50 روش برای به ظهور رساندن استعدادهای فرزندان

1- به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به فعالیتهایی که او انتخاب می کند توجه نشان دهید. این گونه بازیهای زمان- آزاد می تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

2- فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می گردد. فکر نکنید چون او علاقه ای نشان نمی دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

3- بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کارها را به طور کامل و بی نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

4- سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.

ادامه نوشته

فعالیت های خلاقانه

فعالیتهای خلاقانه

خلاقیت ونوآوری فلسفه اصلی تعلیم و تربیت است و انتظار می رود که در جریان پرورش،ذهن پویای معلم و دانش آموز همواره منشا مسائل جدید باشد گاه کلاس درس و فرآیند یاددهی- یادگیری را یک کارگاه تولیدی فرض می کنند و دستاوردهای جدید کلاس (تبادل تجربیات بین معلم و دانش آموز) را فعالیتهای خلاقانه می خوانند. در چنین کارگاهی ، دانش آموزان و معلمان حق دارند برای بهبود کار ، پیشنهاد بدهند و در کارها مشارکت فعالانه ای داشته باشند .

در طول تاریخ تعلیم و تربیت، دو طرز تفکر وجود داشته که سبب تدوین و انتخاب راه کارهای اساسی شده است :

1- ذهن انسان همانند یک لوح سفید است :این تفکر ، معلمان و دست اندرکاران را عامل انتقال اطلاعات به ذهن خالی و سفید تو فراگیرندگان می دانست و تمام تلاش فرآیند تدریس ، صرف پر کردن یک جعبه خالی می شد.روشهای تدریس مورد استفاده هم اغلب از نوع سنتی ، غیر فعال و یک سویه بود

2- ذهن انسان فعال است و می تواند در مقابل اعمال و محرکات واکنش نشان دهد: ذهن جعبه خالی نیست ، بلکه ظرفیتهایی دارد. بنابراین ، معلمان باید سعی کنند ذهن فراگیرندگان را تحریک کنند تا تفکر پویای آنان در جریان آموزش، مشارکتی فعالانه داشته باشد.در زمینه این تفکر، امروزه مسائل جدیدی در گستره آموزش و یادگیری مد نظر است که به اختصار، به آن اشاره می شود:

* کلاس درس به قایقی شباهت دارد که سرنشینان ان در جستجوی ساحل اند .به این سبب ،همه ی افرادی که در این قایق هستند ، باید موتورهای حرکتی خود را روشن کنند تا مسیر حرکت و سرعت ان قابل قبول باشد .متاسفانه در اغلب کلاس ها ،این تنها معلم است که با موتورخود قافله ی  علم را به حرکت در میاورد و دانش آموزان در مسیری خلاف او پارو میزنند .

*باید موتورهای خودراهبری دانش آموزان فعال شود . برای اینکه دانش آموزان موتورهای خود راهبری را روشن کنند و فعالانه در مسیر اهداف به حرکت در ایند ، معلم باید راه کارهای مهم و اساسی زیر را در مورد انان اعمال کند:

  الف) مهارت های خود آغازی

اکثرآموزش ها با یک نفر به نام معلم اغاز می شود. اما طبق دست اورد های جدید، توصیه می شود که معلمان اجازه بدهند همه ی بچه ها فعالیت را شروع کنند. او به جای اینکه بگوید: « بیایید این فعالیت را شروع کنیم. همه باید ان را تجربه کنیم و برای رسیدن به هدف ها بکوشیم. »

ب ) مهارت خود مشاهده گری

دومین راه کار برای رسیدن به قدرت خودراهبری، خودمشاهده گری است. در این راه کار، همه ی بچه ها باید به طور شخصی و گروهی، رخ دادها و پدیده های اموزشی را تجربه کنند و مشاهدات دست اول داشته باشند تا بتوانند در جریان چالش های ایجاد شده، فهم ودرک خود را افزایش دهند. متاًسفانه برخی از معلمان، وقایع و رویدادهایی راکه مشاهده کرده اند، برای دانش اموزان تعریف می کنند. در صورتی که این نوع ارتباط ، فراگیرندگان را غیر فعال می کند.

 

 پ ) مهارت خود کنترلی و خودقضاوتی

1- هرگاه معلمان اجازه دهند دانش اموزان اغازگر باشند و خود فرایندها را مشاهده کنند، باید اجازه دهند که خود انان، اعمال خویش را کنترل و در مورد انها قضاوت کنند. در اموزش فعال و مشارکتی، تنها معلم حق ندارد دانش اموزان را ارزشیابی کند؛ زیرا در این شیوه، مهارت و توانایی کنترل خود تقویت می شود.

