزشيابي توسط اوليا امکان شناخت بيشتر از ميزان توان يادگيري (بهره ي هوشي IQ ) فرزندانشان را بدست مي دهد.

     م-ارزشيابي بخصوص ارزشيابي فرايند مدار، نه تنها تحقق هدفها را در هر مرحله از آموزش و يادگيري نشان مي دهد ، بلکه بازخورد آن زمينه ي اصلاحات لازم در برنامه ي درسي ، مواد آموزشي، روشهاي تدريس و فرايند ارزشيابي پيشرفت آموزشي را فراهم مي نمايد .

 منابع :

 

تحقيقات ميدانی

علی اکبر سيف – روش اندازه گيری و ارزشيابی آموزشی

حسن پاشا شريفی – اصول روان سنجی و روان آزمايي

حيدر علی هومن – اندازه گيری های روانی و تربيتی و فن تهيه تست

عليرضا کيامنش – سنجش و اندازه گيری در علوم و رياضی دوره ابتدايي

اينترنت

 

 

 

انواع ارزشیابی

دسته بندی آزمون ها با توجه به چگونگی تهيه ی آنها :

 

     آزمون ها به دو دسته عمده ی « آزمون های استاندارد شده » و « آزمون های معلم ساخته » تقسيم می شوند .

     آزمون های استانداد شده ؛ آزمون هايي هستند که با استفاده از نمونه های بزرگ آزمون شوندگان و غالباً به وسيله ی مؤسسه ها يا بنگاه های آزمون سازی دولتی يا خصوصی و يا مراکز آموزشی و علمی , برای اندازه گيری پيشرفت تحصيلی با مقاصد ارزشيابی از   دوره های تحصيلی , تهيه و توزيع می شوند . در اين نوع آزمون ها , ملاک نسبی اندازه گيری مورد استفاده قرار می گيرد.

     آزمون های معلم ساخته آزمون هايي هستند که معلمان برای سنجش پيشرفت تحصيلی دانش آموزان خود تهيه می کنند و در طول دوره ی آموزش و يا در پايان دوره به اجرا درمی آورند . در اين آزمون ها ملاک مطلق اندازه گيری مورد استفاده قرار می گيرد .

     آزمون های استاندارد شده و معلم ساخته ی پيشرفت تحصيلی را می توان برای              تصميم گيری های زير مورد استفاده قرار داد :

1 – تصميمات آموزشی مربوط به کم و کيف جريان آموزش را بايد بر مبنای آزمون های معلم ساخته گرفت .

2 – تصميمات مربوط به ارتقای دانش آموزان را نيز , بايد بر مبنای آزمون های معلم ساخته , که دربرگيرنده ی موضوعات مشخص درسی و هدفهای دقيق آموزشی است , گرفت .

3 – تصميمات تشخيصی مربوط به مشکلات يادگيرندگان و تصميمات مربوط به رفع نواقص يادگيری و آموزش را می توان بر مبنای هر دو نوع آزمون اتخاذ کرد .

4 – تصميمات مربوط به جايابی يا پايه گزينی افراد به اندازه گيری وسيع تری نياز دارد ؛ بنابراين بهتر است در اين مورد از آزمون های استاندارد شده استفاده کرد .

5 – تصميمات مربوط به راهنمايي و مشاوره ی  دانش آموزان معمولاً به مقايسه های هنجاری نيازمند است ؛ بنابراين بهتر است برای اين منظور , از آزمون های استاندارد شده استفاده کرد .

6 – از آن جايي که تصميمات مربوط به انتخاب بر مبنای مقايسه ی افراد و گروه ها گرفته می شود؛ بنابراين در اين مورد نيز بهتر است از آزمون های استاندارد شده استفاده نمود .

7 – تصميمات مربوط به برنامه ريزی درسی نيز , که به انتخاب يک برنامه از ميان برنامه های مختلف منجر می شود , به مقايسه ی وسيع نيازمند است , که آن هم از عهده ی آزمون های استاندارد شده بر می آيد .

8 – تصميمات مربوط به ارزشيابی از ميزان موفقيت مدارس مختلف , مستلزم کسب نظری جامع و مقايسه ای در اين باره است , که يک مدرسه در مقايسه با مدارس ديگر تا چه حد موفقيت کسب کرده است . برای اين منظور نيز , آزمون های استاندارد شده مفيدتر هستند .

 

دسته بندي ارزشيابي هاي آموزشي با توجه به موضوع ارزشيابي :

 

      ارزشيابي به اين منظور به كار مي رود كه تعييين شود آيا هدف هاي مورد نظر تحقق يافته اند يا نه. بنابراين، يكي از راه هاي تقسيم بندي انواع ارزشيابي ها با توجه به هدف يا موضوع ارزشيابي است. از اين لحاظ ، ارزشيابي هاي مختلف آموزشي را مي توان در گروه هاي زير قرار داد:

 

1 - ارزشيابي از دانش آموزان 

 

      منظور از ارزشيابي از دانش آموزان (student evaluation ) عمدتاً ارزشيابي از پيشرفت تحصيلي (academic achievement ) يا ارزشيابي از ميزان يادگيري (learning ) آنان است. استفاده از نتايج ارزشيابي دانش آموزي به ويژه نتايج ارزشيابي پيشرفت تحصيلي ، نه تنها براي قضاوت در ابره ي عملكرد يادگيرندگان ، بلكه براي داوري در باره ي اثر بخشي كيفيت آموزش وروشها و مواد آموزشي نيز مفيد است. ارزشيابي پيشرفت تحصيلي كه مهمترين نوع ارزشيابي آموزي است ، تعيين مي نمايد كه دانش آموزان تا چه ميزاني به هدفهاي آموزشي از پيش تعيين شده رسيده اند .

 

2- ارزشيابي از برنامه هاي درسي و مواد آموزشي

 

ارزشيابي آموزشي ، گاهي به منظور تعيين اثر بخشي برنامه ي درسي (Curri Culum ) يا مواد آموزشي (Instructional Materials ) انجام مي شود وشامل ارزشيابي از عواملي چون روش هاي آموزشي ، كتاب هاي درسي، ابزارهاي ديداري- شنيداري و تداركات فيزيكي و سازماني است . در ارزشيابي از برنامه هاي درسي و مواد آموزشي نيز عمده ترين ملاك ، پيشرفت تحصيلي يا ميزان يادگيري دانش آموزان است.

 

3- ارزشيابي از پروژه ها و برنامه هاي آموزشي

 

علاوه بر برنامه هاي درسي ومواد آموزشي ، برنامه ها وپروژه هاي (programs and projects )آموزشي ويژه نيز مورد ارزشيابي واقع مي شوند . منظور از پروژه ها و برنامه هاي آموزشي ويژه ، كوشش هايي است موقعيتي ، كه به عنوان بخشي از برنامه هاي معمول مدرسه هاي به حساب    نمي آيند. اين برنامه ها نوعاً ماهيت نوآورانه دارند و طول مدت حضورشان به موفقيتشان وابسته است.

 

4- ارزشيابي از مدرسه

 

منظور از ارزشيابي از مدرسه (school evaluation) اين است كه تعيين شود هدف هاي پيش بيني شده براي مدرسه به چه ميزاني تحقق يافته اند و نقاط قو ت وضعف كدامند . يكي از جنبه هاي مهم ارزشيابي از مدرسه ، برنامه ي آزمون مدرسه است. هرچه اين برنامه جامع تر وكامل تر باشد ، اطلاعات بدست آمده نيز به همان نسبت ، قابل اعتماد تر وباارزش تر خواهد بود.مانند ساير ارزشيابي هاي آموزشي ، در ارزشيابي از مدرسه نيز پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مهم ترين بخش برنامه ي آزمون و منبع كسب اطلاعات است.

 

 

 

 

5- ارزشيابي از كاركنان مدرسه

 

مقصوداز ارزشيابي از كاركنان مدرسه ، ارزشيابي از همه ي كساني است كه به طور مستقيم يا غير مستقيم مسئوول بازده هاي آموزشي مدرسه هستند. در سالهاي اخير بر  ارزشيابي از اثر بخشي معلمان سطوح مختلف تحصيلي تاكيد زيادي شده است.

شايد پيچيده ترين نوع ارزشيابي ، همين ارزشيابي از كار معلمان باشد . علت پيچدگي اين روش ارزشيابي ، كم اعتباري و بي دقتي وسايل وروش هاي اندازه گيري و سنجش مورد استفاده در اين نوع ارزشيابي است ، زيرا هيچ يك از منابع اطلاعاتي پيش گفته اطلاعات دقيق  و بي غرضانه اي  را كه براي يك ارزشيابي سالم ، ضروري است ، به دست نمي دهد . بنابراين ، متخصصان ارزشيابي معلم پيشنهاد مي كنند براي اين كه ارزشيابي سالم تري از معلمان به عمل آيد ، بايد از همه ي منابع اطلاعاتي موجود داده هاي لازم را به دست آورد و قضاوت نهايي را براساس تركيبي از آنها انجام داد .

