الف) موانع محيطي :

موانع محيطي را مي توان از عوامل بسيار مهم و مؤثر ممانعت  پيدايش خلاقيت بشمار آورد كه خود شامل بخش هاي زير است :

1- ارزيابي :

يكي از موانع پرورش خلاقيت آزمون و ارزيابي كليشه اي و صرفاً نوشتاري و محدود است .بايد سعي شود در ارزيابي از دانش آموزان ، هدف بيشتر جنبه هاي كيفي باشد و نه كمي و نمره اي .زيرا همانطور كه قبلاً اشاره شد ، دانش آموزان خلاق معمولاً در چهارچوب قرار نمي گيرند و در محيط هاي محدود و پرفشار گردنكشي كرده ، آزمونهاي كليشه اي باروحيات آنان مناسبت نداشته و ارزیابی از فعالیتهای آنها به صورت مشهود ، بار منفی به دنبال خواهد داشت.

 

2-پاداش :

تشويق و ترغيب افراد ، عامل بسيار مهمي در تكامل خلاقيت افراد خواهد بود و فقدان آن نيز از موانع خلاقيت محسوب خواهد شد.

در اکثر موارد پاداش باعث از بین بردن میل و انگیزه های درونی خواهد شد.

 

3-رقابت :

برقراري رقابت هاي نادرست و مقايسه هاي نامطلوب ، منجر به تجربه رفتارهاي  منفي و نادرست  از جمله عيب جويي و تحقير خواهد شد كه اين امر مي تواند به روحيات فرد لطمه جبران ناپذير وارد نموده  و حس اعتماد به نفس و خلاقيت را در فرد از بين ببرد.در این نوع رقابت فرد از هر وسیله استفاده می کند تا حریف را از میدان خارج نماید. از طرفی مقایسه دانش آموزانی که دارای ویژگیها و شرایط یکسانی نیستند ( مانند توانایی ، استعداد های خاص ) کار مطلوبی نبوده و نمی بایست انتظار یکسانی را از ادراک دانش آموزان مختلف داشت .

1-محدود نمودن فرد در انتخاب:

 محدود نمودن دانش آموزان   به يك روش و راه حل براي رسيدن به پاسخ در ارزيابي ها از عواملي است كه آزادي تفكر و انديشه را از بين خواهد برد و اين مطلب خود زايل كننده تفكر خلاق در آنان خواهد شد.زيرا با محدود كردن راه حل ، فرد را به سمت و سوي تفكر همگرا سوق خواهيم داد كه مغاير با دست يابي و پرورش خلاقيت خواهد شد.فشاری که خانواده و مدرسه برای حفظ کردن مطالب و یادگیری آن به فردی که سطح بالایی از انگیزه های درونی ندارد، وارد می کند . تأثیرات منفی فراوانی بر فرد وارد نموده و این آثار مخرب به اشکال مختلفی از جمله : فرار از مدرسه ، ترک تحصیل و حتی خودکشی نمود ، پیدا می نماید . بدترین عامل برای سرکوب خلاقیت ، محدودیت در انتخاب فرد است .

بعضي از موانع خلاقيت مربوط به نظام آموزشي رسمي كشور است كه به اختصار به گوشه اي از آن اشاره مي شود :

-فشردگي برنامه درسي در زمان محدود.

-عدم تبحر كافي معلم در تدريس.

-داشتن تنها يك متن به عنوان منبع معتبر يا كتاب درسي معين .

-ندادن مجال به دانش آموز جهت بحث و ابراز عقيده .

- عدم اطلاعات كافي معلمان در خصوص مسأله ي خلاقيت و چگونگي شكوفايي آن.

تعدادي از موانع رشد خلاقيت ، به خانواده ها مربوط مي شود كه عبارتند از :

-تأكيد بيش از حد والدين بر هوش و حافظه ي كودك .

-ايجاد رقابت بين كودكان كه هدف كودك را متمركز به برد و پيروزي بر سايرين مي نمايد و او را از انجام صحيح و اصولي فعاليت ها باز مي دارد .