2- یادگیری وقتی به اوج می رسد که در متن یادگیری، از دانش اموزان بخواهیم درمورد مطالب چالش انگیز کار کنند. یادگیرندگان لیوان های خالی نیستند؛ بلکه ظرفیت هایی دارند. وظیفه ما برهم زدن این ظرفیت است تا بر اثر مباحثه، تبادل تجربه کنیم و به تقویت محتوای یکدیگر بپردازیم .

3- ما معلمان، باید بدانیم که « اموزگار دروس نیستیم؛ بلکه اموزگار دانش اموزانیم » پس نباید خود را عرضه کننده اطلاعات بدانیم و باید یادگیری را تسهیل کنیم. کسی که خود را معلم درس می داند، می کوشد ذهن فراگیرندگان را با اطلاعات مربوط به درس پرکند. تمام تلاش او صرف یاددادن همه ی کتاب، با هر کمیت و هر کیفیتی می شود. به نظر چنین معلمی، دانش اموز مهم نیست؛ اما کسی که معلم دانش اموزان است، سعی می کند با مشارکت خود انان درس بدهد.                                                                                                                                                                                                      

باعنایت به این موضوع که امروزه، یادگیری روی دادن اکتشافی تلقی می شود که ازطریق مشارکت فعالانه ی معلم و دانش اموزان صورت می گیرد، ضرورت شناخت روابط فعالانه بین عوامل تدریس، اهمیت زیادی پیدا می کند. کسب تجربه به وسیله ی فرد، یک فعالیت دوجانبه است. درنتیجه، درفرایند جدید اموزش، انتقال دانش و مفاهیم کارایی کمتری دارد و بیشتر به فرایند تولید دانش توجه می شود. این فرایند امکان شناخت موقعیت ها، گزینش راه کارهای مناسب، استنباط، تحلیل دقیق موضوع و در نهایت، کشف حقیقت را برای فراگیرندگان فراهم می اورد. به علاوه، فراگیرندگان خود را در بطن فرایند اموزشی می بینند، نقش راهبردی « اکتشاف مفاهیم و علوم » را درک می کنند، درعلم تولید شده سهیم می گردند، باکمال میل به پشتیبانی از ان بر می خیزد و به کاربرد علوم ایمان و اعتقاد پیدا می کنند. در این جریان، یادگیری در همه ی ابعاد ( مهارت های ذهنی، مهارت های فیزیکی و طرز تفکر ) اتفاق می افتد.                                      

برای نیل به این اهداف و روی کردها، مربیان باید ویژگی ها و خصوصیات روش های تدریس و یاددهی  یادگیری فعال و مشارکتی را بدانند و برای دست یابی به انها اهتمام ورزند. در این روش ها، موارد زیرقابل ذکر است: 

1- گیرندگان روش های یادگیری را می دانند. بنابراین، مطالب و مفاهیم را از طریق اجرای روش های انتخابی کشف می کنند. درحقیقت ، دانش اموزان در جریان اموزش، خود به برنامه ریزی  و اجرا و ارزشیابی می پردازند و در این میان ، نقش معلم ، تسهیل یادگیری و راهنمایی شاگردان است .

2-شتر فعالیت ها به صورت گروهی است و فعالیت فرد در گروه معنا پیدا می کند.

3- ش اموزان و معلم هر دو مسؤل یادگیری هستند .

4- بع و امکانات اموزشی ، با راهنمایی معلم و تلاش دانش اموزان ، انتخاب یا تولید می شود.

5- مهارت هایی چون اندیشیدن ، حل مسًله ، تفکرو خلاقیت اهمیت ویژه دارد.

6- انگیزه درونی دانش اموزان بسیار زیاد است؛ زیرا انان خود شریک و بنیان گذار فعالیت ها هستند.

7- زمینه های کاربردی و کاربست علوم شناسایی می شود.

8- مهارت اجتماعی و ارتباطی افراد افزایش می یابد.

9- براعتماد به نفس و حس مسؤلیت پذیری فراگیرندگان افزوده می شود.

10- روحیه ی جستجوگری و تفحص در افراد تقویت می شود.

11- مهارت های کلامی دانش اموزان تقویت می شود.

12- ذهن فراگیرندگان فعال و سیال می شود.

13- کلاس درس، محل ایجاد فرصت های یادگیری و تبادل تجربیات می شود.

14- ارزشیابی از عملکرد دانش اموزان، از طریق واگذاری پروژه های عملی و تحقیقی وازمون های هنجاری انجام می شود.

15- تشویق و ترغیب دانش اموزان به صورت انفرادی و گروهی است.

16- فرایند تدریس سرشار از شوق و همراه با تفریح است.

17- عادت به تفکر دقیق حساسیت نشان دادن به استدلال منطقی را تقویت می کند.