 

ارزشيابي از كار معلمان دست كم براي دو منظور به كار مي رود :

 

1-   كمك به معلم در جهت اصلاح و بهبود روشها و فعاليتهاي آموزشي

2 – تصميم گيري هاي شغلي ، اعم از استخدام ، ترفيع يا ارتقاي معلم

ارزشيابي معلم عبارت است از تعيين ميزان موفقيت معلمان در رسيدن به هدفهاي آموزشي خود .

 

در ارزشيابي معلم ، دو دسته اطلاعات ضروري است :

 

1 – ملاكها و معيارهاي موفقيت آموزشي

2 – شاخصي از ميزان موفقيت معلمان در رسيدن به اين ملاكها .

 

روش هاي ارزشيابي معلم به دسته هاي زير قابل تقسيم است :

 

1-   مصاحبه به عنوان وسيله اي براي گزينش و نگهداري معلمان

2-   مشاهده از كلاس درس

3-   استفاده از نظر دانش آموزان

4-   استفاده از يادگيري دانش آموزان

5-   خودسنجي يا ارزشيابي از خود

6-    ارزشيابي به وسيله ي همكاران

7-   بررسي آثار علمي معلم

 

     براي اين كه بتوان به مشاركت اولياي دانش آموزان و نحوه مشاركت و سهم مشاركت آنها پرداخت ، لازم است كه با انواع ارزشيابي آشنا شويم . و بر اساس آنها تطبيق و مقايسه تعاريف گفته شده در متون علوم تربيتي و اين كه چه ميزان هم پوشاني با شرايط محيطي و پرورشي كه ما در آن فعاليت مي كنيم دارند  به مشاركت اوليا و نحوه و سهم آنها به پردازيم .

 

دسته بندي ارزشيابي هاب آموزشي با توجه به زمان و هدف استفاده :

 

ارزشيابي هاي آموزشي و آزمون هاي مورد استفاده ي آنها را به چهار دسته ي ارزشيابي هاي آغازين ، تكويني ، تشخيصي و تراكمي تقسيم مي كنند .

 

1- ارزشيابي آغازين يا سنجش آغازين : ( Preassessment)

 

نخستين ارزشيابي كه پيش از انجام فعاليتهاي آموزشي به اجرا در مي آيد ، ارزشيابي آغازين يا سنجش آغازين  ناميده مي شود . اين نوع ارزشيابي به دو منظور مورد استفاده قرار مي گيرد :

الف – آيا يادگيرندگان بر دانش ها و مهارتهاي پيش نياز درس تازه از قبل مسلط اند ؟

ب – يادگيرندگان چه مقدار از هدف ها و محتواي درس تازه را قبلاً ياد گرفته اند ؟

در مورد سؤال اول ، سنجش آغازين به منظور اندازه گيري مهارت ها و دانش هاي پيش نياز يادگيري درس تازه به كار مي رود . در مورد سؤال دوم ، به جاي آزمون آمادگي ، از آزمون جايابي يا آزمون پايه گزيني ( Placement test) استفاده مي شود . هدف از آزمون جايابي يا پايه گزيني كه به آن پيش آزمون ( Pretest) نيز گفته مي شود ، تعيين ميزان اطلاعات يادگيرندگان از مطالبي است كه قرار است كه به آنان آموزش داده شود .

در اكثر مدارس ابتدايي پيش از آغاز سال تحصيلي ارزشيابي آغازين يا انجام نمي گيرد و يا به صورت ناقص و غير استاندارد انجام مي شود .

 

2 – ارزشيابي تكويني : ( Formative Evaluation )

 

آن چه عمدتاً به منظور كمك به اصلاح موضوع مورد ارزشيابي ، يعني برنامه يا روش آموزشي مورد استفاده قرار مي گيرد ، ارزشيابي تكويني نام دارد .

هدف از اجراي اين ارزشيابي ، آگاه ساختن توليد كنندگان برنامه از نواقص برنامه ي خود و كمك به اصلاح آنها است . هدف از كاربرد ارزشيابي تكويني در رابطه با پيشرفت تحصيلي دانش آموز ، آگاهي يافتن از ميزان و نحوه ي يادگيري آنان براي تعيين نقاط قوت و ضعف يادگيري و نيز تشخيص مشكلات روش آموزش معلم در رابطه با هدفهاي آموزشي است .

در ارزشيابي تكويني در پايان هر واحد درسي ( در پايه اول هر واحد درسي به يك درس و حروف تازه گفته مي شود ) ، يك آزمون دقيق و مختصر كه حاوي هدف هاي آموزشي آن واحد است اجرا مي شود و بر اساس نتايج حاصل ، ميزان دستيابي به هدف هاي آموزشي مشخص مي گردد .

 

3 – ارزشيابي تشخيصي : ( ِِDiagnostic Evaluation )

 

     نوع ديگر ارزشيابي كه آن نيز در جريان آموزش انجام مي گيرد ارزشيابي تشخيصي نام دارد . علت اين نام گذاري آن است كه اين ارزشيابي با هدف تشخيض مشكلات يادگيري دانش آموزان به كار مي رود . اين آزمون ها معمولاً به صورت انفرادي اجرا مي شوند و در قياس با آزمون هاي پيشرفت تحصيلي ، سؤالهاي بيشتري را در بر مي گيرند . اين ارزشيابي زماني مورد استفاده قرار    مي گيرد كه معلم با مشكلات مبرم و مكرري در يك يا چند دانش آموز رو به رو مي شود ، كه با روشهاي اصلاحي معمول ارزشيابي تكويني قابل رفع نيست .

 

4 – ارزشيابي تراكمي : (Summative Evaluation )

 

     در ارزشيابي تراكمي تمام آموخته هاي دانش آموزان در طول يك دوره آموزشي تعيين مي شوند و هدف آن نمره دادن به دانش آموزان و قضاوت در باره ي اثر بخشي كار معلم و برنامه ي درسي با مقايسه ي برنامه هاي مختلف درسي با يكديگر است . هدف ارزشيابي تراكمي هم نمره دادن و اتخاذ تصميمهاي مختلف و هم تعيين اثر بخشي طرح آموزشي و هدفهاي معلم و ميزان موفقيت او در پياده كردن مراحل مختلف طرح آموزشي است .

 

دسته بندي ارزشيابي هاي آموزشي با توجه به ارزشيابان :

 

     دو نوع ارزشيابي آموزشي ديگر كه با ارزشيابي تكويني و تراكمي رابطه ي نزديكي دارند ، ارزشيابي دروني( Internal Evaluation ) و ارزشيابي بيروني ( External Evaluation ) است . منظور از ارزشيابي دروني اين است كه ارزشيابي توسط كاركنان و دست اندركاران تهِه و اجراي برنامه ، يعني افراد درون برنامه انجام مي شود و منظور از ارزشيابي بيروني ، ارزشيابي است كه توسط افراد يا گروه هايي خارج از برنامه صورت گيرد .ارزشيابي دروني بيشتر مناسب ارزشيابي تكويني و ارزشيابي بيروني مناسب ارزشيابي تراكمي است .

http://farajidasht.blogfa.com

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

منابع :

 

تحقيقات ميدانی

علی اکبر سيف – روش اندازه گيری و ارزشيابی آموزشی

حسن پاشا شريفی – اصول روان سنجی و روان آزمايي

حيدر علی هومن – اندازه گيری های روانی و تربيتی و فن تهيه تست

عليرضا کيامنش – سنجش و اندازه گيری در علوم و رياضی دوره ابتدايي

اينترنت

 

ارزشیابی نوین

در تمام فعالیتهای آموزشی ،باید بازخورد رفتارهای آموزشی را دانست تا امور آموزشی در مسیرصحیح هدایت شودارزشیابی و سنجش مسائل آموزشی نیز براین اصل استوار است . معلم و یادگیرندگان و افراد سهیم درامر آموزش باید به طور مداوم خود ودیگران را ارزشیابی کنند و بازخورد دریافت دارند این ارزشیابی هیچ وقت متوقف نمی شود وفقط روش و زمان آن را تغییر می کند . نظام ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان در فرایند آموزش و پرورش مشکلات عدیده ای داردکه تاکنون کارشناسان مختلف برآنها تأکید کرده اند ودر نشت های علمی و سمینارهای گوناگونی ابعاد آن شکافته شده است . حتی برخی از کارشناسان تعلیم وتربیت « ارزشیابی » را اثر گذارترین عامل درفرآیند تعلیم وتربیت داشته اند ومی گویند تا زمانی که اصلاحی در روشهای ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان پیش نیاید نمی توان به اصلاح آموزش و پرورش دل بست . آموزش و پرورش رامیتوان به صورت فرایندی تعریف کرد که برای تغییر و تعدیل رفتار دانش آموز ، با توجه به هدفهای معین ، طرح ریزی شده است . نقش معلم در این فرآیند عبارت است از فراهم ساختن شرایط و امکانات به گونه ای که تغییرات مطلوب در رفتار دانش آموز ایجاد شود . این تغییرات که با توجه به برنامه ،وسائل ، روشها وهدفهای آموزش وپرورش دررفتار دانش آموز ایجاد می شود ، یادگیری نام دارد .

