مشارکت اولیاء
نحوه مشارکت اوليا در ارزشيابي
مشارکت اوليا با توجه به شرايط و موضوع ارزشيابي وهمچنين با توجه به زمان وهدف استفاده از ارزشيابي به دو صورت مستقيم وغير مستقيم مي تواند انجام بگيرد.
در مشارکت مستقيم اوليا در خانه بطور اختصاصي و با توجه به روند فراگيري و ياددهي به ارزشيابي دانش آموز مي پردازند و نتيجه داده ها را نيز خود بدون واسطه دريافت مي کنند. در اين حالت وظيفه ي جمع آوري اطلاعات نيز بعهده ي خود اوليا مي باشد. وبدليل مشارکت مستقيم ، از توانائي هاي دانش آموز در حوزه هاي شناختي (6مورد بلوم) اگاهي بيشتري کسب مي کنند و همچنين نقاط قوت وضعف در حوزه ي عاطفي و رواني حرکتي را شناسايي کرده و در اختيار معلم ومدرسه مي گذارند.
در مشارکت غير مستقيم اوليا با مراجعه به مدرسه وآگاهي از روند يادگيري دانش آموز اگاهي يافته و در خصوص راهکارهاي بهبود فرايند يادگيري با مربيان و مسئولين مدرسه به تبادل نظر مي پردازند.
راهكارهاي اثر بخشي مشاركت اوليا در ارزشيابي مستقيم
براي اثر بخشي بيشتر مشاركت اوليا در ارزشيابي ، رعايت شاخصهاي زير در ارزشيابي هاي به عمل آمده توسط اوليا مهم است.
الف-آگاهي ودانش اوليا از مفاد درسي و شيوه و اهداف آموزش :
بدليل اينکه دانش آموز پايه اول در آغاز شکل گيري ساختار ادراکي و دانشي است ؛ ودر واقع پي ريزي ساختار دانشي وعلاقه مندي او در حال شکل گرفتن است ؛مي بايست اوليا رابطه تنگاتنگ و بسيار نزديکي با معلم داشته باشند، و از آموزشهاي خود سرانه جداً پرهيز کنند.تا از هرگونه تداخل آموزشي جلوگيري شود به گونه اي که ارزشيابي هاي اوليا در جهت تکميل و همپوشاني ارزشيابي هاي معلم باشند.
ب- کيفيت ارزشيابي :
کيفيت ارزشيابي حتماً با مشاوره ي معلم و هماهنگ با کلاس انجام بگيرد.اگر سطح ارزشيابي از سطح آموزش و يا فراگيري شخصي دانش آموز فراتر باشد موجبات دلسردي و سرخوردگي را فراهم خواهد آورد.چنانچه سطح ارزشيابي از سطح ارزشيابي کلاس پايين تر باشد دانش آموز هنگاميکه در کلاس مورد ارزشيابي قرار مي گيرد به دليل عدم آمادگي کامل احساس دلسردي و سر خوردگي نيز در او ايجاد خواهد شد.
ج- کميت ارزشيابي :
ارزشيابي بايد خلاصه ومفيد باشد .اوليا به اين نکته توجه داشته باشند که ميزان آموزش و ارزشيابي به توجه به سن و موقعيت روحي رواني دانش آموزش بستگي دارد. چنانچه مدت ارزشيابي بيش از توان دانش آموز باشد باعث خستگي و بي حوصلگي دانش آموز شده و او را از دادن پاسخ صحيح باز مي دارد. چنين ارزشيابي هايي باعث خواهند شد تا از اهداف آموزشي که در نظر داريم باز بمانيم .
د-استمرار در ارزشيابي :
ارزشيابي به دليل داشتن حالت فرايندي جريان آن متوقف در مرحله ي خاصي از فعاليت يا فعاليتها نمي باشد.در ارزشيابي فرايند مدار ،ارزشيابي پيشرفت يادگيري به عنوان امري مستمر و پويا در نظر گرفته مي شود که در تمام مراحل آموزش و يادگيري به کار گرفته مي شود و در واقع نقش تکويني دارد وهدف آن اصلاح و بهبود فرايند ياددهي-يادگيري مي باشد.بنابراين ارزشيابي موثر مي بايست پيوسته و در مورد دانش آموز پايه ي اول بطور اخص روزانه باشد(اصل تکرار در يادگيري) در غير اين صورت نقش اثر بخشي خودرا به ميزان قابل توجهي از دست خواهد داد.