-تأكيد افراطي بر جنسيت كودك .

-وضع قوانين خشك و دست و پاگير در منزل .

-عدم آشنايي والدين با مفهوم واقعي خلاقيت .

-انتقاد مكرر از رفتارهاي كودك .

-بيهوده شمردن تخيلات كودك .

-عدم شناسايي علائق دروني كودك .

-عدم وجود حس شوخ طبعي در محيط منزل .

-تحميل نقش بزرگسال به كودك .

- دور بودن محیط مدارس از زندگی واقعی دانش آموزان .( محیطی که به قدر کافی ، شرایط اجتماعی را که عضو جامعه باید در آن به سر برد ، نمایان نمی سازد.

 

ب) موانع فردي :

منظور آن دسته از موانعي است كه ناشي از ويژگي هاي فرداست . كه با شاخصه هايي خلاقيت همخواني نخواهد داشت.از جمله : عدم انگيزه ، عدم انعطاف پذيري ، عدم مطابقت ، ترس از شكست ، تفكرات منفي ، بي حالي و تنبلي ، كمرويي و امثال آن .

 

موانع خلاقيت از ديدگاه ديگر :

۱- موانع ادراكي :

آن دسته از موانع كه باعث مي شود فرد ، صورت مسأله را به وضوح و مشخص درك ننموده و اطلاعات لازم و كافي را كسب نكرده است.

2-موانع هيجاني :

فرد بايد در شرايطي زندگي كند كه از امنيت كافي برخوردار بوده و هيچگونه هراسي از خطر كردن در دل خود راه ندهد و شكست را مايه ي پيروزي بداند.اضطراب امتحان ، نوعی خود مشغولی ذهنی است که با تردید فرد در باره تواناییهای خود مشخص می شود. و غالباً با شناخت منفی ، عدم تمرکز حواس، واکنش های جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی همراه خواهد بود.

3-موانع فرهنگي و محيطي :

ديكته شدن بي چون و چراي بعضي از آداب و قوانين و الگوها و هراس از عدم استقبال اجتماعي و شغلي .

4-موانع فكري و تشريحي :گاهي بر اثر عواملي (مانند : عدم اعتماد به نفس ، عادت و عدم انعطاف پذيري) ، فرد توانايي لازم در رابطه با انتخاب سودمندترين راه براي حل مسأله را پيدا نمي كند.

جایگاه ارزشیابی درپرورش خلاقیت

ارزشیابی فرایندی نظام مند است که طی آن اطلاعات لازم در خصوص چگونگی  فرایند یادگیری  جمع آوری شده و با تحلیل و تفسیر این اطلاعات،  میزان تحقق اهداف مورد نظر تعیین می گردد.

ارزشیابی از ابزارهایی است که می تواند تأثیر به سزایی در قوه تفکر خلاق افراد داشته باشد . به صورت اجمالی و فهرست وار به این تأثیرات اشاره خواهد شد :

- با استفاده از ارزشیابی مناسب می توان میزان اطلاعات دانش آموزان را شناسایی نموده و به تکمیل یا رفع ابهامات آن پرداخت.

- اضطراب امتحان ، نوعی خودمشغولی است که با تردید فرد در باره توانایی های خود مشخص می شود. افراد مضطرب  غالباً دارای ویژگیهایی از جمله :  شناخت منفی ، عدم تمرکزحواس ، واکنش های جسمانی نامطلوب و افت تحصیلی  خواهند داشت .

در ارزشیابی نوین به جای نمره گرایی و قضاوت بر مبنای نمرات کسب شده در آزمون های کتبی ،در کنار آن  به جمع آوری اطلاعات در خصوص میزان کسب مهارتهای لازم اجتماعی ، فرهنگی و فردی ، برای حضور در جامعه فراگیر در دانش آموزان پرداخته می شود و دانش آموز را در راه کسب این ویژگی ها یاری می نماید. در چنین ارزشیابی فرد علاوه بر این که دچار استرس نمی شود بلکه به نقاط ضعف خود پی برده و به رفع نواقص خود می پردازد.