ارزشیابی بخشی از فرآیند آموزش و پرورش است که بر اساس آن اطلاعات لازم در مورد یادگیری یا آموخته های دانش آموز جمع آوری وتجزیه و تحلیل می شود تا میزان تحقق هدفهای پیش بینی شده مورد قضاوت قرار گیرد . نقش ارزشیابی نظارت بر تغییرات رفتاری دانش آموزان به طور اخص و نظارت بر کارایی سایر عناصر آموزش و پرورش به طور اعم است . بر این اساس ، ارزشیابی تنها به امتحانات پایان هر یک از مراحل تحصیلی و یا پایان هر نیمسال محدود نمی شود بلکه به عنوان وسیله ای برای هدایت مستمر یادگیری دانش آموزان ومقاصد گوناگون همراه با فرایند آموزش و پرورش ودرجهت تسهیل تحقق هدفهای آن به کار می رود . ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به منظور جلب دقت وکوشش دانش آموزان برای یادگیری ، انگیزه ای قوی به شمار     می رود . به علاوه وقتی که دانش آموز از روی نتایج ارزشیابیهای مستمر در می یابد که هر بار نسبت به دفعه قبل پیشرفت نسبی داشته است احساس موفقیت می کند و این احساس ، رغبت وی را برای کوشش بیشتر بر می انگیزد .

با توجه به طراحی آموزشی که چهارمین مرحله آن ، تحلیل و تعیین نظام ارزشیابی است. ارزشیابی صحیح ، اطلاعاتی از قبیل وجوه قوت وضعف موجود در طرح (شامل قوت و ضعفهای هدف ، محتوا و روش و انتخاب وسایل ) صحت و دقت نحوه ارزشیابی و میزان آمادگی شاگردان برای قبول آموزشهای بعدی را در اختیار معلم قرار خواهد داد. این اطلاعات می تواند معلم رادرتقویت یا اصلاح برنامه آموزشی یاری دهد.

با توجه به اینکه منظور از فعالیتهای آموزشی ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار شاگردان است سنجش رفتار شاگردان بهترین شاخص برای نشان دادن میزان یادگیری آنان و درنهایت ، معیار تحلیل کیفیت فعالیتهای آموزشی خواهد بود.

سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ضرورت دارد که از طریق ایجاد بانک سوال زیرنظر متخصصان وتجزیه و تحلیل امتحان های سراسری یا (هماهنگ ) نظارت به عمل آید ، زیرا در این صورت می توان به نارسائی های آموزشی و علل احتمالی آن پی برد . شاگردان در فرایند آموزش ، فعالیتهای مختلفی را انجام می دهند و شرایط متعددی راتجربه می کنند .

اگر فعالیتهای آموزشی به اینجا محدود شود ، مشخص نخواهد شد که آیا شرایط ایجاد شده مطلوب بوده است یا نه ، برای کسب چنین اطلاعاتی ، ارزشیابی مستمر از فرایند تدریس یادگیری امری ضروری به نظر می رسد . نحوه ارزشیابی باید بر اساس نوع هدف ، شرایط و فعالیتهای انجام شده تعیین شود، اما در بسیاری از نظامهای آموزشی ناسالم ، نحوه ارزشیابی ، هدفها و بویژه فعالیتهای آموزشی را تحت تأثیر قرار می دهد در چنین نظامهایی ،معلمان و مربیان به جای ایجاد شرایط مطلوب آموزشی و انجام دادن فعالیت و تجارب متناسب با هدف ، تمام تلاش  خود را بر موفقیت درامتحان وارزشیابی متمرکز می کنند . ارزشیابی درهیچ موقعیتی نباید به عنوان هدف مطرح شود وفرایند آموزش راتحت تأثیر قرار دهد ، اما در هیچ شرایطی نیز نباید ارزشیابی از فرایند آموزش را به تعویق انداخت . ارزشیابی سبب می شود که در یک کلام ، به اشکالات فعالیتهای آموزشی پی برد و از چگونگی توفیق و شکست شاگردان و میزان آمادگی آنان برای فعالیت بعدی آگاه شد و سرانجام وجوه قوت و ضعف تدریس خود وکفایت ابزارهایی را که در اندازه گیره و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی شاگردان به کارگرفته است دریافت . متأسفانه ، وقتی سخن از فعالیتهای آموزشی بعد از تدریس ، مانند امتحان و ارزشیابی به میان می آید نگرانی و اضطراب درچهره شاگردان بوضوح مشاهده می شود.

مفاهیم مختلف ارزشیابی ، دراغلب مواقع برای شاگردان همراه با ترس ودلهره است ، زیرا درآن معنای شکست یا موفقیت ، قبول یا رد شدن را تداعی می کند. به علت طرز تلقی و عملکرد غلط بسیاری از معلمان ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مانند غولی وحشتناک در سراسر نظام آموزشی جامعه ما سایه افکنده است .

معلم همواره از امتحان وارزشیابی به عنوان یک ابزارقدرت استفاده می کند وبا ایجاد زمینه های نامطلوب آموزشی نوعی نگرانی و وحشت از امتحان را در اذهان شاگردان ایجاد می کند در حالی که امتحان وارزشیابی همچون فعالیتهای دیگر آموزشی است ومشخص می سازد که معلم و فراگیر تا چه حدی هدفهای آموزشی نایل شده اند.

اگر یادگیری را تغییر در فتار شاگرد براثر تجربه های آموزشی ، بدانیم امتحان عبارت است از اندازه گیری میزان تغییرات ایجاد شده در رفتار شاگردان ، براساس هدفهای تعیین شده در فعالیتهای آموزشی . با توجه به چنین تعریفی ، می توان نتیجه گرفت که امتحان نوعی ارزشیابی است که ناظر بر اندازه گیری آموخته های شاگردان است . از طرف دیگر ، عده ای اصطلاح امتحان را مترادف بامفهوم آزمون گرفته اند .

اگرچه آزمون یکی از وسایل اندازه گیری آموخته های شاگردان است، نمی توان مفهوم آن را کاملاً با مفهوم اندازه گیری کلی دانست، زیرا آزمون، ویژگی یا صفتی را مستقیماً اندازه گیری نمی کند، بلکه تنها نمونه ای از رفتار بالفعل را اندازه می گیرد بنابر این مفهوم آزمون از مفهوم اندازه گیری محدودتر است و در نتیجه از مفهوم امتحان نیز محدودتر خواهد بود.

در روشهای سنتی آموزش و پرورش، امتحان به عملی گفته می شد که در پایان سه ماهه یا نیمه سال تحصیلی برای اندازه گیری میزان آموخته های شاگردان و تعیین قبول شدگان و مردودان به منظور ارتقای شاگردان از کلاسی به کلاس دیگر یا از واحدی به واحد دیگر انجام می گرفت، در روشهای جدید آموزشی، مفهوم امتحان دارای نقش و اهمیتی به مراتب بالاتر است و برای هدفهای مهمتر و گسترده تری به کار می رود. در اصطلاح جدید مفهوم امتحان با ارزشیابی یکی است، زیرا هر دو به اندازه گیری آموخته های شاگردان مربوطند بنابراین، امتحان نیز همچون ارزشیابی احتیاج به اطلاعات دارد حال این سئوال مطرح است که در فرایند آموزش بویژه در پیشرفت تحصیلی با چه وسایلی باید سنجید. اگر معلمی توانایی یا یکی دیگر از ویژگیهای شاگران را به وسیله آزمونی به کمیت تبدیل کند و آنها را بصورت اعداد نشان دهد عمل اندازه گیری انجام داده است و آزمون یکی از وسایل اندازه گیری فعالیتهای آموزشی و پیشرفت تحصیلی شاگردان است. و آزمون معمولاً به سئوالاتی اطلاق می شود که در اختیار شاگردان قرار می گیرد تا بدان پاسخ گویند. حال اگر معلمی پس از اندازه گیری و بدست آوردن اطلاعات کیفیت نتایج یا اطلاعات به دست آمده را مورد توجه قرار دهد و به تحلیل آن بپردازد گفته می شود که او عمل ارزشیابی انجام داده است. پس ارزشیابی نوعی داوری در مورد فرد است براساس اطلاعات معتبر.