ه- زمان ارزشيابي :
با توجه به سن دانش آموز که در مرحله ي گذر از پيش دبستان به دبستان است ، انتخاب مناسب زمان ارزشيابي بسيار مهم است. ارزشيابي در زمان خستگي دانش آموز و يا در زمانيکه مشغول ديدن برنامه ي کودکان مورد علاقه ي خود مي باشد و يا در هنگام اوج بازي؛ علاوه بر اينکه داده هاي صحيح و مورد اعتمادي نمي دهند هيچ نقشي در آموزش و يادگيري دانش آموز نداشته و حتي دلزدگي و...... در پي خواهد داشت. بهترين زمان براي ارزشيابي ،زماني است که فرايند آموزش و يادگيري در حال انجام است.
و- نحوه ي ارزشيابي :
ارزشيابي بايستي نظامدار و هدفمند باشد . اوليا مي توانند به هر سه شيوه ي گفتاري ، نوشتاري ، و عملکردي وبا استفاده از انواع ابزارهاي اندازه گيري و سنجش مانند بحث وگفتگو، ديکته شب ، بازي با کلمات ، نقاشي هاي هدفمند ، شعر خواني .....دانش آموز را مورد ارزيابي قرار داد .اوليا هنگام ارزشيابي نبايد روحيه ي آمرانه و طلبکارانه داشته باشند. بلکه مي بايست با ايجاد پيش زمينه هاي مناسب جهت آماده نمودن دانش آموز براي ارزشيابي ،او را تشويق به ارزيابي خود نمايند. بگونه اي که دانش آموز خود با اظهار علاقه مندي درخواست ارزيابي خود را داشته باشد.همچنين دادن نمره بصورت 0 تا 20 و يا خوب و بد بگونه اي باشد که دانش آموز ملاک دانايي هاي خود را از هم اکنون نمره نداند و پندار غلط نمره گرايي در ذهن او ايجاد نگردد. ارزياب نبايد صرفاً به ارائه ي پاسخهاي مورد انتظار از از يادگيرنده بسنده کند،بلکه بايد بدنبال اين باشد که چرا و چگونه به چنين نتايجي دست يافته است.
و- تشويق و تنبيه
همانگونه که علماي علم تعليم وتربيت از آن بعنوان يکي از ابزارهاي مهم تربيتي ياد کرده اند در امر آموزش و يادگيري براي ايجاد علاقه و يا ترغيب دانش آموز به فعاليت بيشتر، مي تواند مور داستفاده قرار گيرد. اما نبايدبعنوان تنها وسيله جهت بالابردن توان ارزشيابي فراگيرقلمداد شود. تناسب تشويق وتنبيه با ارزشيابي ها از ديگر نکاتي است که بايد مورد توجه ارزياب قرار گيرد. در صورت افراط و يا تفريط، اثر بخشي تشويق و تنبيه از بين خواهد رفت و حتي نتيجه ي معکوس در بر خواهد داشت. و در پي آن ارزشيابي نيز ناکارآمد خواهد بود.
ز- تعامل تنگاتنگ و ارائه ارزشيابي ها
براي اينکه يک ارزشيابي اثر بخش باشد همانگونه که در تعريف آن آمده (جمع آوري اطلاعات و داده ها ، تجزيه وتحليل آنها) اوليا مي بايست با ارئه ي ارزشيابي هاي انجام گرفته از فرزندان خود و تجزيه وتحليل آنها همراه معلم؛ در جهت شناخت بيشتر توانايي ها و ضعف هاي دانش آموز؛ به معلم و در نهايت به پيشرفت روند آموزش کمک کنند.
موانع ومشکلات مشارکت اوليا در ارزشيابي
از آنجا يکه ارزشيابي يکي از ابزارهاي ياد گيري در جهت رسيدن به اهداف آموزشي است، وآموزش دانش آموزش پايه ي اول کاملاً رابطه ي دو سويه بين خانه ومدرسه است ؛ مشکلات و موانع مشارکت نيز دوسويه خواهد بود . به اين نحو که در شرايطي موانع از سوي اوليا ودر بعضي مواقع از سوي مدرسه مي باشد.