- از آنجایی که خلاقیت فرآیندی است که بر مبنای استعداد ، آموزش و تفکر استوار است ، ضروری است در ارزشیابی ، از پرسشهایی استفاده شود که بتواند به نحو مطلوب فرد را ارزیابی نماید . مانند :

- چند کاربرد برای یک شی معمولی پیشنهاد کند.

- راههای بهبود وسایل یا اسباب بازی ها را ارائه نماید.

- چه آینده ای برای یک داستان طرح شده می اندیشد.

و ...

- جهت پیشبرد قوه خلاقه در دانش آموزان ، ضروری است با استفاده از ارزشیابی سازنده ، به تعیین  ارزش و موقعیت علمی و مهارتی آنها به صورت انفرادی و برای آگاهی او از میزان پیشرفت خود پرداخته می شود . البته در نتیجه کار باید از مقایسه و رتبه بندی آنان خودداری به عمل می آید.

- برای تقویت نوآوری و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان ، می بایست ارزشیابی ها ، متناسب با تواناییهای فردی آنان و به دور از محدودیت در پاسخ و فشار باشند.

- ارزشیابی نباید به گونه ای اجرا شود که دانش آموز به جای توجه به افزایش معلومات و بهبود مهارتهای خود تنها حرص و ولع برای کسب نمره داشته باشد.

- از عوامل مهم تفکر خلاق ، انگیزه درونی افراد است که با استفاده صحیح از ارزشیابی تحصیلی و تربیتی ، می توان این قوه ی کارآمد را با طرح پرسشها و ارائه مهارتهای مناسب تقویت نمود .البته بین مهارتها و علایق آنها وجه مشترکی وجود داشته باشد .

- ارزشیابی نباید با انعطاف ناپذیری و محدودیت زیاد برای دانش آموزان صرفاً بر انتقال معلومات و محفوظات تکیه نموده و امکان رشد فکری ، ابتکار ، نوآوری و اکتشاف را از آنان سلب نماید .

در حالی که در روش های فعال و باز ، با دادن آزادی به دانش آموز و عدم نظارت دائمی بر کارها و برنامه های او ، به وی فرصت داده خواهد شد تا به جست و جو و کشف مسائل بپردازد . در این صورت دانش آموز در فرایند یادگیری دخیل شده و انگیزه های درونی و به دنبال آن امکان بروز خلاقیت در او افزایش خواهد یافت .

- امروزه در آموزش و پرورش کشورهای پیشرفته ، ارزشیابی از تمامی دانش آموزان با شیوه یکسان ، قابل پذیرش نبوده و در نظریه های اخیر صاحبنظران و متخصصان و اساتید علوم تربیتی باور بر این است که ارزشیابی باید با توجه به تفاوتهای فردی در میان دانش آموزان از نظر هوش ، شخصیت ، استعداد ، پیشرفت تحصیلی ، وضعیت اقتصادی و اجتماعی و قدرت یادگیری او صورت پذیرد.

(( یسل )) ، ستاره شناس معروف آلمانی پس از یک سری آزمایش ثابت نموده که هرکس معادله خاص خود را دارد و هیچ دو نفری نمی توانند به برآورد کاملاً یکسان از یک مسأله برسند.

- با توجه به وجود واکنش های مختلف دانش آموزان در برابر شیوه های مختلف آموزشی و پرورشی ، نمی توان از افراد انتظار واحدی در پاسخگویی به سؤالات یکسان را داشت .

- اعلام نتیجه ارزشیابی در اسرع وقت باعث کاهش اضطراب در دانش آموزان خواهد شد.

- با توجه به رشد سریع نیازهای فراگیران به دلیل تغییرات شدید در شرایط اجتماعی و اقتصادی و همچنین انفجار دانش ، می بایست در ارزشیابی ، این نیازها را مد نظر قرار داد .

http://farajidasht.blogfa.com