بنابراین ارزشیابی پیشرفت تحصیلی عبارت است از : «فرایندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت شاگردان در رسیدن به هدفهای آموزشی».

منظور از فرایند منظم این است که ارزشیابی باید بر طبق یک برنامه و روال منظم انجام گیرد، از این رو، مشاهدات بی نظم و ترتیب رفتار شاگردان و پیشداوریهای معلمان را نمی توان ارزشیابی دانست، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی همیشه ناظر بر هدفهای آموزشی است.

ارزشیابی است که مشخص می کند شاگرد به هدفهای تعیین شده رسیده است یا نه. در واقع، بدون توجه به هدفهای آموزشی از پیش تعیین شده ، ارزشیابی پیشرفت تحصیلی معنا نخواهد داشت.

ارزشیابی از اندازه گیری جامعتر است اندازه گیری یک توصیف کمی از رفتار یا تواناییهای شاگرد است، اما ارزشیابی هم توصیفی کم و هم کیفی از رفتار به دست       می دهد. علاوه بر این ارزشیابی شامل داوری ارزشی درباره مطلوب بودن یا مطلوب نبودن صفات اندازه گیری شده نیز هست، با توجه به این نکته، ارزشیابی بدون اندازه گیری معنا نخواهد داشت، زیرا بدون در دست داشتن نتایج یک اندازه گیری دقیق از رفتار و عملکرد، نمی توان ارزشیابی درستی انجام داد.

اضطراب از ارزشیابی، بیشتر ناشی از عملکردهای غلط معلمان و روشهای نادرست ارزشیابی است.گاهی معلم نقش خود را که فراهم کردن موقعیت و امکانات مناسب آموزشی و پرورشی و هدایت فعالیتهای آموزشی شاگردان به منظور رشد همه جانبه آنان است، فراموش می کند و تنها به انتقال حقایق علمی و اندازه گیری آن حقایق ضبط شده توسط فراگیران به منظور عبور آنان از کلاسی به کلاس دیگر می پردازد، در حالی که ارزشیابی همچون سایر فعالیتهای آموزشی است و جدا از زندگی مدرسه ای دانش آموز نیست. ظیفه همه معلمان است که ارزشیابی را از وجه ناآگاهانه به شکل آگاهانه درآورند و بدانند که ارزشیابی ، تنها برای صدور جواز عبور شاگرد از یک کلاسی به کلاس دیگر نیست. در کنار ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی فراگیران باید کارایی معلمان در امر تدریس نیز مورد ارزیابی قرار گیرد و میزان موفقیت یا عدم موقعیت آنان همراه با عوامل موثر در آن مشخص شود و معلم باید پس از بررسی میزان پیشرفت تحصیلی، برای رفع نواقص واشکالات موجود، اقدامات لازم را به عمل آورد. و به اصلاح طرح، اجرا و ارزشیابی کل فرایند تدریس و یادگیری بپردازد.

برای نیل به این هدف مهم، معلم نیازمند شناخت ویژگیهای بدنی، روانی، اجتماعی، عاطفی و همچنین تواناییهای علمی، استعدادها و نارسائیهای شاگردان خود است، زیرا هدف آموزشی و پرورش تنها انتقال معلومات و حقایق علمی نیست بلکه برآوردن نیازهای همه جانبۀ شاگردان است.

هدف از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تنها ارتقای شاگرد نیست ارزشیابی از یک سو باید وسیله تشخیص باشد یعنی قادر باشد از میزان فعالیتهای شاگردان در طول یادگیری و از میزان آموخته ها، پیشرفت و عقب ماندگی آنان اطلاعاتی معتبر به دست دهد و نیز بتواند آگاهیهای لازم را از قدرت و ضعف روش تدریس معلم، ارزشمند و صریح بودن هدفهای آموزشی و اعتبار محتوا در اختیار بگذارد و از سوی دیگر، ارزشیابی باید وسیلۀ پیش بینی باشد یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای قادر است موفقیت بیشتری کسب کند و در چه جنبه هایی توان پیشرفت ندارد. نتایج ارزشیابی به معلم فرصت       می دهد که همواره درصد اصلاح و بهبود روش تدریس خود برآید و آن را با نیازها و علایق شاگردان و محتوای آموزشی هماهنگ سازد. ارزشیابی باید به عنوان وسیله ای برای ایجاد رغبت و کسب عادات صحیح آموزشی در شاگردان باشد. متاسفانه در فرایند فعالیتهای آموزشی مدارس شما منظور از ارزشیابی، سنجیدن میزان توانایی شاگردان برای ارتقای آنان از یک مرحله به مرحله دیگر مدنظر قرار می گیرد و معلمان و مسئولان آموزشی یگانه هدف ارزشیابی را نمره دادن و ارتقای شاگردان تصور می کنند. این امر نه تنها تحرکی را در فعالیتهای آموزشی ایجاد نمی کند بلکه کلیه فعالیتهای آموزشی را تحت تاثیر ارزشیابی قرار می دهد و مدرسه و کادر آموزشی را تبدیل به کارگران کارخانه ای می کند که وظیفۀ آنان فقط انتقال محصول از یک مرحله دیگر و سرانجام تولید نهایی است. در نتیجه، تمام توجهات به محصول نهایی و موقعیت صحیح آموزشی کم کم به دست فراموشی سپرده می شود.

در فرایند ارزشیابی پیشرفت تحصیلی هر چه اطلاعات بیشتری و معتبرتر باشد نتیجه ارزشیابی درست تر و قابل اعتمادتر خواهد بود در نتیجه معلم بنا به تنها به نتیجه عملکرد شاگرد در پاسخ به سئوالهای آزمون های مطرح شده اکتفا کند، بلکه باید در تمام فعالیتهای آموزشی، نوع فعالیت و میزان علاقه و انگیزۀ شاگرد را مورد مشاهده دقیق و حساب شده قرار دهد و نتایج بدست آمده را ثبت نماید و از طرف دیگر قضاوت سایر معلمان، مسئولان آموزشی و حتی والدین را نیز کسب کنند و همچنین عواملی همچون شرایط یادگیری و کوششهای شاگرد را مورد توجه قرار داد. اگر دو شاگرد را در نظر بگیریم که یکی دارای موقعیت وامکانات مطلوب آموزشی است و دیگری شرایط تحصیل برایش فراهم نیست هر دو به یک اندازه تلاش می کنند اما اولی به دلیل فراهم بودن موقعیت موفقتر است مثلاً نمره ریاضی یکی در کلاس پنجم ابتدایی در سه ماهه اول 85 و دیگری 5 است اما در پایان سال تحصیلی شاگرد اولی با نمره 17 قبول می شود و شاگرد دومی با نمره 12 . حال کدام یک از این دو در این پیشرفت تحصیلی بیشتری بوده است؟ مسلم که شاگرد دومی نسبت به اولی دارای پیشرفت تحصیلی بیشتری بوده است. حال یک مطالعه تطبیقی با عنوان بررسی تطبیقی نظام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در هشت کشور جهان از جمله آلمان، ژاپن، کاناداف فرانسه، جمهوری کره، مالزیف مصر و اندونزی با جمهوری اسلامی ایران به منظور ارائه الگوی مناسب ارزشیابی پیشرفت تحصیلی فراگیرندگان می پردازیم. ضمناً هر یک از نظام های آموزشی و پرورشی مورد مطالعه به دلایلی چند 1) داشتن نقش مهم در تعیین استانداردهای جهانی آموزش و پرورش 2 ) نوآوری و شیوه های مطلوب در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، ثبت و اشاعه نتایج ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و ارتقای تحصیلی فراگیرندگان، و 3) وجود مسائل و موانع مشابه در نظام آموزش ما با آنها برای مطالعه انتخاب شدند و بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات این نتیجه بدست آمد که در کشور ما بین نظام ارزشیابی .... به مثابه یک عنصر از برنامه درسی با سایر عناصر، رویکرد و الگوی برنامه درسی هماهنگی و همسویی لازم و ضروری وجود ندارد و این عامل خود یکی از عوامل اساسی عدم تحقق انتظارات آموزشی و پرورشی و رشد و توسعه جامعه است. در نهایت با بهره گیری از ویژگی های مطلوب در نظام ارزشیابی کشورهای مورد مطالعه، الگوی مناسب برای نظام آموزشی و پرروشی جمهوری اسلامی ایران تهیه شد.