شرايط اجتماعي دانش آموزان وخانواده هاي آنان (بسته به ميزان سطح فرهنگ وسواد آنها )، ميل به ارزشيابي و اهيمت دادن به روند يادگيري آنان را تعيين مي کند و ارتباط مستقيم دارد. در شرايط خاص که خانواده ها در گير برآوردن نيازهاي اوليه زندگي هستند و از لحاظ فرهنگي و مادي در فقر بسر مي برند ، احساس نياز به پيگيري مسايل آموزش وپرورش فرزند را بدليل مسايل ومشکلات پيش روي زندگي از دست مي دهند ويا ميل و رغبت کمتري در جهت پيگري مسايل آموزشي فرندانشان دارند . در عصري که ديگر خواندن و نوشتن سواد محسوب نمي شود و تمامي خانواده ها به نقش دانش واقفند برخي موارد باعث شده که خانواده ها از نقش خود در پيشرفت آموزشي فرزندانشان چشم پوشي کنند و يا آن را ناديده بگيرند. بطور کلي موانع مشارکت اوليا در ارزشيابي فرزندان را به موارد زير مي توان خلاصه کرد:
الف : عدم آگاهي از لزوم مشارکت و ميزان سهم آن در پيشرفت روند آموزشي فرزندان
ب : نداشتن سواد کافي و يا بي سوادي اوليا دانش آموز
ج : مهم نبودن آموزش فرزندان براي اوليا (فقر فرهنگي،نبود خانواده ي منسجم)
د : نبود هماهنگي بين ارزشيابي هاي خانه ومدرسه که منجربه اعتراض معلم، ودرنهايت جلوگيري
از روند ارزشيابي خواهد شد
ه : نداشتن وقت کافي براي رسيدگي به روند آموزش ويادگيري و ارزيابي فرزندان
راهکارهاي جلب مشارکت اوليا در ارزشيابي
چنانچه بتوانيم يک سيستم آموزشي کيفي را داشته باشيم ، خانه بخشي از اين سيستم محسوب شده که نقش مهم و موثري در امر آموزش و پرورش ايفا مي کند. بدين نحو که علاوه بر آموزشهاي درون مدرسه دانش آموز مي تواند از آموزشهاي بيرون مدرسه برخوردار شود. در صورت هماهنگي کامل (وجود سيستم يک پارچه آموزشي پيوسته ي خانه/ مدرسه) دانش آموز مي تواند بطور مستمر تحت يک سيستم آموزشي قرارداشته باشد . اما با توجه به امکانات موجود و سطح برخورداري از آن در اجتماع و مدارس ، و سطح فرهنگي والدين که مي تواند از نقطه اي به نقطه ي ديگر بسيار متفاوت باشد؛ به همان ميزان مشارکت اوليا در ارزشيابي و آموزش فرزندانشان متفاوت خواهد بود. راهکار جلب مشارکت اوليا دانش آموزان توسط معلمي که در يک روستا مشغول به تدريس است ، با معلمي که در يک نقطه ي برخودار از امکانات رفاهي اجتماعي از يک کلان شهر مشغول به کار است ؛ و با معلمي که در حاشيه شهرهاي بزرگ و محله هاي پر بزه مشغول به تدريس مي باشد کاملاً با يکديگر متفاوت خواهند بود. بطوريکه جلب مشارکت اوليا در ارزشيابي دانش در نقاط غير برخوردار از امکانات فرهنگي ومادي با مشکل روبرو است. هر چند که اکثر والدين بخصوص مادران ابراز علاقه ي شديد براي رشد فرهنگ وآموزش فرزندانشان دارند . اما بدليل نداشتن ابزارهاي لازم جهت کمک در روند آموزش و ارزشيابي فرزندانشان اين علاقه فقط بصورت يک آرزو باقي مي ماند. به همين دليل در اين شرايط مدرسه و معلم براي پيشبرد اهداف آموزشي و ثمر بخشي کار و تلاش خود مي بايست با روش هايي مشارکت اوليا را در ارزشيابي از دانش آموز تشويق و ترغيب کند.
در جهت ايجاد چنين انگيزه و راهکاري معلم به موارد زير توجه داشته باشد:
الف- ايجاد ارتباط هدفمند عاطفي تربيتي با والدين از طريق دعوت آنها به مدرسه بطور مستمر
ب- تبيين وتوضيح نقش آنها در ميزان فرايند يادگيري فرزندانشان
ج- توضيح ارزشيابي ونحوه ي چگونگي انجام آن
د- معرفي کتب راهنما و کتابهاي معرفي شده استاندارد ارزشيابي آموزشي
ه- گفتگو وتوضيح اختصاصي در رابطه با مشکلات و توانايي هاي فردي دانش آموز به اوليا واتخاذ
تصميم واحد جهت بهبود روش ارزشيابي موثر
و- اعلام وقت هاي آزاد براي مراجعه اوليا و دادن مشاوره هاي لازم
بخش پاياني ونتيجه گيري
دانش آموز پايه ي اول بر اساس آنچه که گفته شد نياز به آموزش همگام و هم راستا با کلاس ومعلم دارد . تکرار وتمرين جزئي از فرايند يادگيري و تثبيت دانسته هاي آن مي باشد، واز عوامل مهم و موثر در يادگيري و تکرار؛ ارزشيابي است که عمدتاً بصورت ديکته ي شب و طرح مسائل رياضي از سوي اوليا ارائه مي شود . از طرح اين مقاله و بررسي و آماري که از فرايند يادگيري دانش آموزان اين دبستان بدست آمده مي توان نتايج زير را ارائه کرد :
الف- مشارکت اوليا در ارزشِِِِِـيابي تـکـويني وتشخيـصي نقش صـد در صـدي در فرايند يادگيري دانش آموز دارد .
