نقدي بر سنجش و ارزشيابي سنتي ( نمره اي –كمي )
اگر به يك فراگير يك پروژه و فعاليت هدفمند و عملكردي محول شود ( مانند ساخت يك پل با چوب كبريت يا ماكاروني ) و نتيجه كار مطلوب و مورد نظر نباشد خود او به برطرف نمودن نواقص و اشكالات برآمده و فعاليت خود را تا زمان رفع نقص و موفقيت نهايي ادامه خواهد داد . در اين صورت دانش آموز خود را ارزيابي كرده و ضمن پذيرفتن ابرادهاي وارده بركار خود دچار پريشاني ، تخريب شخصيت ، عقده حقارت و ... نخواهد شد.
در فرايند آموزشي نوين فراگيران طراح سوال هستند و آنچه را آنان نمي دانند و يا دوست دارند بدانند ، بايد مطرح شود و پاسخهاي آنان معين و مشخص نيست و هركس به فراخور توانايي و داناييش به بيان ديدگاه خود مي پردازد ( واگرا).
اگر اديان الهي از ابتدا تا دين مقدس اسلام ، تأكيد بر عمل نمودن بر اعتقادات و پندار ها مي نمايند برهمين امر صحه خواهد گذاشت كه از آموزش حافظه اي و انباشتن معلومات و سپس از خاطر بردن نتيجه مطلوبي حاصل نشده و ديگر زمينه اي براي خلاقيت و ابتكار قراهم نخواهد بود. و هرچه فرآيند يادگيري با واقعيتها و كاربردهاي آن در جريان زندگي نزديك تر باشد ، ماندگاري علوم و تجارب بيشتر خواهد بود.
كار مدارس تنها آموزش و مطالبه محتويات كتابهاي درسي در جلسات امتحاني نيست بلكه رسالت اصلي آن مجهز و مسلح نمودن فراگيران به مواردي است كه او را براي يك زندگي سالم ، ايمن ، باايمان ، با هويت بودن ، توانمند در حل مشكلات بار آورده و مهارتهاي صحيح زيستن را چه به صورت فردي و يا گروهي به او بياموزد.
آنچه در روند تكاملي نظام هاي آموزشي كشورهاي پيشرفته مشهود است ، همواره تغيير و تحولات از تحول در شيوه هاي سنجش و ارزشيابي آغاز شده و سپس به ساير عوامل آموزشي پرداخته شده است ، و اين بيانگر اهميت موضوع سنجش و ارزشيابي مي باشد .
امروزه صاحبنظران بر اين باورند كه همه فراگيران توانايي يادگيري و رشد را دارند . اگر با توجه به تفاوتهاي فردي و دوري جستن از اهداف ارزشيابي سنتي (كه محور كار حول ضعفها و خطاهاي آنان است )به شناخت توانايي ها و استعدادها پرداخته شود عملا پي خواهيم برد كه هر فرد متناسب با ويژگي هاي منحصر به فرد و با علائق خاص قادر به فراگيري خواهد بود.
سنجش و ارزشيابي مؤثر و سازنده ، ارزشيابي خواهد بود كه ضمن پاسداشت حرمت ، شخصيت و اعتماد به نفس فراگيران ، ابزاري جهت نيل به رشد و تعالي انساني ، فرهنگي ، اجتماعي و ... باشد .
سنجش و ارزشيابي به عنوان ابزاري كليدي و مهم در اختياردست اندركاران تعليم و تربيت و فراگيران و اولياء آنان بوده تا دانايي و توانايي لازم را در اختيار متربيان قرار داده يا آن را اصلاح و تعديل نمايد .
به منظور تحقق اهداف فوق نمي توان ارزشيابي را تنها محدود به زمان خاص و در پايان دوره آموزشي دانست ، بلكه اين فرآيند ميبايست در طول دوره و به صورت مستمر انجام گيرد تا فراگيران گام به گام در مسير فرآيند ياددهي-يادگيري به اهداف مورد نظر دست يابند . درحالي كه در ارزشيابي سنتي تكيه بر ارزشيابي پايان دوره بوده و آن مصداق (( نوش دارو بعد از مرگ سهراب است )).
در نگاه تازه هدف اصلي از سنجش و ارزشيابي شناخت كارآيي اركان نظام آموزشي در پرورش انسان سالم ، هوشمند ، توانا ، كاوشگر و... است و نتايج حاصل از آن جهت رفع مشكلات و نارسايي هاي عوامل آموزشي در مدارس مي باشد . ( از جمله : برنامه درسي ، روش تدريس، تكنولوژي آموزشي ، آيين كلاسداري و ... )
نظام آموزشي معتبر
نظام آموزشي معتبر، نظامي است كه بين برنامه آموزشي هدفمند آن با شيوه هاي تدريس و ارزشيابي داراي ارتباط منطقي و تنگاتنگ باشد .( ري نولدز 1996)
آنچه از فارغ التحصيلان نظام آموزشي انتظار مي رود عبارت است از :
- توانايي يادگيري مادام العمر
- علم و توانايي در انتخاب شيوه هاي برخورد با مسائل
- تمايل و مهارت كار در گروه اجتماعي
- قائل بودن ارزش براي ويژگي هاي والاي اجتماعي ، فرهنگي ، انساني و ...
- داشتن خلاقيت و ذكاوت در حل مسائل ( آرتور كاستا 1993)
پيام يونسكو در باره آموزش دوره عمومي
- هدف از آموزش به خصوص در دوره عمومي ، آموزش براي زيستن، براي درجمع زيستن و بهتر زيستن است.
- يادگيري فرآيندي است به اندازه تمام زندگي ، هم در طول و هم در گوناگوني اش .
اگر به كودكان مانند گياه بينديشيم ، سنجش پاياني به منزله اندازه گيري و بررسي گياهان است .
اين نوع اندازه گيري براي مقايسه و تجزيه و تحليل و ارزيابي وضعيت فعلي گياه مطلوب است و لي در رشد گياه مؤثر نيست . آنچه مؤثر است ارزشيابي مستمر مي باشد كه سازنده و رشد دهنده در صدد جمع آوري اطلاعات از گياه به منظور باغباني از آن است.
كود دادن ، آب دادن ، هرس كردن ، دفع علفهاي هرز و انجام هرچه كه موجب رشد گياه مي باشد.
( شرلي كلارك 2001 )
http://farajidasht.blogfa.com
بهروز فرجي دشت