1-  نوع نظام آموزشی هر کشوری متاثر از نوع حکومت و ویژگی های جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن کشور است. بنابراین صرف تغییر نظام آموزشی (از متمرکز به غیرمتمرکز) بدون توجه به ویژگی های مذکور احتمالاً تاثیر چندانی بر روند رشد و توسعه نظام آموزشی و پرورشی جامعه نمی گذارد، زیرا، بنا به گفته «هانسون» تمرکززدایی با وضع قوانین یا صدور احکام حاصل نمی شود، بلکه مانند بیشتر اصلاحاتی که در هر جامعه رخ می دهد تمرکززدایی به تدریج صورت می گیرد و یک باره خلق نمی شود بلکه باید فرهنگ سازمانی دگرگون شود، نقش های جدید فراگرفته شود، شیوه های رهبری تغییر کند، الگوهای برقراری رابطه معکوس شود، مراحل برنامه ریزی بازبینی شده و سیاست ها و برنامه های منطقه ای تدوین شود. بنابراین آن چه که امروزه نظام آ.پ کشور ما را دچار مشکل کردهاست نوع نظام آموزشی نیست، بلکه عوامل دیگری است که نظام آ.پ زیر مجموعه آن است.

2-  تعیین دوره های آموزشی و حرفه ای در کشورهایی که از نظام برتر آموزشی برخوردارند، متناسب با ویژگی اقتصادی، جغرافیایی، اجتماعی و سیاسی است. در صورتی که در کشور ما برنامه ریزی آموزشی و درسی براساس نیاز و شناخت وضع موجود انجام نمی شود و در نتیجه خروجی های نظام آموزشی با نیاز جامعه همخوانی ندارد. بنابراین ضرورت دارد تصویر درستی از نیازهای جامعه برای برنامه ریزی درست داشته باشیم.

3-  رویکرد برنامه درسی در کشورهای نامبرده، جزو فرادیدگاه پژوهش / تصمیم گیری است. این فرادیدگاه ریشه در افکار دیویی دارد و منبع نوآوری و اصلاح نظام های آموزشی در دهه های گذشته است. در این رویکرد، جهت گیری برنامه درسی به سمت دانش آموز محوری و تاکید بر رشد مهارت های ذهنی است. از سوی دیگر در این کشورها عناصر برنامه درسی (آرمان های تربیتی، الگوی برنامه درسی، نقش برنامه درسی، فرایند یادگیری یاددهی نقش یادگیرنده، نقش معلم و شیوه ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان همسو با رویکرد برنامه درسی شکل گرفته اند که این همسویی باعث تحقق هدفهای برنامه می شود. اما در کشور ما نه تنها عناصر برنامه درسی با یکدیگر همنوایی ندارند، بلکه با رویکرد برنامه درسی نیز همسویی ندارند، زیرا، رویکرد برنامه درسی فرا دیدگاه پزوهش / تصمیم گیری است، ولی عناصر برنامه درسی براساس فرادیدگاه سنت گرایی تهیه و تنظیم شده اند. بنابراین ضرورت دارد برای تحقیق هدفهای برنامه ، عناصر برنامه های درسی را مجدداً بر پایه رویکرد برنامه تعریف، تهیه و تنظیم کنیم.

4-  هدفهای آموزشی در برنامه درسی کشورهای نامبرده بر آموزش مهارتهای پایه تاکید دارند. در صورتی که در کشور ما هدفهای آمزشی متعدد و متنوعی در برنامه درس گنجانده شده است که تحقق آنها در یک دوره آموزشی به طور کامل امکان پذیر نیست.

5-هدف از ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در کشورهای دارای نظام آموزشی برتر در ارتباط با رویکرد برنامه و همسو با عناصر برنامه است و هدفهای آن عبارتند:

1)کشف نارسائیهای آموزشی ، 2) آگاهی از توانایی ها ومیزان پیشرفت تحصیلی ،        3) تعیین میزان تسلط دانش آموزان نسبت به محتوای آموزش ، 4) ایجاد انگیزه ، و علاقه به مطالعه ویادگیری ، 5) ارزشیابی عملکرد وکارایی نظام آ. پ ، 6) اهرم مراقبت از نظام آموزشی در سطح ملی وبازخورد به عناصر برنامه درسی ، 7) مقایسه پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ، 8) آگاهی از چگونگی رشددانش آموزان در حیطه های گوناگون و          9) ارتقای تحصیلی ، به همین دلیل دراین کشورها به ارزشیابی پیشرفت تحصیلی به مثابه جزیی از فرایند آموزش نگاه می شود . در نتیجه این عنصر درمقامی قرار میگیرد که می تواند به رشدوتوسعه نظام آ. پ جامعه کمک کند. امادرکشورما، درعمل تنها ازاین عنصر با ارزش برنامه درسی ، تنها برای نمره دادن ومقایسه پیشرفت تحصیلی شاگردان با یکدیگر و طبقه بندی آنان ونهایت ارتقای تحصیلی استفاده می شود وسایر هدفها به دست فراموشی سپرده شده است . درنتیجه طبق پژوهش ها ، به جای اینکه عنصر ارزشیابی درجهت بهبود و اصلاح نارسائیهای نظام آ. پ واهرم بازخورد عمل کند، برعکس به گونه ای از این عنصر استفاده شده است که جز ایجاد تنش واضطراب ، عدم اعتماد به نفس ، دلزدگی و رویگردانی از مدرسه ، چیز دیگری به دنبال نداشته است.

5-درکشورهای مزبور از انواع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی بویژه تکوینی و هماهنگ درمعنا و هدف اصلی آنها استفاده به عمل می آید . بنابراین انواع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی هدفهای متفاوتی رادنبال می کنند . اما در کشور ما فاصله ای عمیق بین آنچه که انجام می شود با آنچه که باید باشد وجود دارد، زیرا ، هر آنچه که درکشور ما در قالب ارزشیابی به عمل می آید به منظور نمره دادن ،گزینش وارتقای تحصیلی است .

6-هر یک از کشورمان دارای نظام آموزشی برتر با توجه به رویکرد برنامه درسی ، هدف و نوع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی ، از ابزارهای متناسب برای آگاهی از تحقق آرمان های تربیتی استفاده میکنند این ابزارها عبارتند از : 1) آزمون های معلم ساخته 2) استاندارد شده 3) فعالیتهای کلاسی ، 4) کوئیز ، 5) مشاهده رفتار ، 6) ثبت وقایع ، 7) خود ارزشیابی ، 8) انجام پروژه خارج از کلاس درس و 9) طرح پرسش های اقتصادی

اما در کشور ما تنها از آزمون های معلم ساخته و درامتحانات سراسری از آزمون های استاندارد شده ،استفاده شده است .بنابراین ،بسیاری از هدفهای آموزشی بویژه هدفهای آموزش شناختی (حیطه کاربرد به بالا ) و غیر شناختی مورد سنجش قرار نمی گیرند درنتیجه در طی دوره آموزش و حتی پایان آن ، عناصر ذینفع نظام آموزشی وپرورشی کشور نمی توانند از میزان چگونگی دست یابی به این هدفها آگاهی یابند. و ابزارهای ارزشیابی مورد استفاده درکشور ما همسویی با دیگر عناصر ندارند .

7-یکی دیگر از ویژگی های مهم کشورهای دارای نظام آموزشی برتر نظارت وکنترل ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است . این کشورها از طریق ایجاد بانک سئوال زیر نظر متخصصان مجموعه ای از پرسشهای امتحانی را بر اساس نوع ارزشیابی ( ورودی تکوینی پایانی و هماهنگ ) فراهم آورده اند . تا معلمان از آن استفاده کنند و نظارت بر ارزشیابی بیشتر جنبه رعایت مقررات را دارد اما با توجه به این نکته که در صفحات قبل اشاره شد مبنی براینکه دو نوع نظام آموزشی هر کشوری متأثیر از عوامل گوناگون می باشد لذا با توجه به این نکته بسیار مهم انتقاداتی بر طرح درس » که برگرفته از نظریه گرفته از نظریه « رفتار گرایی » می باشد را ذکر می نماییم :

1-از انقلاب صنعتی به بعد تمایل روز افزونی برای کنترل معلم وجود داشت . در آموزش ، نگاه به انسان به صورت نگاه به ماشین بود و انتظار می رفت که معلم ماشین تدریس باشد .« طرح درس» برای کنترل معلم بود. کنترل به معنای متداول درجامعه صنعتی و سرمایه داری ، همانند یک سرکارگر که درکارخانه از روی چک لیستها ، کارهای انجام شده توسط هر یک از کارگرها را کنترل می کند . لذا قطعات تدریس مشخص شده ، سطح انتظارات تعریف شده و معلمان بدنبال آن بودند که دانش آموز به سطح مطلوبی از چیرگی برسد ( بدون توجه به تفاوتهای فردی و غیره)

برای آن که وقت تلف نشود معلم طرح درس می نوشت ودر آن همه چیز را پیش بینی    می کرد حتی سلام واحوالپرسی را . و به این ترتیب ارزیاب بیرونی راحت تر می توانست معلم را کنترل کند اما نوشتن اهداف رفتاری مرسوم در طرح درس ها معمولاً مصنوعی بود و از نگاه ساده انگارانه به حرفه معملی ناشی می شد .