18- مهارت های فراشناختی مانند خود اغازگری ، خود مشاهده گری و خود قضاوتی تقویت می شود.

امروزه ، بیش از هر زمانی ، نظام تعلیم و تربیت به تغییر اندیشه ها و باور به پویایی مراکز اموزشی نیاز دارد و در این مسیر ، معلمان و مدرسان از اولویت خاصی برخوردارند. بنابراین ، امید است این توضیحات در تکوین تصورات و اندیشه ی انان در مورد روی کردهای جدید تدریس مؤثر باشد.

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

http://farajidasht.blogfa.com

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4

منابع و مأخذ:

 

 

شعبانی- حسن (1381) مهارتهای آموزشی و پرورشی (روشها و فنون تدریس)

 

سیف- علی اکبر(1374) اندازه گیری و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی تهران موسسه انتشارات آگاه

 

فضلی خانی- منوچهر(1382) راهنمای عملی روشهای مشارکتی و فعال در فرایند تدریس- آزمون نوین

 

جودی اف.کار- داگلاس ای. هریس (1382) موفقیت از طریق به کارگیری استانداردها ترجمه عباس شیخ الاسلامی -مدرسه

 

پرورش خلاقيت

مقدمه

از ابتداي آفرينش تا امروز همواره انسانها با مشكلات و سختي هاي فراواني مواجه بوده اند و با تلاش و  ايجاد تغييرو تحول و با طرح ايده هاي نوين در صدد كاهش يا رفع اين مشكلات بر آمده و در اين مسير نيز دست به اختراعات و ابتكارات بزرگي زده اند كه هم اكنون تمامي ملل جهان از آن بهره مندند.

با عنايت به اينكه يكي از هدفهاي مهم و اساسي نظام آموزش و پرورش يك كشور شناخت ، پرورش و هدايت استعدادهاي افراد جهت پرورش روحيه ي تحقيق و كاوش ، تفكر منطقي و استدلالي ، نقد ، خلاقيت و ابتكار است ، ضروري است با آموزش مهارتهاي لازم به دانش آموزان در جریان یادگیری و با استفاده از شیوه های مناسب سنجش و ارزشیابی ، از يك طرف زمينه سلامت روحي و جسمي آنان را فراهم نموده و از طرف ديگر آنهارا از لحاظ علمي و نحوه ي تفكر صحيح  تجهيز نموده ، تا توانايي حل مشكلات جامعه و تأمين رفاه بيشتر براي خود و سايرين را كسب نمايند.این مهارتها عبارتند از :

1- فراگرفتن مهارتهای شناختی جهت یادگیری ( یادگیری برای دانستن )

3- رشد شخصیت فردی به شکلی که بتواند به عنوان یک شهروند آگاه و مسئولیت پذیر در جامعه زندگی کند. ( یادگیری برای بودن و زیستن )

 اين پژوهش شامل بحث و بررسي در خصوص راههاي پرورش خلاقيت و ايجاد تفكر خلاق در كودكان است كه طي آن به شناخت موضوع و عوامل مؤثر در پرورش آن پرداخته شده است .

امروز تحول در آموزش و پرورش یک انتخاب نیست ، بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر است . در اين تحقيق كه از نوع كتابخانه اي است ، سعي شده تا با زباني ساده و به شيوه كاربردي معلمين و والدين كودكان را با راهها و ديدگاههاي جديد صاحبنظران و با عوامل بازدارنده و موانع  رشد خلاقيت آشنا سازيم . اميد است صاحبنظران و دست اندركاران نظام آموزشي و والدين عزيز با وحدت و اشتراك مساعي شرايط را براي پرورش فرزنداني شايسته و مبتكر  فراهم آورند.  

 

تا مدتها صاحبنظران و متفكران براين باور بودند كه هوش و خلاقيت مترادف بوده و همواره در تعاريف خود از خلاقيت همان مفاهيم هوش را بيان مي نمودند. اما با تلاشهاي مجدانه تعدادي از محققين مانند گتسلر و جاكسون به تدريج اين دو مفهوم از هم جدا شده و تعاريف خاص پيدا كردند.

برهمين اساس با جداشدن مفهوم خلاقيت از هوش زمينه هاي فراواني براي بررسي و تحقيق دقيق تر از جانب متفكران فراهم شده كه جا دارد با آگاهي و كاربرد نتايج حاصل از اين تحقيقات و تلاشها زمينه هاي لازم براي پرورش خلاقيت  هر چه بيشتر مهيا شود .

