امروزه نیاز به همگام شدن با تحولات و دستاوردهای فن آوری و علوم بشری یک نیاز ضروری برای آموزش و پرورش ماست تا بیش از این از عرصه علوم بشری جا نمانده و بتواند همگام با کشورهای دیگر حرکت نماید. یکی از مباحثی که مدافعان توسعه فن آوری اطلاعات در آموزش و پرورش مطرح می  کنند آن است که از این طریق می توان فرصت های برابر آموزشی برای طبقات مختلف جامعه به خصوص طبقات محروم فراهم آورد. تجربه کشورها نشان داده که همواره این اتفاق نمی افتد و اگر دولت سرمایه گذاری برای دسترسی طبقات محروم به منابع فن آوری اطلاعات نکند شکافی که اصطلاحاً به آن شکاف دیجیتال گفته می شود روز به روز افزایش می یابد. در ایران آمار دقیقی در این زمینه وجود ندارد ولی مشاهدات معمول نشان می دهد که فاصله زیادی بین مدارس ما از حیث برخورداری دانش آموزان آن ها از فرصت های بهره وری از فن آوری اطلاعت وجود دارد و این مسأله ای است که توجه جدی و پی گیر دولت را می طلبد تا در هر چه کم تر کردن این فاصله بکوشد. در این مدرسه ای که مبتنی بر IT است اساساً نگاه تعلیم و تربیت در آن تغییر می یابد و دیگر معلم به عنوان آموزش دهنده و دانش آموزان به عنوان یاد گیرنده ی صرف نخواهند بود، بنابراین محتوای آموزشی هم باید منطبق با نقش معلمان و دانش آموزان به طور خاصی طراحی و تدوین شود. برای هر دانش آموز باید به یک شکل و شیوه ی یاد گیری خاص آموزش داده شود به این معنا که وقتی معلم در کلاس با 30 سلیقه ی مختلف و تفاوت های فردی مواجه می شود طبیعی است که در این جا فقط IT می تواند پاسخگو باشد و هر کسی با توجه به توانمندی که دارد می تواند از محتوای آموزشی بهره مند شود. برای افزایش کارآیی IT  در دروس مختلف باید محتوای برنامه هایی که در شبکه ها در دسترس دانش آموزان و معلمان قرار می کیرد با هدف های آموزشی سازگار بوده و از نظر یاددهی و یادگیری کارا و مؤثر باشند. یک معلم باید ضمن علاقه مند بودن، درک کاملی از موضوع به عنوان یک مجموعه اطلاعاتی در ارتباط با موضوعات دیگر داشته باشد و قادر به سهیم شدن در فرآیندهایی باشد که در آن مشارکت دارد. اما IT لزوما مؤثر تر از سایر ابزارهای یادگیری نیست. نتایج به طور گسترده ای به این وابسته اند که آیا کامپیوترها درست استفاده شده اند و آیا به صورت مؤثری اهداف آموزشی معلمان را پشتیبانی می کنند. درگیر کردن کادر آموزشی و مدیریتی مدارس با امکانات ایجاد شده فن آوری اطلاعات در مراکز آموزشی و استفاده بهتر از امکانات از راهکارهایی است که می تواند به استفاده ی بیشتر از امکانات IT در تدریس معلمان بیانجامد. آموزش و پرورش ما به رغم تلاش های صورت گرفته، در حیطه برنامه ریزی تفضیلی آموزشی و درسی و نیز در حیطه های اجرایی و اداری نظام متمرکزی است.

این تمرکز، برنامه های درسی یکسان و بدون انعطافی را از لحاظ محتوا، شیوه های آموزشی و تدریس و نوع ارزش یابی برای هر موضوع درسی، برای کلیه ی دانش آموزان اعم از شهری، روستایی و عشایری، با هر نوع استعداد، علاقه و خاستگاه اقتصادی و اجتماعی، از هر جنس، نژاد ، زبان و ... تجویز می کند. این تمرکز، در کتاب درسی واحد و آیین نامه ی آموزشی یکسان تجلی می کند. در این شرایط کاربرد فن آوری اطلاعات در آموزش تنها در سطح حداقل، مثلاً به صورت یک موضوع درسی، امکان پذیر خواهد شد. افزون بر آن به واسطه ی این تمرکز، توان برنامه ریزی درسی و رهبری فرآیند یادگیری، که از مهارت های اصلی در کاربرد فن آوری اطلاعات در آموزش به شمار می رود در معلمان رشد نیافته است. تحقیقات در کشورهایی که در استفاده از فن آوری اطلاعات در آموزش از ما پیشتازتر بوده اند نشان داده است که خودآموزی از طریق کامپیوتر و دیگر دستورالعمل های مبتنی بر کامپیوتر در زمینه مهارت های اولیه
می تواند عملکرد دانش آموزان را در ریاضی و علوم بهبود ببخشد.