در رویکرد رفتار گرایی به آموزش ، برای یک برنامه درسی مولفه هایی درنظر گرفته   می شد و تا مدتها ، طرح درس ، اساس آموزش و تدریس محسوب می شد . که طرح درس در قالب های خشک و بی روح که تداعی کننده جدولهای طولانی وکسل کننده بوده آیا معلمی یافت می شود که هیچ تصوری از مطالبی که می خواهد تدریس کند نداشته باشد ؟ آیا ممکن نیست برنامه ریزی ، کاملاً غیر رسمی ، بدون نقشه وبدون نوشتن صورت گیرد . بعضی ازبهترین فکرها هنگامی که کمترین انتظار راداریم ممکن است بوجود آید آیا نظریه ارشمیدس را فراموش کرده ایم که در اوقات فراغت شکل گرفت و طرح ریزی شد؟

3- آیا نوع وکیفیت یادگیری که در کلاس روی می دهد قابل پیش بینی است؟ یک معلم باتجربه ، بیشتر به صورت پویا ودر صورت لزوم تغییرات مناسبی را اعمال می کند . و به طور کلی در روند تدریس ، فرصتهای غیر قابل انتظاری برای کسب نکات مهم و با ارزش ، اثبات ایده های جالب ، قابل تصور است . یعنی فرایند پویا و پیچیده آموزش ، نتایج بسیاری را به بار می آورد که نمی توانند در مفهوم محتوایی و رفتاری ، در ابتدا مشخص شوند. به خصوص ، در دروس مثل هنر ، انشاء وادبیات و بخش هایی از ریاضیات که جوابهای خلاقانه مورد نظر است ، 4- آیا جزئی کرن بیش ازحد هدفهای رفتاری و انتظارات کلیشه ای از دانش آموزان ، موجب شرطی شدن آنها در یادگیری نمی شود؟ گرچه مقصد نهایی رفتار گرایان از نوشتن اهداف رفتاری و طرح درس ، این بودکه به یک استاندارد در تدریس برسند اما تدریس فرایندی است که کاملاً به شهود معلم بستگی دارد . آیا طرح درس با روح آموزش شرقی که مبتنی بر تدریس مباحثه ای بایدباشد منافات ندارد؟

به منظور خارج ساختن شیوه ارزشیابی پیشرفت تحصیلی از شکل انحصاری امتحانات کتبی و بذل توجه بیشتر به سایر جنبه های فعالیت های آموزشی ، شورای عالی آ. پ در سال 1380 آئین نامه امتحانات مدارس را تغییر داد و بخشی از نمره ارزش یابی رابه فعالیت های مستمر دانش آموزان اختصاص داد اما نتیجه چندانی نداشت زیرا رفع این معضل به ساخت و سازها و تغییرنگرش ها وبرنامه ها بستگی دارد.

یکی از مشکلات اساسی ، شیوه های غلط ارزش یابی ست که از جنبه های مختلف قابل بررسی است که از آن جمله « تکیه بر محفوظات دراکثر دروس است . و بیشتر حافظه دانش آموز را می سنجد نه قابلیتهای دیگر او را . زیرا پس از گذشت مدت زمان کوتاهی ازبرگزاری امتحانات ، چیزی جز یک تصویر ذهنی کم رنگ و مبهم از آن همه مطالب در ذهن دانش آموز باقی نمی ماند. اصولاً یادگیری هر موضوعی نیازبه تأمل و تفکر روی آن موضوع دارد و اگر دانش آموز با تعمق و تفکر روی مطالبی که به ذهنش وارد        می شود، نتواند آن را به دانسته های قبلی و زمینه های کاربردی در زندگی ارتباط دهد ، امکان ندارد که بتواند مطالب را درست یاد بگیرد ، بدیهی است با شتابی که برای حفظ کردن مطالب در ایام امتحانات وجود دارد فرصت این تفکر وتأمل هرگز فراهم نشده ودرنتیجه هیچ وقت لذت یادگیری و شیرینی دانستن را درک نخواهد کرد.

یکی از درس هایی که زمینه انجام فعالیت های مختلف یادگیری یاددهی درآن فراهم است درس علوم تجربی است .برخلاف گذشته که تصور می شد علومی مشتی اطلاعات حفظ کردنی در مورد فیزیک و شیمی و زیست شناسی است ، امروزه در روش های جدید ، آموزش علوم را از تماس و ارتباط با پدیده های و اشیاء و از صحنه واقعی زندگی آغاز می کنند . حال بگذریم و بگذاریم که اگر بخواهیم بگوئیم به قول معروف « مثنوی چند من کاغذ می شود »

و اما پیشنهاد ها وراه حل ها :

1- به نظر می رسد برای حل این مشکل اولاً باید اعتماد به نفس خود را حفظ کنیم زیرا به فرمایش مولا علی (ع) : اعتماد به نفس بالاترین سرمایه زندگی هر انسانی است »

به فرمایش پیامبر اکرم (ص) سخن را بشنوید وبهترینش را انتخاب کنید. وباید از غرب زدگی وخود باختگی فرهنگی که متأسفانه در اکثر روح وروان معلمین ودست اندرکاران امور تعلیم وتربیت رسوخ کرده است خود رابرهانیم  وبدانیم که ما نیز دارای دانشهای فاخر و وزین علمی بوده ایم ومی توانیم باشیم اما استعمارگران این فرصت را از ما گرفته بودند وآیا مگر جز این است که آ. پ باید بتواند واژه های مقدسی چون تعهد ، ایثار ، شجاعت ومشارکت رهیاری وهزاران مفاهیم ارزشمند اخلاقی را به تعلیم دهد ؟ و آیا ما جز این دیده ایم پس فرزندانمان ما با همین روش تعلیم و تربیت ، ساخته شده اند لذا باید در تولید علم و نظریه ، فرمایش مقام معظم رهبری قدم برداریم و از ترجمه نظریات دیگران که شاید هیچ سنخیتی با فرهنگ اسلامی وملی ما خصوصاً در زمینه ادبیات و هنر و معارف و رواشناسی و اجتماعی و اقتصادی ندارد پرهیزیم .

2- باید از بخش برنامه ریزی شروع کنیم .

3- ارزشیابی ازآموخته های دانش آموزان مانیاز به تجدید نظر اساسی داریم زیرا عدم کارایی شیوه های رایج به اثبات رسیده است و به شیوه هایی که دربسیاری از کشورهای رایج است ، مثل روش تشکیل پرونده ،عملکرد یا ( Portfolion ) است که معلم برای هر دانش آموزی از ابتدای سال تحصیلی درهر درس پرونده ای تشکیل می دهد و نتایج ارزشیابی های مستمر و عملکردهای او و فعالیتهای خارج از کلاس ، انجام تکالیف و همه را در آن ثبت می کند ونمونه کارها و ورقه های او را در آن پرونده نگه دارد ودیگر نیازی به ارزشیابی پایانی نخواهد بود و سال بعد آن را به معلم بعدی تحویل     می دهد.

و در تنظیم پرونده چنان دقت می شود که حتی برای ورود به دانشگاه یا استخدام مورد استفاده قرار میگرد .

روش ارزش یابی پروژه ای وساخت و تکمیل پروژه نیز روش دیگری است که از تمرکز بر حفظیات جلوگیری می کند و سطوح فهم ودرک و کاربرد و ترکیب را به خوبی         می سنجد . به هرحال ارزشیابی مبتنی بر عملکرد (performance based ) جای ارزشیابی متکی برقلم وکاغذ را گرفته است . اما ماهنوز در فهم یک کوچک مانده ایم که البته نیاز به تجدید نظر اساسی در ساختار آ. پ ویا مهندسی مجدد آ .پ دارد.