با توجه به ديدگاه كارشناسان امر چنين نتيجه گيري مي شود كه به طور كلي مي توان عوامل مؤثر در پيدايش خلاقيت را به دو نوع تقسيم نمود :

الف) عوامل دروني :

در زير به صورت اجمالي به اين عوامل اشاره خواهد شد :

۱- كسب اطلاعات و مهارتهاي اوليه او مي بايست در حدي باشد كه بتواند به تعريفي جديد از مسأله دست پيدا كرده و با برقراري ارتباط منطقي بين دانسته ها ي خود و موضوع مورد نظر ، تفكر و ايده اي نو ارائه نمايد.

- فرد خلاق پس از كسب اطلاعات اوليه و تجارب و مهارتهای بعدي و تجزيه و تحليل مسأله در ذهنيات خود داراي نيرويي انگيزشي قوي بوده ، بدين معني كه با داشتن انگيزه اي قوي  به صورت فعال نظرات و ايده هاي خود را مطرح نموده و به اجرا در مي آورد .

که ضروری است در مدارس سعی شود تا دانش آموز به تدریج از انگیزه های بیرونی به سمت انگیره های  درونی هدایت شود.

ویژگیهای انگیزه بیرونی

احساس بی کفایتی یا کفایت کم

تصور بر این که موفقیت آنها تحت تأثیر عوامل محیطی مانند معلم و سوالات مناسب است

در صورت کسب موفقیت اندک هم ، آن را به شانس و تصادف نسبت می دهند و نه به تلاش و استعداد خود

 - آنچه كه در بروز نوآوري و خلاقيت تأثير بسزايي دارد ، وجود محيط مناسب با شرايط مطلوب براي تسهيل در ارائه ابتكارات فرد است.

- عوامل ديگري كه در بروز خلاقيت مؤثرند ، منشاء خارجي داشته و از بيرون باعث بارورشدن نوآوري و ابتكار در افراد خواهد شد . اين عوامل به دودسته كلي خانواده و مدرسه تقسيم مي شوند كه به اجمال به بررسي آنها پرداخته خواهد شد .

1-خانواده :

نكات مهم و ضروری كه خانواده ها براي پرورش خلاقيت كودكان می بایست مورد توجه قرار دهند ، عبارتند از :

اگر كودك در هنگام بيان نمودن افكار و ايده هاي خود با برخوردهاي ناشايست مواجه شود با احساس سرخوردگي دست به عقب نشيني زده و اعتماد به نفس و انگيزه ي خويش را از دست خواهد داد.

-مي بايست به آنها آموزش دهيم كه گاهي با نظرات و عقايد مخالف خود مواجه خواهند شد كه در اين صورت بايد سعي كنند درباره ي آن فكر كرده و در صورت صحت مطلب آن را بپذيرند.

-به عقايد و نظرات آنان حتي در صورت مغايرت با واقعيت احترام گذاشته و به آنها راه ارزيابي مطالب را بياموزيم .

-كودك بايد به دور از محيط استرس زا  و نا امن ،  همواره فضايي مملواز امنيت و آرامش را تجربه نمايد.

-كودكان بايد متناسب با اصالت هاي دروني و خانوادگي خود پرورش يابند.

-كودكان را به مطالعه و نويسندگي تشويق نماييم .

-كودكان را بايد به شركت در گروهها و اجتماعات تشويق و ترغيب نمود.

-از كنترل و نظارت دائمي و محسوس كودكان خودداري شود.

-آنها را براي مواجه شدن با جامعه ،  بااعتدال و ميانه رو پرورش دهيم .

-از حساسيت زيادي بر روي نتايج كار آنها بخصوص از نظر كمي ، جداً بپرهيزيم.

- در هنگام کسب موفقیت ، برای آنها پاداش مناسب در نظر بگیریم.

- به کودکان کم انگیزه ، مسئولیت محول شود.

http://farajidasht.blogfa.com

خلاقيت در مدرسه

-مدرسه :

بعد از خانواده دومين عامل مهم و مؤثر در پرورش تفكر خلاق كودكان ، مدرسه است .

در مدرسه سه عامل مهم دست به دست هم خواهند داد تا دانش آموز مورد نظر پرورش يابد كه عبارتند از :  الف ) معلم   ، ب) دانش آموز  ،   ج) برنامه درسي

 

الف ) معلم :

براي دست يابي به پرورش افراد مبتكر و متفكر و همچنين ساختن جامعه اي سالم و مدرن لازم است بر روي معلمين عزيز سرمايه گذاري جدي شود. با پرورش معلميني متفكر ، كاردان و آگاه به علم روز ( علوم تربيتي ) مي توان جديدترين دستاوردهاي علمي را در اختيار دانش آموزان قرار داده و اطلاعات اوليه مطلوبي را به آنان منتقل نمود و زمينه تحقق اهداف مقدس آموزش و پرورش را فراهم ساخت.

http://farajidasht.blogfa.com

( برای مشاهده بقیه  به ادامه مطلب مراجعه فرمایید)

ادامه نوشته