ب- دانش آموزاني که از لحاظ قدرت يادگيري در سطح خوب وبالا يي بوده ا ند بدليل عدم توجه ورسيدگي اوليا (بدلايل خاص اشاره شده) در امر ارزشيابي ؛ باعث افت روند رو به رشد آموزشي دانش آموز شده به گونه ايکه دانش آموز از موقعيت بسيار خوب به موقعيت ضعيف ويا خيلي ضعيف نزول کرده است .
ج- برعکس مورد ب دانش آموزاني بوده اند که در ابتداي سال تحصيلي؛ در فرايند يادگيري دچار مشکل بوده اما با همکاري اوليا در امر ارزشيابي هاي مستمر تکويني وتشخيصي از موقعيتهاي بسيار ضعيف و يا ضعيف به موقعيتهاي خوب و يا خيلي خوب رسيده اند .
د- ارزشيابي مؤثر ، ارزشيابي مستمر وهدفمند است . دانش آموزاني که بطور مستمر توسط اوليا مورد ارزشيابي قرار مي گيرند در واقع فرايند تکرار يادگيري در آنها هميشگي است . وبطور بسيار خوبي داراي موقعيتهاي عالي يادگيري مي باشند.
ه- دانش آموزاني که بطور منفصل و بصورت گاه و بي گاه توسط اوليا مورد ارزشيابي قرار مي گيرند با همان نوسانات و پريودهاي زماني ارزشيابي ، از موقعيتهاي خوب به موقعيتهاي متوسط و ضعيف در حال نوسان هستند.
و- دانش آموزاني که بدلايل مختلف مدرسه گريزان هستند و توانايي ارتباط با جمع را ندارند با ايجاد انگيزه هاي تشويقي در ارزشيابي هايي که توسط اوليا انجام مي گيرد و انتقال داده ها به معلم و مدرسه به خوبي مسير بازگشت به مدرسه را طي نموده اند .
ز- مشارکت اوليا در ارزشيابي چنانچه داراي شرايط گفته شده باشد نقش مهمي در تعميق آموزشها و يادگيري هاي دانش آموز دارد .
ح- بدليل شرايط خاص دانش آموزان پايه ي اول تعطيلات آخر هفته و بخصوص ايام نوروز چنانچه همراه با ارزشيابي توسط اوليا نباشد ؛ به طرز چشم گيري از ميزان دانسته هاي آنها کاسته شده و از موقعيتهاي خود تنزلهاي شديدي را خواهند داشت . به عکس دانش آموزاني که درهنگام تعطيلات کوتاه مدت ويا بلند مدت توسط اوليا خود بطور مستمر مورد ارزشيابي قرار گرفته اند به ميزان قابل توجهي در حد مطلوب باقي مانده و حتي پيشرفت داشته اند.
ط- دانش آموزاني که در خانه مورد ارزشيابي قرار مي گيرند به نسبت بسيار بالاتري نسبت به ديگران که مورد ارزشيابي قرارنمي گيرند از آمادگير بيشتري براي فراگيري درس جديد برخوردار هستند.
ي- اولياي دانش آموزان از نتايج ارزشيابي بهره مند خواهند شد ، و مي توانند به نقاط ضعف وقوت فرزندانشان آگاهي پيدا کره در صدد رفع يا تقويت آن برايند .
ك- در فرايند ارزشيابي بدليل تعامل درسي آموزشي بين والدين وفرزندان (چنانچه بطور اصولي باشد ) در استحکام روابط عاطفي رواني دانش آموز با والدين نقش مؤثري خواهد داشت .
ل- ارزشيابي توسط اوليا امکان شناخت بيشتر از ميزان توان يادگيري (بهره ي هوشي IQ ) فرزندانشان را بدست مي دهد.
م-ارزشيابي بخصوص ارزشيابي فرايند مدار، نه تنها تحقق هدفها را در هر مرحله از آموزش و يادگيري نشان مي دهد ، بلکه بازخورد آن زمينه ي اصلاحات لازم در برنامه ي درسي ، مواد آموزشي، روشهاي تدريس و فرايند ارزشيابي پيشرفت آموزشي را فراهم مي نمايد .
منابع :
تحقيقات ميدانی
علی اکبر سيف – روش اندازه گيری و ارزشيابی آموزشی
حسن پاشا شريفی – اصول روان سنجی و روان آزمايي
حيدر علی هومن – اندازه گيری های روانی و تربيتی و فن تهيه تست
عليرضا کيامنش – سنجش و اندازه گيری در علوم و رياضی دوره ابتدايي
اينترنت
بهروز فرجي دشت