4-با این روش ارزشیابی ترس ونگرانی از عدم موفقیت در امتحان در مورد نوجوانان وبزرگ ترها : کفایت فرد مورد تأیید را مورد تردید قرار می دهد ونیازها عزت نفس را تأمین نمی کند وهمچنین با ارزش یابی فعلی ، نمره های پایین و برچسب های ناشی از آن ، احساس تعلق وپذیفرته نشدن از سوی دیگران را مورد تهدید قرار می دهد طوری که فرد احساس طرد شدن می کند نیازهای تعلق ومحبت وی ارضاء نمی شود .لذا باید به مشارکت دانش آموزان درجریان ارزشیابی توجه جدی داشت که « پروژه آزمون گروهی » می تواند در بعضی از دروس به عنوان ملاک ارزشیابی قرار دارد.

 http://farajidasht.blogfa.com

منابع و مآخذ مورد استفاده

1-   رشد آموزش راهنمایی تحصیلی سال 1381 ( شماره 33)

2-   گاهنامه پویا سازمان دانش آموزان 1382

3-   رشدآموزش راهنمایی 1381(شماره 32)

4-   تکنولوژی آموزشی 83-82

5-   رشدآموزش راهنمایی تحصیلی (شماره 34)

6-   رشد آموزش ریاضی 1383

7-   مهارتهای آموزشی و پرورشی (روشهاو فنون تدریس )

              دکتر شعبانی حسن (1383)

8-   مهارتها و روش تدریس ( ضمن خدمت فرهنگیان ) 1368

9-   رواشناسی تربیتی دکتر سیف علی اکبر (1364)

 

 

فعالیت های خلاقانه

فعالیتهای خلاقانه

خلاقیت ونوآوری فلسفه اصلی تعلیم و تربیت است و انتظار می رود که در جریان پرورش،ذهن پویای معلم و دانش آموز همواره منشا مسائل جدید باشد گاه کلاس درس و فرآیند یاددهی- یادگیری را یک کارگاه تولیدی فرض می کنند و دستاوردهای جدید کلاس (تبادل تجربیات بین معلم و دانش آموز) را فعالیتهای خلاقانه می خوانند. در چنین کارگاهی ، دانش آموزان و معلمان حق دارند برای بهبود کار ، پیشنهاد بدهند و در کارها مشارکت فعالانه ای داشته باشند .

در طول تاریخ تعلیم و تربیت، دو طرز تفکر وجود داشته که سبب تدوین و انتخاب راه کارهای اساسی شده است :

1- ذهن انسان همانند یک لوح سفید است :این تفکر ، معلمان و دست اندرکاران را عامل انتقال اطلاعات به ذهن خالی و سفید تو فراگیرندگان می دانست و تمام تلاش فرآیند تدریس ، صرف پر کردن یک جعبه خالی می شد.روشهای تدریس مورد استفاده هم اغلب از نوع سنتی ، غیر فعال و یک سویه بود

2- ذهن انسان فعال است و می تواند در مقابل اعمال و محرکات واکنش نشان دهد: ذهن جعبه خالی نیست ، بلکه ظرفیتهایی دارد. بنابراین ، معلمان باید سعی کنند ذهن فراگیرندگان را تحریک کنند تا تفکر پویای آنان در جریان آموزش، مشارکتی فعالانه داشته باشد.در زمینه این تفکر، امروزه مسائل جدیدی در گستره آموزش و یادگیری مد نظر است که به اختصار، به آن اشاره می شود:

* کلاس درس به قایقی شباهت دارد که سرنشینان ان در جستجوی ساحل اند .به این سبب ،همه ی افرادی که در این قایق هستند ، باید موتورهای حرکتی خود را روشن کنند تا مسیر حرکت و سرعت ان قابل قبول باشد .متاسفانه در اغلب کلاس ها ،این تنها معلم است که با موتورخود قافله ی  علم را به حرکت در میاورد و دانش آموزان در مسیری خلاف او پارو میزنند .

*باید موتورهای خودراهبری دانش آموزان فعال شود . برای اینکه دانش آموزان موتورهای خود راهبری را روشن کنند و فعالانه در مسیر اهداف به حرکت در ایند ، معلم باید راه کارهای مهم و اساسی زیر را در مورد انان اعمال کند:

  الف) مهارت های خود آغازی

اکثرآموزش ها با یک نفر به نام معلم اغاز می شود. اما طبق دست اورد های جدید، توصیه می شود که معلمان اجازه بدهند همه ی بچه ها فعالیت را شروع کنند. او به جای اینکه بگوید: « بیایید این فعالیت را شروع کنیم. همه باید ان را تجربه کنیم و برای رسیدن به هدف ها بکوشیم. »

ب ) مهارت خود مشاهده گری

دومین راه کار برای رسیدن به قدرت خودراهبری، خودمشاهده گری است. در این راه کار، همه ی بچه ها باید به طور شخصی و گروهی، رخ دادها و پدیده های اموزشی را تجربه کنند و مشاهدات دست اول داشته باشند تا بتوانند در جریان چالش های ایجاد شده، فهم ودرک خود را افزایش دهند. متاًسفانه برخی از معلمان، وقایع و رویدادهایی راکه مشاهده کرده اند، برای دانش اموزان تعریف می کنند. در صورتی که این نوع ارتباط ، فراگیرندگان را غیر فعال می کند.

 

 پ ) مهارت خود کنترلی و خودقضاوتی

1- هرگاه معلمان اجازه دهند دانش اموزان اغازگر باشند و خود فرایندها را مشاهده کنند، باید اجازه دهند که خود انان، اعمال خویش را کنترل و در مورد انها قضاوت کنند. در اموزش فعال و مشارکتی، تنها معلم حق ندارد دانش اموزان را ارزشیابی کند؛ زیرا در این شیوه، مهارت و توانایی کنترل خود تقویت می شود.

2- یادگیری وقتی به اوج می رسد که در متن یادگیری، از دانش اموزان بخواهیم درمورد مطالب چالش انگیز کار کنند. یادگیرندگان لیوان های خالی نیستند؛ بلکه ظرفیت هایی دارند. وظیفه ما برهم زدن این ظرفیت است تا بر اثر مباحثه، تبادل تجربه کنیم و به تقویت محتوای یکدیگر بپردازیم .

3- ما معلمان، باید بدانیم که « اموزگار دروس نیستیم؛ بلکه اموزگار دانش اموزانیم » پس نباید خود را عرضه کننده اطلاعات بدانیم و باید یادگیری را تسهیل کنیم. کسی که خود را معلم درس می داند، می کوشد ذهن فراگیرندگان را با اطلاعات مربوط به درس پرکند. تمام تلاش او صرف یاددادن همه ی کتاب، با هر کمیت و هر کیفیتی می شود. به نظر چنین معلمی، دانش اموز مهم نیست؛ اما کسی که معلم دانش اموزان است، سعی می کند با مشارکت خود انان درس بدهد.                                                                                                                                                                                                      

باعنایت به این موضوع که امروزه، یادگیری روی دادن اکتشافی تلقی می شود که ازطریق مشارکت فعالانه ی معلم و دانش اموزان صورت می گیرد، ضرورت شناخت روابط فعالانه بین عوامل تدریس، اهمیت زیادی پیدا می کند. کسب تجربه به وسیله ی فرد، یک فعالیت دوجانبه است. درنتیجه، درفرایند جدید اموزش، انتقال دانش و مفاهیم کارایی کمتری دارد و بیشتر به فرایند تولید دانش توجه می شود. این فرایند امکان شناخت موقعیت ها، گزینش راه کارهای مناسب، استنباط، تحلیل دقیق موضوع و در نهایت، کشف حقیقت را برای فراگیرندگان فراهم می اورد. به علاوه، فراگیرندگان خود را در بطن فرایند اموزشی می بینند، نقش راهبردی « اکتشاف مفاهیم و علوم » را درک می کنند، درعلم تولید شده سهیم می گردند، باکمال میل به پشتیبانی از ان بر می خیزد و به کاربرد علوم ایمان و اعتقاد پیدا می کنند. در این جریان، یادگیری در همه ی ابعاد ( مهارت های ذهنی، مهارت های فیزیکی و طرز تفکر ) اتفاق می افتد.                                      

برای نیل به این اهداف و روی کردها، مربیان باید ویژگی ها و خصوصیات روش های تدریس و یاددهی  یادگیری فعال و مشارکتی را بدانند و برای دست یابی به انها اهتمام ورزند. در این روش ها، موارد زیرقابل ذکر است: 

1- گیرندگان روش های یادگیری را می دانند. بنابراین، مطالب و مفاهیم را از طریق اجرای روش های انتخابی کشف می کنند. درحقیقت ، دانش اموزان در جریان اموزش، خود به برنامه ریزی  و اجرا و ارزشیابی می پردازند و در این میان ، نقش معلم ، تسهیل یادگیری و راهنمایی شاگردان است .

2-شتر فعالیت ها به صورت گروهی است و فعالیت فرد در گروه معنا پیدا می کند.

3- ش اموزان و معلم هر دو مسؤل یادگیری هستند .

4- بع و امکانات اموزشی ، با راهنمایی معلم و تلاش دانش اموزان ، انتخاب یا تولید می شود.

5- مهارت هایی چون اندیشیدن ، حل مسًله ، تفکرو خلاقیت اهمیت ویژه دارد.

6- انگیزه درونی دانش اموزان بسیار زیاد است؛ زیرا انان خود شریک و بنیان گذار فعالیت ها هستند.

7- زمینه های کاربردی و کاربست علوم شناسایی می شود.

8- مهارت اجتماعی و ارتباطی افراد افزایش می یابد.

9- براعتماد به نفس و حس مسؤلیت پذیری فراگیرندگان افزوده می شود.

10- روحیه ی جستجوگری و تفحص در افراد تقویت می شود.

11- مهارت های کلامی دانش اموزان تقویت می شود.

12- ذهن فراگیرندگان فعال و سیال می شود.

13- کلاس درس، محل ایجاد فرصت های یادگیری و تبادل تجربیات می شود.

14- ارزشیابی از عملکرد دانش اموزان، از طریق واگذاری پروژه های عملی و تحقیقی وازمون های هنجاری انجام می شود.

15- تشویق و ترغیب دانش اموزان به صورت انفرادی و گروهی است.

16- فرایند تدریس سرشار از شوق و همراه با تفریح است.

17- عادت به تفکر دقیق حساسیت نشان دادن به استدلال منطقی را تقویت می کند.

18- مهارت های فراشناختی مانند خود اغازگری ، خود مشاهده گری و خود قضاوتی تقویت می شود.

امروزه ، بیش از هر زمانی ، نظام تعلیم و تربیت به تغییر اندیشه ها و باور به پویایی مراکز اموزشی نیاز دارد و در این مسیر ، معلمان و مدرسان از اولویت خاصی برخوردارند. بنابراین ، امید است این توضیحات در تکوین تصورات و اندیشه ی انان در مورد روی کردهای جدید تدریس مؤثر باشد.

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

http://farajidasht.blogfa.com

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

منابع و مأخذ:

 

 

شعبانی- حسن (1381) مهارتهای آموزشی و پرورشی (روشها و فنون تدریس)

 

سیف- علی اکبر(1374) اندازه گیری و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تهران موسسه انتشارات آگاه

 

فضلی خانی- منوچهر(1382) راهنمای عملی روشهای مشارکتی و فعال در فرایند تدریس- آزمون نوین

 

جودی اف.کار- داگلاس ای. هریس (1382) موفقیت از طریق به کارگیری استانداردها ترجمه عباس شیخ الاسلامی -مدرسه

 

تعریف ارزشیابی پیشرفت تحصیلی

تعاریف متعدد ارزشیابی

 1- مقایسه ی اطلاعات به دست امده از طریق اندازه گیری با یک ملاک معین و مطالعه و داوری درباره ی فرد مورد نظر.

2- فرایندی منظم برای تعیین و تشخیص میزان پیشرفت یادگیرندگان در جهت رسیدن به اهداف اموزشی.

3- تجزیه و تحلیل به دست امده از سنجش و اندازه گیری و مقایسه ان ها با معیارهای معین.

4- فرایندی نظام دار برای جمع اوری ، تحلیل و تفسیر اطلاعات به منظور دریافت این موضوع که ایا هدف های مورد نظر تحقق یافته اند یا در حال تحقق هستند.

5- گرداوری اطلاعات و استفاده از ان ها برای تصمیم گیری درباره ی برنامه های اموزشی .

6- وسیله ای برای تعیین میزان موفقیت فعالیت های اموزشی .

« ارزشیابی  یعنی گرداوری اطلاعات ، تجزیه و تحلیل ، مقایسه ی انها با معیارهای معین و 7- در نهایت ، ارزش گذاری و تصمیم گیری در مورد انها »

این تعریف علاوه بر جامعیت ، مراحل ارزشیابی را نیز شامل می شود .

 

هدف ارزشیابی

 بسیاری از معلمان تصور می کنند که ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی تنها به منظور ارتقای شاگرد صورت می گیرد، در حالی که هدف ارزشیابی بمراتب گسترده تر و مهمتر از چنین مفهومی است . ارزشیابی از یک سو باید وسیله تشخیص باشد ، یعنی از جهاتی قادر باشد از میزان فعالیتهای شاگردان در طول یادگیری واز میزان اموخته ها ، پیشرفت و عقب ماندگی انان اطلاعاتی معتبر به دست دهد و نیز بتواند اگاهیهای لازم را از قدرت و ضعف روش تدریس معلم ، ارزشمند و صریح بودن هدفهای اموزشی و اعتبار محتوا در اختیار بگذارد و از سوی دیگر، ارزشیابی باید وسیله  پیش بینی باشد ، یعنی نشان دهد که شاگرد در چه زمینه ای قادراست موفقیت بیشتری کسب کند و در چه جنبه هایی توان پیشرفت ندارد . از این رو، معلمان و مسؤلان اموزش و پرورش باید بدانند چرا ارزشیابی می کنند. به طورکلی ، هدفهای ارزشیابی را می توان درمقوله های زیر مورد بررسی قرار داد :

 1- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت توانایی و زمینه های علمی شاگردان و تصمیم گیری برای انجام دادن فعالیت های بعدی اموزشی.

2- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناساندن هدف های اموزشی در فرایند تدریس. فعالیت های اموزشی به منظور رسیدن به هدف های اموزشی صورت می گیرد و ارزشیابی تحقق یاعدم تحقق هدفها را مشخص می کند.

3- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای بهبود واصلاح فعالیت های اموزشی. نتایج ارزشیابی نه تنها میزان پیشرفت تحصیلی شاگردان وعملکرد انان را در فعالیتهای اموزشی و پرورشی مشخص می سازد، بلکه کیفیت تلاش شاگردان وروش تدریس معلم ومیزان مهارت وی را در مورد ارزیابی قرار می دهد.

4- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای شناخت نارساییهای اموزشی شاگردان ترمیم انها. اگر ارزشیابی ، بویژه ارزشیابی تکوینی، براساس موازین علمی تهیه واجرا شود، می تواند درباره پیشرفت تحصیلی شاگردان وضعفها و نارساییهای انان اطلاعات مفیدی دراختیار معلم قرار می دهد.

5- ارزشیابی به عنوان وسیله ای برای ایجاد رغبت وکسب عادات صحیح اموزشی در شاگردان. ارزشیابی را نباید صرفاً به منظور نمره دادن و مقایسه پیشرفت تحصیلی انان با یکدیگر و تعیین افراد قوی و ضعیف به کار برد.

6- ارزشیابی به عنوان عاملی برای ارتقای شاگردان. یکی دیگر از وظایف ارزشیابی، سنجیدن میزان توانایی شاگردان برای ارتقای آنان از یک مرحله به مرحله دیگر است.

    Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

ارزشیابی جهت بهبود آموزش

ارزشیابی دانش آموز به چه منظور صورت می گیرد ؟ هدف از عملکرد دانش آموز ، بهبود اموزش ، حصول اطمینان از موفقیت و تعامل نتایج است .

نتایج ارزشیابی به والدین کمک می کند تا پیشرفت فرزندانش را تحت نظر داشته باشند. همچنین ، نتایج ، انگیزه ای برای کمک به دانش آموزان و خانواده ها فراهم می کنند و به خانواده ها امکان می دهد تا با معلم کلاس ارتباط مثبتی داشته باشند. اطلاعات راجع به ارزشیابی در سطوح مدرسه و ناحیه شالوده ارزشیابی و تغییر برنامه را تشکیل می دهد. داده ها مربوط به عملکرد دانش آموزان به اتخاذ تصمیماتی در بازبینی و به کارگیری نظام آموزشی ، برنامه ریزی ، گروه بندی ، تأمین نیروی انسانی و تخصیص منابع کمک می کند . داده های مربوط به عملکرد دانش آموزاندر سطح ایالتی و ملی اطلاعاتیحیاتی جهت بهبود آموزش از طریق سیاسی و قانونمند در اختیار می گذارد.

 

ارزشیابی برای حصول اطمینان از موفقیت

 

ارزشیابی روشی برای سنجش میزان موفقیت در سطوح مختلف است:

·       موفقیت فردی: این دانش آموز تا چه حد خوب یادگرفته است؟

·       موفقیت آموزشی: این دانش آموز تا چه حد موفق بوده است؟

·       موفقیت نظام آموزشی: نظام آموزشی تا چه حد در برآوردن نیازهای یادگیری دانش آموزان موفق عمل کرده است؟

·       موفقیت برنامه: برنامه آموزشی ما تا چه حد خوب عمل می کند؟

·       موفقیت مقایسه ای: نتایج ما در مقایسه با سطوح ناحیه ای،ایالتی،ملی و بین المللی تا چه میزان نشانگر موفقیت هستند؟

 

http://farajidasht.blogfa.com